جمعیت امام علی
  • خانه
  • درباره ما
    • تاریخچه و فعالیت‌ها
    • منشور اخلاقی
    • ماموریت و اهداف
    • اساسنامه
    • ساختار سازمانی
    • شارمین میمندی‌نژاد مؤسس جمعیت امام علی
    • زهرا رحیمی مدیر عامل جمعیت امام علی
    • کمیته‌های جمعیت امام علی
    • سوالات متداول
  • خانه‌های ایرانی
    • خانه‌های علم
    • خانه‌های اشتغال
    • خانه هنر
    • باشگاه هواداران
    • خانه درمان
    • آدرس خانه‌های ایرانی
  • طرح‌ها
    • آیین کوچه گردان عاشق
    • آیین هفت‌ سین برکت
    • آیین کعبه کریمان
    • آیین طفلان مسلم
    • آیین صفای سعی
    • آیین شام عیاران
    • آیین یلدا در کوچه‌‌های فقر
    • باشگاه ورزشی پرشین
    • طرح از مهر بگو
    • جشنواره بوی عیدی
  • سمینارها
    • همایش سیل
    • سمینار تخصصی اعتیاد کودکان و نوجوانان
    • سمینار تخصصی کودکان کار
    • سمینار ازدواج کودک
    • سمینار کودک آزاری
  • رسانه
    • اخبار
    • یادداشت‌ها
    • نشریات
  • حمایت مالی
    • حمایت مالی
    • گزارش حسابرسی
    • حامیان
  • فرم عضویت داوطلبان
  • تماس با ما
  • EN
  • جستجو
  • منو
  • معرفی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی
  • معضلات منطقه و چالش ها
  • معرفی تیم های خانه ایرانی احمدآباد مستوفی
  • تماس با خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

شکل گیری خانه ایرانی احمدآباد مستوفی به حدود 6 سال قبل و به آیین کوچه گردان عاشق سال 92 باز می‌­گردد. جایی که نیازهای یک ماه خانوارهای نیازمند در قالب طرحی یکپارچه توسط عاشقان کوچه‌­گرد و به رسم مولا علی (ع) به درب منازل آن­ها، حمل می‌­شود. فقر شدید فرهنگی و مالی علی­‌الخصوص در منطقه نوروزآباد باعث شد که اعضای داوطلب جمعیت به دنبال راه ­حلی پایدار جهت حمایت بخشی از کودکان درگیر معضل باشند.

پس از کوشش­‌های فراوان و انجام تحقیقات میدانی و شناسایی خانواده­‌های درگیر معضل، سرانجام خانه ایرانی احمداباد مستوفی در پاییز 93 و با تحت حمایت قراردادن 70 کودک محروم از تحصیل و کودک کار فعالیت خود را آغاز کرد.

احمدآباد مستوفی

احمدآباد مستوفی

معضلات منطقه

همه معضلات اجتماعی موجود در منطقه احمدآباد مستوفی را می توان ناشی از فقر فرهنگی و فقر مالی دانست. با این حال، کودکان این منطقه بیشتر درگیر 4 معضل زیر هستند:

محرومیت تحصیلی

علی رغم اینکه طرح فرمان، برای تسهیل آموزش فرزندان مهاجر، در کل کشور اجرا شد، اما اجرای این طرح در منطقه احمدآباد مستوفی با چالش­ های اساسی مواجه بوده است. شاید اصلی ترین چالش پیش رو در اجرای طرح مذکور در این منطقه را بتوان کمبود فضای آموزشی عنوان کرد.

با این حال، در صورت برطرف شدن مشکل کمبود فضاهای آموزشی، باز هم شمار زیادی از کودکان از تحصیل باز خواهند ماند. چرایی این مساله را باید با حساسیت بیشتری دنبال کرد. کبر سنی کودکان و امکان پذیر نبودن تحصیل آنان در کنار سایرین، پیگیری نکردن خانواده ها برای انجام امور دفتری قبل از ثبت نام، روزهای محدود اعلام شده برای دریافت برگه حمایت تحصیلی (کارت آبی) و بسیاری از موانع دیگر، همه و همه در کنار هم باعث شده که جمعیت کودکان محروم از تحصیل با در نظر گرفتن مهاجرت های متعدد، روز به روز بیشتر شود.

کار اجباری و زباله گردی کودکان

برای پی ­بردن به وجود کودکان کار، نیازی به یافتن کارگاه­ های زیرزمینی نیست. دقایقی در خیابان های منطقه قدم زدن، برای دیدن انبوه کودکان با سوابق شغلی چند ساله کافیست. کودکانی که به جای تحصیل، به کار کردن وادار شده­ اند و از اوان کودکی عرق ریخته و هیچوقت طعم شیرین کودکی و بازی هایش را نچشیده اند.
کار کودکان در این منطقه را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد، دسته اول کودکان زباله گرد و دسته دوم، کودکانی که به سایر مشاغل همچون کارگری ساختمان و کارگاه های تولیدی روی آورده اند.

اما آنچه بیشتر مایه نگرانی است، وضعیت اسفبار کودکان زباله گرد منطقه است. اغلب این کودکان برای تامین هزینه های خانواده به اجبار از طرف سرپرستان خود، از سنین پایین به کار گماشته می شوند و ساعت های بسیاری را به تفکیک دستی و جمع کردن آن ها می پردازند. کیسه بر دوشانی کوچک که در ازای دریافتی ناچیز در معرض صدمات و آسیب های جبران ناپذیر بسیاری قرار دارند. این کودکان به واسطه تماس مستقیم و مداوم با انواع زباله ها، در معرض بیماری های بسیار خطرناک و گاه ناشناخته عفونی قرار می گیرند.

این کودکان از نظر تحصیلی عموما در وضعیت مناسبی قرار ندارند. عده ای به ناچار ترک تحصیل کرده اند تا بتوانند ساعات بیشتری به کار بپردازند، عده ای هم از همان ابتدا به دلایل متعدد مدرسه نرفته و بی­سواد مانده اند و مابقی هم علی­رغم حضور در مدرسه، به علت مشغله های کاری پیشرفتی نداشته و مورد سرزنش اطرافیان قرار می گیرند.

ناگفته نماند که در بررسی های به عمل آمده در شناسایی های طرح کعبه کریمان -با محوریت برآورده ساختن آرزوهای کودکان زباله گرد- به تفاوت های قومی در نگرش به مساله کار کودکان و نوع آن، پی برده شد. به این معنی که قومیت های مختلف مهاجرین نسبت به مساله کار اجباری کودکان و بالاخص زباله گردی، دیدگاه های متفاوت و گاه متضادی را دارند.

ازدواج اجباری کودکان

ازدواج زودهنگام کودکان، که به صورت غیر مستقیم، تبعات فراوانی که در پی دارد، از دید تمامی سازمان های بین المللی حقوق بشر اعم از سازمان ملل متحد ، یونیسف و … به عنوان یک معضل در جوامع بشری امروز شناخته می شود.

همه روانشناسان بر این عقیده هستند که دوران کودکی یک انسان به جهت ماهیت سازندگی و تکامل یافتگی بی مثالش، نباید به بهانه علل دیگری، تباه شود و یک کودک باید در دوران کودکی از اولیه ترین حقوق خود برخوردار باشد و فرصت این را داشته باشد تا با بروز خود در این دوران، زمینه برای شکل گیری شخصیت فردی و اجتماعی اش فراهم شود. ازدواج زودهنگام از جمله موانع رشد کودک تلقی شده و عاملی بازدانده برای تکامل شخصیتی او محسوب می شود.

مشکلات درمانی

شاید مهمترین عامل در گستردگی مشکلات درمانی حاد بین مردم منطقه را باید در فرهنگ زندگی و عادات نادرست آن­ها جست. علاوه بر این عدم بهره­ مندی اکثریت غالب مهاجرین از خدمات بیمه ای درمان و در دسترس نبودن پزشکان و امکانات زیرساختی درمان، به طور قابل توجهی بر حجم این مشکلات می افزاید. کودکان بسیاری از سوتغذیه رنج می برند. دختران اغلب با بیماری های زنان دست و پنجه نرم می کنند و پسران هم به واسطه کار زباله گردی گرفتار بیماری­های عفونی هستند.

1- محرومیت تحصیلی

علی رغم اینکه طرح فرمان، برای تسهیل آموزش فرزندان مهاجر، در کل کشور اجرا شد، اما اجرای این طرح در منطقه احمدآباد مستوفی با چالش­ های اساسی مواجه بوده است. شاید اصلی ترین چالش پیش رو در اجرای طرح مذکور در این منطقه را بتوان کمبود فضای آموزشی عنوان کرد.

با این حال، در صورت برطرف شدن مشکل کمبود فضاهای آموزشی، باز هم شمار زیادی از کودکان از تحصیل باز خواهند ماند. چرایی این مساله را باید با حساسیت بیشتری دنبال کرد.

کبر سنی کودکان و امکان پذیر نبودن تحصیل آنان در کنار سایرین، پیگیری نکردن خانواده ها برای انجام امور دفتری قبل از ثبت نام، روزهای محدود اعلام شده برای دریافت برگه حمایت تحصیلی (کارت آبی) و بسیاری از موانع دیگر، همه و همه در کنار هم باعث شده که جمعیت کودکان محروم از تحصیل با در نظر گرفتن مهاجرت های متعدد، روز به روز بیشتر شود.

احمدآباد مستوفی
احمدآباد مستوفی

2- کار اجباری و زباله گردی کودکان

احمدآباد مستوفی ، مامنی برای کودکان کار!

برای پی ­بردن به وجود کودکان کار، نیازی به یافتن کارگاه­ های زیرزمینی نیست. دقایقی در خیابان های منطقه قدم زدن، برای دیدن انبوه کودکان با سوابق شغلی چند ساله کافیست. کودکانی که به جای تحصیل، به کار کردن وادار شده­ اند و از اوان کودکی عرق ریخته و هیچوقت طعم شیرین کودکی و بازی هایش را نچشیده اند.
کار کودکان در این منطقه را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد، دسته اول کودکان زباله گرد و دسته دوم، کودکانی که به سایر مشاغل همچون کارگری ساختمان و کارگاه های تولیدی روی آورده اند.

اما آنچه بیشتر مایه نگرانی است، وضعیت اسفبار کودکان زباله گرد منطقه است. اغلب این کودکان برای تامین هزینه های خانواده به اجبار از طرف سرپرستان خود، از سنین پایین به کار گماشته می شوند و ساعت های بسیاری را به تفکیک دستی و جمع کردن آن ها می پردازند.

کارگاه زباله گردی کودکان!

کیسه بر دوشانی کوچک که در ازای دریافتی ناچیز در معرض صدمات و آسیب های جبران ناپذیر بسیاری قرار دارند. این کودکان به واسطه تماس مستقیم و مداوم با انواع زباله ها، در معرض بیماری های بسیار خطرناک و گاه ناشناخته عفونی قرار می گیرند.

این کودکان از نظر تحصیلی عموما در وضعیت مناسبی قرار ندارند. عده ای به ناچار ترک تحصیل کرده اند تا بتوانند ساعات بیشتری به کار بپردازند، عده ای هم از همان ابتدا به دلایل متعدد مدرسه نرفته و بی­سواد مانده اند و مابقی هم علی­رغم حضور در مدرسه، به علت مشغله های کاری پیشرفتی نداشته و مورد سرزنش اطرافیان قرار می گیرند.

ناگفته نماند که در بررسی های به عمل آمده در شناسایی های طرح کعبه کریمان -با محوریت برآورده ساختن آرزوهای کودکان زباله گرد- به تفاوت های قومی در نگرش به مساله کار کودکان و نوع آن، پی برده شد. به این معنی که قومیت های مختلف مهاجرین نسبت به مساله کار اجباری کودکان و بالاخص زباله گردی، دیدگاه های متفاوت و گاه متضادی را دارند.

3- ازدواج اجباری کودکان

ازدواج زودهنگام کودکان، که به صورت غیر مستقیم، تبعات فراوانی که در پی دارد، از دید تمامی سازمان های بین المللی حقوق بشر اعم از سازمان ملل متحد ، یونیسف و … به عنوان یک معضل در جوامع بشری امروز شناخته می شود.

همه روانشناسان بر این عقیده هستند که دوران کودکی یک انسان به جهت ماهیت سازندگی و تکامل یافتگی بی مثالش، نباید به بهانه علل دیگری، تباه شود و یک کودک باید در دوران کودکی از اولیه ترین حقوق خود برخوردار باشد و فرصت این را داشته باشد تا با بروز خود در این دوران، زمینه برای شکل گیری شخصیت فردی و اجتماعی اش فراهم شود. ازدواج زودهنگام از جمله موانع رشد کودک تلقی شده و عاملی بازدانده برای تکامل شخصیتی او محسوب می شود.

احمدآباد مستوفی

4- مشکلات درمانی

شاید مهمترین عامل در گستردگی مشکلات درمانی حاد بین مردم منطقه را باید در فرهنگ زندگی و عادات نادرست آن­ها جست. علاوه بر این عدم بهره­ مندی اکثریت غالب مهاجرین از خدمات بیمه ای درمان و در دسترس نبودن پزشکان و امکانات زیرساختی درمان، به طور قابل توجهی بر حجم این مشکلات می افزاید.

کودکان بسیاری از سوتغذیه رنج می برند. دختران اغلب با بیماری های زنان دست و پنجه نرم می کنند و پسران هم به واسطه کار زباله گردی گرفتار بیماری­های عفونی هستند.

چالش ها

مافیای زباله یکی از اصلیترین چالش‌های خانه ایرانی احمدآباد در راه مبارزه با زباله گردی کودکان است. همچنین، حضور قومیت‌های مختلف افغانستانی خود از دیگر چالش‌ها است. قومیت‌های مختلف، فرهنگ و رفتار و آداب و رسوم مختلفی دارند. این تفاوت‌ها، باعث چالش‌های زیر شده است:
• ارتباط با معتمدین خانواده‌ها
• حضور پسرها در باندهای خلافکاری
• بی‌انگیزگی نوجوانان
• زنان سرپرست خانوار

برای عضویت در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی، کلیک کنید.

همان طور که اشاره شد، این­‌ها تنها بخشی از مشکلات و معضلات اجتماعی کودکان این منطقه است. معضلات پیچیده‌ای هم‌چون کودکان بدون مدارک هویتی، بدسرپرستی والدین به جهت اعتیاد، کودک آزاری و همسر آزاری از جمله مشکلات شایع دیگری است که باید برای حل آنها، اقدام صورت گیرد.

احمدآباد مستوفی

احمدآباد مستوفی

برای حمایت مالی از خانه ایرانی احمدآباد کلیک کنید.

معرفی تیم های خانه ایرانی احمد آباد مستوفی


اعضای داوطلب خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

اعضای خانه ایرانی احمدآباد مستوفی مانند تمام مراکز دیگر جمعیت امام علی (ع) داوطلبینی هستند که اکثر آن ها را دانشجویان تشکیل داده اند. داوطلبین خانه ایرانی احمد آباد مستوفی هر یک با توجه به توان و علاقه خود در قسمت‌های مختلف همکاری می کنند. همکاری در تیم های مختلف خانه ایرانی احمد آباد مستوفی فرصت یادگیری و کسب تجربه را برای داوطلبین فراهم آورده است.

به علاوه داوطلبین می‌توانند تخصص و تجربیات خود را نیز با توجه به نیاز مددجویان، منتقل کنند یا از آن ها در موارد مورد نیاز، استفاده نمایند. بنابراین همکاری با خانه ایرانی احمد آباد مستوفی و به صورت کلی تر، انجام کارهای داوطلبانه، یک فرصت برد- برد برای مددجو و مددکاران و داوطلبین خواهد بود.

احمدآباد مستوفی

بخش های فعال خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

در حال حاضر، فعالیت های خانه ایرانی احمدآباد مستوفی در پنج بخش کلی خلاصه می شود:

  1. آموزش: فعالیت های آموزشی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی در سه بخش ورزش، هنر و آموزش های درسی خلاصه می شود. مددجویان علاوه براینکه با یادگیری این مهارت ها، فرصت های آینده خود را بهبود می بخشند، می توانند علاقه و استعداد واقعی خود را نیز در این راه پیدا نمایند.
  2. درمانی: در حال حاضر، فعالیت های درمانی خانه ایرانی احمد اباد مستوفی مربوط می شود به دو بخش پزشکی و مددکاری. با توجه به مشکلات موجود در این منطقه، وجود این دو بخش در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی الزامی است.
  3. کارآفرینی: یکی از راهکارهای مناسب برای رفع معضلات موجود در منطقه، کارآفرینی و اشتغال‌زایی است. تیم کارآفرینی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی سعی دارد با ایجاد مدلی مناسب، راهکاری مطمئن برای رفع معضلات اقتصادی خانواده‌ها پیدا کند.
  4. روابط عمومی: بخش روابط عمومی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی با هدف معرفی و امورات بیرونی خانه، تشکیل شده است. این قسمت متشکل از سه تیم روابط عمومی، تولید محتوا و تبلیغات است.
  5. امورات داخلی: آخرین بخش مربوط به قسمت‌های مدیریتی و امورات داخلی خانه از قبیل تدارکات، منابع انسانی، مالی و مستندات است.

آموزش خانه ایرانی احمداباد مستوفی

به صورت کلی می‌توان چشم‌انداز و اهداف تیم آموزش و در مفهوم عام‌تر، هدف آموزش خانه ایرانی احمدآباد مستوفی را به صورت زیر خلاصه و بیان نمود:

  1. افزایش مهارت کودکان در زمینه‌های درسی، اجتماعی. ایجاد بستر مناسب برای علایق و توانایی‌های کودکان.
  2. ایجاد اتحاد و همدلی میان کودکان
  3. تعریف کلاس‌های مناسب مرتبط با سن و شرایط هر کودک
  4. ارتباط مناسب با کودک و گزارش موارد مهم به تیم مددکاری
  5. تعریف کلاس‌های مناسب برای ارتباط با کارآفرینی
  6. پیگیری تحصیلی کودکان

در حال حاضر کلاس‌های سوادآموزی مادران، زبان انگلیسی، خلاقیت/ نقاشی، مهارت‌های زندگی، کتابخوانی، قصه‌گویی، نویسندگی، کلاس‌های تقویتی درسی، سفال‌گری، تئاتر، عکاسی و کامپیوتر در بخش آموزش در حال برگزاری است. علاوه براین، کلاس کاراته و فوتبال نیز برای پسرهای خانه ایرانی احمدآباد مستوفی در حال برگزاری است. در ادامه آلبوم تصاویر کلاس‌های درسی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی نمایش داده می‌شود.

احمدآباد مستوفی

حضور کودکان در مسابقات دارت، مسابقات کاراته، همچنین کسب مدال بین المللی و کشوری کاراته توسط دختران نوجوان خانه ایرانی، کسب مدال منطقه‌ای دارت توسط کودکان خانه ایرانی از دستاورد های برگزاری این کلاس ها در خانه ایرانی احمد آباد مستوفی است

کلاس خلاقیت خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

کلاس کاراته خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

کلاس درس خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

کلاس کتابخوانی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

در حال حاضر 80 کودک در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی مشغول تحصیل هستند.

کارآفرینی خانه ایرانی احمداباد مستوفی

کارآفرینی خانه ایرانی احمد آباد از اردیبهشت 98 فعالیت خودرا آغاز کرده است. به صورت کلی می‌توان چشم‌انداز و اهداف تیم کارآفرینی و در مفهوم عام‌تر، هدف کارآفرینی و اشتغال خانه ایرانی احمد آباد مستوفی را به صورت زیر خلاصه و بیان نمود:

  1. الگوسازی از میان مادران و دختران منطقه هدف و دادن روحیه خودباوری اقتصادی برای تولید محصول و ارزش افزوده
  2. نقش تسهیلگری در توانمندسازی اقتصادی مادران، دختران و پسران منطقه هدف و کمک به خروج آن ها از معضلات موجود احتمالی اعم از کار کودک و زباله گردی کودک و ازدواج کودک و کودک آزاری و ….
  3. آگاه سازی عمومی در منطقه هدف و بطور کلی جامعه، در رابطه با معنای صحیح کارآفرینی اجتماعی با ایجاد نمونه‌ای کوچک و موفق از آن و همچنین ارتقا و تعمیم آن به فضای کلی جامعه به عنوان یک سیستم موفق برای پیشبرد اهداف تعیین شده

خانه ایرانی احمدآباد مستوفی در حال حاضر دفترچه‌هایی چاپ می‌کند که بر روی جلد آن، نقاشی‌های کودکان که خروجی کلاس‌های درسی آنان است، نقش بسته است. تولید این محصول کمک شایانی به روحیه کودکان مشارکت‌کننده نموده و باعث شده است فرایند بهبود مشکلات روحی ناشی از معضلات موجود در منطقه، تسهیل شود.

همچنین کلاس‌هایی برای دختران نوجوان با مهارت گلدوزی و قلاب‌بافی برگزار شد. پسران نوجوان نیز با هدف خروج از چرخه کار اجباری کلاس هایی در بخش سوزن دوزی با هدف تولید بند دوربین و کیف داشته اند.

قبلیبعدی
احمدآباد مستوفی
خانه ایرانی احمدآباد مستوفی
احمدآباد مستوفی
احمد اباد مستوفی
احمداباد مستوفی
خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

خانه ایرانی احمد آباد مستوفی را دنبال کنید

می‌توانید از طریق شبکه‌های اجتماعی زیر، خانه ایرانی احمد اباد مستوفی را دنبال کنید.

اینستاگرام خانه ایرانی احمدآباد مستوفی
تلگرام خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

از هم اکنون داوطلب خانه ایرانی احمد اباد مستوفی شوید

شما هم تمایل دارید با خانه ایرانی احمدآباد مستوفی همکاری نمایید؟

برای همکاری با خانه ایرانی احمدآباد مستوفی می توانید هم اکنون فرم داوطلبی را پر کنید. همچنین در صورت تمایل می توانید با روابط عمومی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی به شماره 09357228879 تماس بگیرید.

مسیر دسترسی به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی از تهران

برای حضور در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی از تهران می‌توانید خود را به میدان آزادی برسانید. از آنجا می‌توانید سوار تاکسی‌های اسلامشهر- احمدآباد شوید و در وسط مسیر، بعد گذشتن از خیابان بسیج، در خیابان لاله‌های پنجم (تابلوی شام مهتاب) از تاکسی پیاده شوید. از آنجا بعد از حدود 10 دقیقه پیاده روی، به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی می‌رسید.

همچنین از میدان آزادی می‌توانید به ابتدای خیابان سعیدی جنوب رفته و بعد از اتوبوس‌های اسلامشهر، سوار اتوبوس‌ احمد آباد مستوفی شوید. از راننده بخواهید شما را در ابتدای خیابان شهید خورشیدی پیاده کند. از آنجا می‌توانید بعد از حدود 5 دقیقه پیاده روی، به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی برسید. برنامه حرکت اتوبوس‌های احمدآباد مستوفی از میدان آزادی به صورت زیر است.

برنامه حرکت اتوبوس های احمدآباد مستوفی

در صورتی که خودروی شخصی داشته باشید یا بخواهید از تاکسی‌های آنلاین استفاده نمایید نیز رفت و آمد به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی بسیار راحت است و می‌توانید بدون دردسر، به این محل مراجعه کنید.

مسیر دسترسی به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی از اسلامشهر

برای حضور در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی از اسلامشهر، می‌توانید به میدان نماز رفته و از ضلع شمالی میدان، سوار تاکسی‌های احمدآباد مستوفی شوید. برای برگشت نیز می‌توانید از چهارراه ولیعصر احمدآباد مستوفی، سوار تاکسی‌های اسلامشهر شده و در میدان نماز پیاده شوید. مسیر دسترسی از اسلامشهر با خودروی شخصی یا تاکسی آنلاین نیز بسیار ساده است و می‌توانید بدون هیچ دغدغه‌ای، به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی مراجعه نمایید.

The last comment and 6 other comment(s) need to be approved.
6 پاسخ
  1. علی
    علی گفته:
    2021-03-27 در 15:27

    با سلام و احترام. آیا حضوری میشه به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی سر زد و با بچه‌های مشغول در اونجا گفت و گو کرد؟
    اگر میشه لطفا بفرمایید چه ساعاتی و چه روزهایی امکان‌پذیر هست؟

    پاسخ
    • نوید
      نوید گفته:
      2021-10-27 در 12:47

      برای حضور در خانه های ایرانی، باید فرم داوطلبی پر در سایت جمعیت پر کنین. به این آدرس
      http://imamalisociety.org/%d9%81%d8%b1%d9%85-%d8%b9%d8%b6%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86/

      پاسخ
  2. سایدا
    سایدا گفته:
    2019-11-11 در 14:02

    شما اونجا فقط به بچه های ایرانی درس میدین؟ براتون فرقی داره ایرانی یا غیر ایرانی بودن؟

    پاسخ
    • یکی از اعضای احمدآباد مستوفی
      یکی از اعضای احمدآباد مستوفی گفته:
      2019-11-15 در 20:03

      برای ما کودک، کودک است. تفاوت‌های نژادی، قومیتی، مذهبی، رنگ پوست و ….. در فعالیت‌های ما هیچ تاثیری ندارد. ذات پاک کودکان، گناهی ندارد و تنها معیار ما، معضلاتی است که به کودک رنج می‌دهد.

      پاسخ
  3. نوید
    نوید گفته:
    2019-09-21 در 08:31

    همه میگن فعلا یکم سر و وضع خودمون رو بهبود ببخشیم بعد میریم سراغ کار داوطلبانه، من میگم اگه میخواین سر و وضعتون بهبود بخشیده بشه و حس کنین در زندگیتون به خواسته‌هاتون رسیدین، فعالیت داوطلبانه کنین. فعالیت تو خونه ایرانی احمدآباد سرآغاز مجموعه‌ای از حس و حال خوب تو زندگی بوده برای من

    پاسخ
  4. Mehdi
    Mehdi گفته:
    2019-09-19 در 22:18

    خانه ای پر از صفا و عشق و معرفت….❤

    پاسخ

تعقیب

    دیدگاه خود را ثبت کنید

    تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
    در گفتگو ها شرکت کنید.

    دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پستوهای پنهان و هزاران درد نهفته در آن‌ها!

    2019-06-13/3 دیدگاه /در یادداشت‌‌‌‌‌‌‌ /توسط امیرعلی

    برای کودکان کار در کارگاه‌ها به مناسبت روز جهانی مبارزه با کار کودک

    تصور عموم ما از کودکان کار، بچه‌های قد و نیم‌قدی است که در خیابان‌ها و بر سر چهارراه‌ها مشاهده می‌کنیم که در حال دست‌فروشی، فروختن فال یا گل و تمیز کردن شیشه‌ی ماشین‌ها هستند؛ اما در مناطق حاشیه‌نشین شهرها بخش بزرگی از کودکان کار در کارگاه‌های پنهان از چشم عموم در حال کار کردن با حقوقی اندک و شرایطی نامساعد هستند. کودکانی که دیده نمی‌شوند و از همین رو کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند. آسیب‌های وارد شده به این کودکان و نوجوانان نیز همواره پنهان است.

    آزارهای جنسی در محیط کار توسط افراد بزرگسال حاضر در این کارگاه‌های زیرزمینی، دستمزد اندک و ناچیز کودکان و نوجوانان در این کارگاه‌ها که مبلغی بین ۲۰۰ هزار تومان تا ۸۰۰ هزار تومان برای یک ماه می‌باشد و از حداقل حقوق تعیین شده در قانون کار برای کارگران بسیار پایین‌تر است، عدم وجود بیمه‌های درمانی در این کارگاه‌ها، آسیب‌های وارد شده به این کودکان بر اثر کار با ابزارآلات صنعتی مانند قطع شدن انگشت کودکان در کار با دستگاه پرس، برخوردهای فیزیکی خشن صاحبکاران با کودکان و نوجوانان که توانایی چندانی برای دفاع از خود ندارند (که این مساله اعتماد به نفس را در این قشر از کودکان کار به شدت تنزل می‌دهد.)، محیط آلوده‌ی کار در این کارگاه‌ها که منجر به بروز بیماری‌های به‌خصوص تنفسی برای این افراد می‌شود (در حالی که این افراد بیمه درمانی هم ندارند) از جمله آسیب‌هایی است که کودکان کار کارگاهی با آن مواجه هستند.

    این کودکان و نوجوانان در سکوت نهادهای ناظر و وجدان عمومی جامعه در حال دست و پنجه نرم کردن با این آسیب‌ها هستند و کوچکترین حمایت‌ها را نیز از سوی ارگان‌های مسئول دریافت نمی‌کنند.

    در حالی که کار کودکان هم‌زمان با انقلاب صنعتی در کشورهای اروپایی در قرن نوزدهم شدت گرفت و پس از آن با بیدار شدن وجدان جامعه تنزل یافت و کمتر شد، اما کشور ما هم‌چنان با مساله کار کودکان درگیر است و به نظر می‌رسد این مساله در حال شدت گرفتن باشد؛ نمونه‌ی آن را می‌توان در میان کودکان زباله‌گرد مشاهده کرد که توسط پیمانکاران شهرداری‌ها در کارگاه‌های تفکیک زباله به استثمار گرفته شده‌اند.

    کار کودکان اگر چه در کارخانه‌ها کمتر مشاهده می‌شود و به علت برخی ملاحظات قانونی، شاهد حضور کودکان و نوجوانان در کارخانجات نیستیم، اما در کارگاه‌های پنهان حاشیه‌ی شهرها کودکان و نوجوانان به شکل نیروی کار ارزان دیده می‌شوند و به راحتی مورد بهره‌کشی قرار می‌گیرند. کودکانی که ساعت کار بالایی، عموما تا ۱۲ ساعت در روز، را تجربه می‌کنند و از همین رو فرصت تحصیل و آموزش را به طور کامل از دست می‌دهند. مساله ای که باعث ایجاد یک شکاف عمیق بین این کودکان و کودکان هم سن و سال آن‌ها می‌گردد و در بسیاری موارد باعث می‌شود که این کودکان و نوجوانان عقده‌های حاصل از این محرومیت‌ها را به شکل رفتارهای ضداجتماعی بروز دهند. رفتارهایی که ممکن است آنها را به سمت بزه نیز بکشاند.

    آن چه در این جا به شدت غایب است نظارتی جامع بر این کارگاه‌ها است؛ به طوری که در برخی موارد که حضور این کودکان در رسانه‌ها نیز به صورت علنی به نمایش درآمده و توصیفات آزار و اذیت‌ها و برخوردهای فیزیکی خشن در این کارگاه‌ها به گوش همگان رسیده، باز هم عزمی برای نظارت بر این کارگاه‌ها به چشم نمی‌خورد.

    سازمان‌های ناظر نیاز است تا با کارگاه‌های متخلف در مورد تمام آسیب‌هایی که در این یادداشت به آن اشاره شد بدون مماشات و با شدت عمل رفتار کنند تا زندگی این کودکان و نوجوانان قربانی منافع اقتصادی صاحبان این کارگاه‌ها قرار نگیرد. در وضعیتی که سازمان‌های ناظر به وظیفه‌ی خود عمل نمی‌کنند نیاز است تا ساز و کار جدیدی برای اطلاع‌رسانی در مورد تخلف‌های صورت گرفته در این کارگاه‌ها در نظر گرفته شود.

    یکی از این راه‌ها می‌تواند گزارش‌های سازمان‌های مردمی فعال در حوزه‌ی حقوق کودکان و نوجوانان باشد تا خود این سازمان‌ها بتوانند به عنوان مدعی حقوق این کودکان و نوجوانان وارد عمل شوند. اختصاص جریمه‌های سنگین برای تخلف صاحبان کارگاه‌ها در مورد استفاده از کودکان و هر گونه برخورد خشن با ایشان و عدم توجه به حقوق اولیه‌ی این افراد می‌تواند از گسترش این مساله و نابود شدن زندگی بسیاری از این کودکان و نوجوانان جلوگیری به عمل آورد.


    • شش توصیه‌ی رفتاری در مواجهه با کودکان کار
    • آیا کودکان کارِ در خیابان، باند هستند؟
    • روایت جمعیت امام علی از وضعیت “احد” و “صمد” و بیانیه جمعیت پیرامون مرگ این دو کودک زباله گرد
    • رنج و گنج زباله‌ها
    • گزارش تصویری از کار کودکان در خیابان‌های شیراز در ایام شیوع کرونا

    کارگاه‌های متخلف و عدم نظارت بر آن‌ها در استفاده از کودکان به عنوان کارگر

    کودکان کار در کارگاه‌ها آن قدر از دیده‌ها دورند و مشکلات آن‌ها در میان سیل سختی‌های کودکان کار در خیابان‌ها دیده نمی‌شود که در ساختار قهری جمع‌آوری کودکان کار، که به تازگی دوباره از سر گرفته شده، نیز به چشم نمی‌آیند.

    کودکانی که با انگشتان بریده و دست‌های شکسته روزگار می‌گذرانند؛ با سینه‌هایی که از شدت دوده، بسیار زود به نفس افتاده و چشم‌هایی که در معرض مواد سمی ملتهب شده‌اند. کودکانی که در ضعف دستگاه‌های نظارتی روز به روز بیش‌تر توسط کارفرمایان و صاحبان کارگاه‌ها به عنوان نیروی کار بسیار ارزان به استثمار کشیده می‌شوند و به جای بهره‌مندی از حقوق اولیه خود، ساعت‌های متمادی از روز را در شرایط بسیار سخت و جانکاه به سر می‌برند. شرایطی که گاه در فقدان کاملی از ایمنی، بهداشت، پوشش درآمدی و بیمه‌ای حداقلی است.

    نظر بر اینکه تصویب لایحه‌ی حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان بایستی با جدیت بیش‌تری دنبال شود؛ ما فعالان مدنی خواستار آنیم که با تقویت ساختارهای نظارتی، ضمن شناسایی کارگاه‌های متخلف و برخورد قانونی با متخلفان، از به‌کارگیری کودکان به عنوان نیروی کار ممانعت به عمل آید. هم‌چنین از آن جا که ورود کودک به چرخه‌ی کار، معلول معضلات دیگری در سطح خانواده و محله‌ی کودک است، برنامه‌های حمایتی از این کودکان پس از خروج از این کارگاه‌ها، بایستی توسط سازمان‌های حمایتی به شیوه‌ای مطلوب در پیش گرفته شود. تقویت زیرساخت‌های فرهنگی و ورزشی در این محلات می‌تواند به بهبود فرهنگ این محلات و جدایی کودکان از محیط‌های کاری بسیار کمک کند.

    #نه_به_کار_کودک

    ۱۲ ژوئن #روز_جهانی_منع_کار_کودک


    کودکانی که هرگز نمی‌بینید!

    برای کودکان کار در کارگاه‌ها به مناسبت روز جهانی مبارزه با کار کودک

    شروع کار در پرسکاری از ۷ سالگی! شروع کار در کنار کوره‌های داغ بلورسازی از ۶ سالگی! شروع کار در کوره‌های آجرپزی از ۵ سالگی!

    به نظر می‌رسد به همان اندازه که اجتماع فعلی ما برای کودکان متولد در خانواده‌ها و محلات محروم بی‌‌برنامه‌ است، نظام استعمارگرایانه‌ی اقتصادی، متناسب با نوع فقر و محرومیت‌های خانواده، بسته‌های متنوعی برای استفاده ابزاری از کودکان دارد.

    این حیله‌گری تا بدان جا پیش رفته که حتی سیستم حقوق و پاداش هم بر مبنای سواستفاده‌ی بیشتر در این محلات تغییر می‌کند. این کارگاه‌ها و صاحبان صنایع، با ارزش قرار دادن سابقه‌ی کار کودک به جای ساعت کار و یا سختی آن، خانواده‌های درمانده را تشویق می‌کنند تا در نبود شغل مناسب برای بزرگسالان، کودک خود را از سنین هرچه پایین‌تر به دست صاحبان کار بسپارند.

    شروع کار یک کودک در سال اول پرسکاری، سیصد هزار تومان به ازای ۱۲ ساعت کاری‌ است. تعداد سال‌های حضور یک کودک در پرسکاری مبنای افزایش حقوق سالیانه هر کودک می‌شود. در برخی موارد، با قرار دادن گزینه‌ی دریافت پیشاپیشِ حقوق پیش‌بینی شده‌ی یک سال آتی به عنوان وام به خانواده‌های مقروض، کودک هم‌چون جنسی خریداری شده به صورت کامل در اختیار صاحبکار قرار می‌گیرد تا به هر نحوی که وی صلاح بداند این مبلغ را با جان خود بازپرداخت کند.در این موارد ساعت ورود و خروج، اضافه کار اجباری، محرومیت کودک از ترک محل کار حتی برای یک ساعت، به صورت کامل به دستور صاحبکار صورت خواهد گرفت و خانواده، کوچک‌ترین حقی برای اعتراض ندارد.

    کار در این محیط‌های پر خطر بدون استثنا همراه با تنبیه شدید فیزیکی و تحقیر کلامی‌ است. از آن جایی که مسوولین و برخی نهادها، در بین فال‌های چروک‌خورده‌ی کودکان سرچهارراه‌ها به دنبال مافیا می‌گردند، مافیای واقعی کار فرصت می‌یابد تا در کمال آرامش، پس از بهره‌کشی فراوان به محض رسیدن به سن ۱۸ سالگی، عذر نیروهای کار پرسود خود را بخواهد تا مبادا مجبور به پرداخت حق بیمه و یا پاسخگویی به دادخواهی آنان شود.

    کودک به تاراج رفته‌ی دیروز، جوان سرخورده‌ی امروز، حالا بدون کوچک‌ترین تخصص، مهارت و پشتوانه‌ی مالی در جامعه رها می‌شود تا در حالی که تمام موقعیت‌های شغلی توسط کودکانی با سن کمتر به صورت دائم پر می‌شود، تنها گزینه‌های پیش رو را، انجام کارهای خلاف، راضی شدن به کارهایی با حقوق بسیار اندک (ساخت ۲۰۰ بند کفش در ازای دو هزار ریال) و یا تشکیل خانواده و فرزندآوری ببیند. به امید آن که نظام اقتصادی که اکنون او را کالایی از رده خارج می‌بیند، نظر لطف خود را بر فرزندان وی بیندازد. این چرخه‌ی بازتولید آسیب اجتماعی، بقای نظام بیمارگونه‌ی اقتصادی را تضمین می‌کند.

    به دنبال مافیا در سر چهارراه‌ها نگردید! رد پایشان را از کارگاه‌هایی بیابید که در محروم‌ترین محلات کشور، با دوربین مدار بسته در ورودی کارگاه‌های خود، از همان ابتدا، اجازه‌ی ورود شما را به کارگاه پر سود خود نمی‌دهند تا مبادا ببینید، کتری‌هایی که هر روز با لذت در آن چای حاضر می‌کنید و یا لیوان‌های بلور زیبایی که در آن می‌نوشید به رنج و خون و نابودی کودکان محلات حاشیه‌نشین حاضر می‌شود.

    #نه_به_کار_کودک

    ۱۲ ژوئن #روز_جهانی_منع_کار_کودک

    https://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/06/کودکان-کار.jpg 1280 1280 امیرعلی http://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png امیرعلی2019-06-13 11:49:102020-09-05 00:48:08پستوهای پنهان و هزاران درد نهفته در آن‌ها!
    سخنرانی زهرا رحیمی در بیستمین آیین کوچه گردان عاشق

    جمعیت امام علی چه منافعی را به خطر انداخته و با چه کسانی تضاد منافع دارد؟

    2019-05-28/1 دیدگاه/در خبر /توسط امیرعلی

    سخنرانی زهرا رحیمی در بیستمین آیین کوچه گردان عاشق

    در همایش بیستمین آیین کوچه گردان عاشق، زهرا رحیمی مدیر عامل جمعیت امام علی (ع)، سخنرانی خود را به این شکل آغاز کرد: قصد ارائه گزارش ندارم، چرا که شما مخاطبین جمعیت امام علی سوال‌های بی‌پاسخ زیادی دارید که پاسخ دادن به آنها در اولویت است. گزارش عملکرد در ادامه برنامه خواهد بود. ولی بنده به نوبه خود اولویت را پاسخ به این سوالات دانستم.

    سوال اصلی این است، جمعیت امام علی (ع) به عنوان یک حرکت دینی که در جامعه و در قالب تشکل مردمی شکل گرفته است، با چه کسانی تضاد منافع دارد، چه منافعی را به خطر انداخته است و صاحبان منافع چه ابزارهایی برای تخطئه‌هایشان دارند؟

    زهرا رحیمی، جمعیت را یک حرکت برخاسته از سه عنصر آگاهی، مسئولیت و عمل دانست که شاخصه‌های آن اجتماعی است و بستری برای جامعه‌سازی و خودسازی جامعه محور به شمار می‌رود.

    وی گفت: اولین موضوعی که دین اجتماعی به دنبال آن است، آگاهی است. آگاهی به واقعیت‌های اجتماعی، آگاهی به رسالت و مسئولیت انسانی و دینی و آگاهی به ریشه و عمق ایجاد وضعیت فعلی جامعه. اولین مولفه این دین پرسشگری است. پرسشگری به ماهیت دینی که برای محلات حاشیه شهر پاسخ دارد.

    این آگاه شدن و مسئول کردن گویا با منافع برخی در تضاد است. منافع چه کسانی؟ متولیان حفظ وضع موجود، متولیان دین حافظ خدایان زر و زور و تزویر، به قول دکتر شریعتی. قطعا اگر جمعیت امام علی تنها کیسه‌ای به در خانه نیازمندان می‌برد و از دلیل و ریشه دین نابرابری و قرار گرفتن این حد از دارایی و نداری در کنار هم در جامعه سوال نمی‌کرد، مشکلی پیش نمی‌آمد. مشکل جایی آغاز می‌شود که از دلیل فقر یک جامعه و انفعال و خواب‌زدگی یک جامعه سوال می‌شود.

    دین ما دین پرسشگری است. سوال《بای ذنب قتلت》سوال از آیین‌های تهی شده از عقل و منطق و واقعیت‌های اجتماع است که پاسخ سوالات روز جامعه ما نیستند. ازدواج اجباری کودکان حاشیه امروز شهر را با قرائت‌های مطلق و به دور از واقعیات جامعه پاسخ می‌دهند. وقتی ما سوال از اصول می‌پرسیم، با سوال انحرافی از فروع، سرگرممان می‌کنند: مثلا عکس بی‌حجاب یک عضو از هزاران عضو جمعیت در شبکه‌های مجازی.

    یا بحث اعدام کودکان که مسئله اصلا ربطی به موضع‌گیری نسبت به حکم قصاص ندارد. بحث، شرایط ناعادلانه در کلیه مراحل زندگی یک کودک و محرومیت‌های اوست در جامعه‌ای که عدالت‌ برای این کودک در هیچ کدام از نهادهایش صرف نشده به جز نهاد مجازات. نه نهاد آموزش، نه خانواده، نه دولت. فقط نهاد قضا می‌خواهد عدالت را در حق بچه وقتی که جرم کرد اجرا کند.

    صحبت ما این است. عنصر آگاهی یکی از خطرناک‌ترین و تهدیدآمیزترین عناصر برای طالبان حفظ وضع موجود است. دین اصیل اجتماعی، دین به دنبال کارکرد، دینی است به دنبال احیای آیین‌های دینی در راستای اجتماعی و مردم. در حالی که دین دکان‌داران دینی، از مردم می‌پرسد برای دینتان چه هدیه می‌دهید، دین اجتماعی می‌پرسد، این دین برای مردم چه ارمغان خواهد آورد؟ آیین اجتماعی دین برای گرسنگان، کودکان مورد آزار، ازدواج اجباری کودکان، خشونت علیه زنان و …چیست؟ دین طاغوت محور به دنبال مولفه‌های عدم پرسشگری، انفعال در کنج خانه و مسجد، پذیرش بدون تفکر اصول دین و تقلیدگرایی، رواج خرافه‌پرستی، رواج ظاهربینی دینی و وسواس در پرداختن به فروع است. این دین در حالی که جامعه از اصل دین تهی‌ است، آیین‌های بی‌محتوا ارائه می‌کند که با تقدس‌بخشی کاذب به جامعه تلقین می‌کند.

    این دین به دنبال تهی‌سازی جامعه از مفهوم راستین دین است و نقطه تقابل این جریان با جمعیت امام علی همین جا است. دین اصیل و عملگرا با منافع دین حافظ صاحبان زر و زور و تزویر در تضاد است. اشاره این صحبت نه به حاکمیت است و نه به دین‌داران، بلکه دقیقا یک جریان مشخص را هدف قرار می‌دهد که در سال‌های اخیر نتوانسته‌اند ناراحتی خود را از وجود جریان دینی که به دنبال سوال و حق و عدالت است، پنهان کنند.

    آنان با قدرت خود رفتارها و تهمت‌هایشان را بی‌هزینه می‌کنند و با ثروت خود فضای رسانه‌ای و مزدبگیر می‌خرند و با تزویر خود وضع آگاهی مخاطبانشان. آنان برای تهمت‌ها و انگهایشان فضای مقدس و دینی می‌سازند. زیبا گویندگان بی‌عمل و به دنبال این هستند که عنصر اطلاق حرکت دینی جامعه محور را با ساختن داستان‌هایی نظیر رقص کودکان، ترویج همجنسگرایی و… زیر سوال ببرند. به دنبال این هستند که عنصر انسانیت را با تهمت‌هایی نظیر آزار کودکان در جمعیت و … زیر سوال ببرند. به دنبال این هستند که عنصر شفافیت را با تهمت فساد مالی مخدوش کنند. به دنبال این هستند که عنصر استقلال و خود اکتفایی و حذف فعل توانستن را با نسبت دادن همه این موقعیت‌ها به بیگانگان زیر سوال ببرند.

    آن‌ها از عدم آگاهی مخاطبانشان سود می‌برند و با تهمت‌های دم دست چون فرقه‌گرایی و ضد دین بودن می‌خواهند ماهیت دین اصیل و عدالت‌خواه را در جامعه با دین مدافع منافع قلب کنند. آنان می‌خواهند فقط خودشان دین‌دار باشند. چون اگر دیگران هم دین داشته باشند باید زر و زور را با آنان تقسیم کنند. باید ثروت را با همه تقسیم کنند. باید برای همه طبقات جامعه حقوق قائل شوند و اینگونه انحصار منابع خواهد شکست. آن‌ها با تهمت‌های اخلاقیشان به دنبال منزوی کردن جریان‌های مردمی هستند و با منزوی شدنشان به دنبال پرونده‌سازی برای آن‌ها هستند. آن‌ها به دنبال حفظ جایگاه مقدس مآب خود برای چپاول بیش‌تر حق محرومان جامعه هستند و با زدن حرکت‌های خوش‌نام و برخاسته در مردم به دنبال سلب عنصر امید و اعتماد و حرکت اجتماعی و منزوی کردن انسان‌های جامعه می‌باشند.
    این است ماجرا و این است هدف از زدن یک سازمان مردم‌ نهاد که از حاشیه‌ها دوری جسته و همواره به دنبال انجام رسالت خود بوده است.

    https://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/05/photo_2019-05-28_00-33-08.jpg 854 1280 امیرعلی http://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png امیرعلی2019-05-28 16:25:492019-05-30 18:36:04جمعیت امام علی چه منافعی را به خطر انداخته و با چه کسانی تضاد منافع دارد؟

    گزارش محله‌های شهر ری در شناسایی‌های کوچه گردان سال ۱۳۹۸

    2019-05-24/0 دیدگاه /در خبر /توسط نیما مختاریان

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸

    محله فیروزآباد، شهر ری تهران

    فیروز آباد منطقه ای بزرگ و دارای امکانات عمومی مناسب،شامل:
    چند مدرسه برای تمام مقاطع تحصیلی، مسجد و حسینیه، خانه بهداشت، داروخانه، کلینیک پزشکی، کانون فرهنگی، زمین فوتبال، کارگاه های متعدد، ساختمان شورا و دهیاری میباشد و ساکنین محله های اطراف برای رفع نیازهای بهداشتی و آموزشی به این منطقه می آیند.
    در کنار امامزاده،قبرستان مجزایی وجود دارد.
    بافت منطقه شهری بوده اما دارای کوچه های باریک و قدیمی است؛منطقه فاقد ساختمان کلانتری و دارای یک کانکس در محله است که گشت زنی مامورین انجام میشود.
    منطقه بیشتر نیاز به شناسایی خانه به خانه دارد.


    محله فیروزآباد، شهر ری تهران

    مادری‌ پیر و‌بیمار که از فرزند ۱۷ ساله معتادش طی چند‌ماه تنها خبری که دارد این است که فراموشش کن دیگر امیدی به او نیست و دیگر برایت پسر نمی‌شود.
    مادری پیر با دختر ۲۰ ساله که دچار صرع و غش می‌شود و مادر مجبور است داروهایش را به موقع خریداری کند وگرنه تشنج‌ها هرشب تکرار می‌شود.
    تنها امید مادر،پسرش مهدی است که درس می‌خواند.
    مادر خود نیز دچار بیماری است دیابت دارد اما گاهی ناچار برای تامین هزینه ها در خانه‌ها کار می‌کند.
    مادر بخاطر نداشتن پول پیش خانه به اتاقی در‌خانه‌ی برادرشوهر پناه برده و با آن‌ها زندگی می‌کند‌.
    مادری ک در چشمانش نوری از امید دیده نمی‌شود.


    محله فیروزآباد، شهر ری تهران

    زن و شوهری با چهار فرزند، یک دختر ۱۲ ساله و سه پسر ۱.۵ تا ۷ ساله.
    وقتی وارد خانه می شوی مسأله ای که خیلی جلب توجه می کند، وجود تعداد زیادی مگس است! همه جا هستند و تلاش مادر نیز برای از بین بردنشان بی فایده است. به جز این مورد، خانه تمیزی دارند، این را از لباس های شسته شده ی روی بند هم می توان فهمید. پس منشا مگس ها از کجاست؟
    آن ها را رها می کنم و به آشپزخانه می روم. در آشپزخانه شان یخچال دارند اما یخچالی خالی، مثل دستانشان، که فقط وظیفه ی حفظ ظاهر آشپزخانه را بر عهده دارد!

    پدر کارگر است و درآمدش نه کفاف خورد و خوراکشان را می دهد، نه کفاف اجاره خانه را…


    محله فیروزآباد، شهر ری تهران

    اینجا نبض مهربانی هنوز می تپد!

    محمد ۱۶ ساله، ۷ ماه پیش، پس از مرگ پدر، مرد خانه شد و مسئولیت مادر و ۵ خواهر و برادر بی پناهش را بر عهده گرفت.
    مدرسه را با وجود اینکه شاگرد ممتاز بود و علاقه زیادی به درس داشت، رها کرد و وارد چرخه کار شد تا بتواند خرج خانواده را بدهد.
    اما برای این خانواده مهربانی هنوز سوسو میزند!
    صاحبخانه بعد از مرگ پدر، برای کمک، کرایه را کمتر کرده بود و همسایگان مهربانی داشتند که از هیچ کمکی دریغ نمیکردند.
    کاش می شد کودکی محمد را هم به او برگردانیم… کاش می شد به جای کار سخت، قلم به دستش بدهیم…


    محله سیزده آبان، شهر ری تهران

    منطقه ای که در آن ظاهر خانه ها شیک و مرتب است. از نظر امکانات دارای دو ورزشگاه، مرکز سلامت،کلانتری، پارک و مدارس متعددی است. از نظر جغرافیای محلی میشود گفت ۱۳آبان به دوقسمت شمال و جنوب تقسیم می شود. اوضاع شمال به مراتب بهتر از جنوب است.
    در قسمت جنوبی به وفور خانواده های افغانستانی زندگی میکنند که از وضع معیشتی و بهداشتی خوبی برخوردار نیستند و فقر بیداد میکند. همچنین اعتیاد داخل این محله وجود دارد. در بخش جنوبی دو مدرسه وجود دارد ک یکی از آنها از دیگری مناسب تر است.به گفته یکی از اهالی محل داخل مدرسه ای به نام دانشمند، دانش آموزان سیگار میکشند و همچنین زودتر از ساعت مقرر تعطیلی به خانه بر میگردند. با موتور وارد مدرسه میشوند و مدیر مدرسه هم جرأت حرف زدن ندارد چون نتیجه حرف زدن کتک خوردن است.
    بافت خانه های قسمت جنوب شدیدا قدیمی است و اتباع افغان با تعداد بالا در خانه های کوچک زندگی میکنند.


    محله سیزده آبان، شهر ری تهران

    شمع سازی در تاریکی…

    مردی عصبی که مبدأش بر سر میدانی است که شاید کسی برسد و او را برای کار به مقصدی برساند. ولی فایده ای ندارد. مشکل اعصاب دارد بر سر هیچ کاری بیشتر از یک ساعت نگهش نمی دارند؛مقصد او یا اخراج است یا حقوق نصفه و نیمه ای به خاطر ناراضی بودن صاحب کار به او می دهد.
    زن‌ اما حکایتی دیگر است. حکایت شمع سازی که سعی دارد شمعی برای این تاریکی باشد. شمع سازی می کند. بلکه کمی دخل خانه به خرجش بیاید. نزدیک عید کار سختش که سخت تر می شود، حقوقش بالاتر می رود شاید یک میلیونی بشود. اما باقی ماه های سال بیشتر از ۷۰۰ نخواهد بود. دو پسر و سه دختر دارند؛ پسر ده ساله به خاطر اینکه دائما در مدرسه دعوا را جایگزین درس خواندن کرده اخراج شده. و حالا گاهی میان زباله ها می گردد. همان اندک پول حاصل از زباله گردی را در گیم نت خرج می کند. پسر دیگر مشغول کار در یک خیاطی است و با حقوقی ۷۰ تومنی در هفته. خانه را رهن کرده بودند و من نمی دانم تا کی شعله ی شمع می خواهد دیوار های خانه را گرم نگه دارد…

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله سیزده آبان، شهر ری تهران

    پدر خانواده ده سالیست که مریض است و از ناحیه کمر، معده، کبد، روده و همچنین پروستات دارای مشکل بوده و توان کار کردن ندارد… ده سال از زندگی خود را با قرص و دارو گذرانده در کنار خانواده اش که شامل چهار دختر و یک پسر می شود. به گفته مادر خانواده، پسر اعصاب کار کردن ندارد و زود عصبی می شود و سر هر کاری می رود بعد از یک هفته او را اخراج می کنند. زندگی خود را به مدت چند سال در پارکینگ یک ساختمان گذرانده اند و حتی یخچالشان متعلق به همسایه بود. دختر بیست و هفت ساله او مطلقه هست و دو دختر دیگر به مدرسه می روند . تمام بار مخارج خانواده بر دوش زن خانواده است که از کار در زیپ دوزی، مخارج خانواده را تامین می کند. اگر کار زیپ دوزی رونق بگیرد در آمدش به ۳۵۰هزار تومن می رسد ولی اگر کار کساد باشد همین مقدار هم دستش را نمی گیرد . توان خریدن داروهای مرد خانواده را به طور کامل ندارند …. قبض های اب و برق انها به تعویق افتاده بود. داستان خلاصه و یک خطی؛ آنها، خانواده ای بودند که سکوتشان از فقر را دیوار های خانه فریاد می کرد.

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله سیزده آبان، شهر ری تهران

    خانواده ای ۷ نفره با ۵ فرزند.۴ دختر و یک پسر. دخترهای بزرگ مدرسه می روند. اما دخترک ۶ ساله در خانه است و پاهایش تا بالا سوخته و به سختی راه می رود. مادرش می گوید:قابمله غذا روی پایش برگشته، اما قبل از آمدن مادر، بچه ها به ما گفتند که با آب جوش فرش می شستیم و پاهایش سوخت.
    به کمک یک دکتر هزینه ی پانسمانش را داده اند.اما هنوز پاهایش پانسمان است.
    پسر کوچک تر هم که دوسال دارد،آثار سوختگی روی پاهایش بود. طبق گفته مادر، مرد خانواده بیماری اعصاب دارد و باید بستری شود. سر هیچ کاری دوام نمی آورد؛سریع دعوا کرده و عادت به چاقوکشی دارد.
    مادر هم چون مجبور است از دختر کوچکش مراقبت کند توانایی کار کردن ندارد. مادر می گفت: “شوهرم دست بزن دارد؛ من و بچه ها را اذیت می کند”.
    نیمی از پول رهن خانه را قرض گرفته اند و قراردادشان رو به اتمام است.


    محله سیزده آبان، شهر ری تهران

    خانواده‌ای با دو فرزند، یک دختر هشت ساله و یک پسر یک ماهه، یک سال و چهار ماه است که به علت جنگ و بیکاری، به امید زندگی بهتر، به ایران مهاجرت کرده‌اند. زندگیشان با دستمزد کارگری و جمع‌آوری کارتن توسط مرد خانواده می‌گذرد.
    سارا هشت سالش است، اما چون موفق به دریافت کارت آبی نشده‌اند تا به حال به مدرسه نرفته است.
    دست سارا سال‌ها پیش شکست، ولی خوب جا نیفتاده همین است که از آرنج کج مانده است، درست مثل لبخند کج روزگار میان این حیاط و پنج خانواده‌ای که در آن در پنج اتاق زندگی می‌کنند.
    فقط یک حمام در کل خانه وجود دارد که فقط یک خانواده از آن استفاده می‌کند و به بقیه اجازه استفاده از آن را نمی‌دهند.

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله سیزده آبان، شهر ری تهران

    پدر خانواده مبتلا به بیماری رماتیسم است و توان کار کردن را ندارد. گرچه هر از گاهی به کار دست‌فروشی رو می‌آورد. پدر خانواده توان تهیه دارو برای درمان بیماری خود را ندارد. به دلیل عدم توانایی پدر و وضعیت وخیم خانواده از لحاظ مالی پسر چهارده ساله آن‌ها مجبور به ترک تحصیل شده است. به گفته اعضای خانواده پسر چهارده ساله به گونه‌ای به مدرسه علاقه دارد که بعد از ترک تحصیل شدیداً ناراحت شد و هر موقع اسم مدرسه می‌آید گریه می‌کند. او در یک فروشگاه لوازم خانگی کار می‌کند.
    موج فقر، آرزوی تحصیل پسر کوچک خانواده را هم با خود برده و او نیز ترک تحصیل کرده است.
    مادر خانواده برای تأمین مقداری از هزینه خانواده به کار نظافت مشغول است.
    یخچال خانه خراب است و یک تلویزیون سوخته کنج اتاق دهن‌کجی می‌کند.

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله سیزده آبان، شهر ری تهران

    خانواده‌ای هستند که در جستجوی کار به صورت قانونی به ایران وارد شده‌اند و مادر خانواده به علت اعتیاد همسرش پس از ورود به ایران از همسرش جدا شده است. ۲۲ سال سن دارد و برای تأمین نیازهای مالی خانواده مجبور به زباله‌گردی و نظافت منازل شده است. بار خانه را به تنهایی به دوش می‌کشد.
    او به همراه دخترانش محل زندگی خود را با پنج خانواده دیگر شریک شده‌اند.
    دختران ۱۰ و ۹ ساله‌اش به علت مشغله زیاد مادر موفق به دریافت اوراق هویتی نشده‌اند و پس از ورود به ایران از ادامه تحصیل باز مانده‌اند.

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله سیزده آبان، شهر ری تهران

    پدر و مادری معتاد با خانه تمیزی که بوی تریاک به مشام میرسد؛دارای دو پسر و یک دختر هستند،محمد ۱۲ ساله، وعلی ۱۰ ساله و معصومه سه ساله؛ محمد و علی به دلیل مشکلات مالی خانواده و بیکاری پدر،دو سال پیش ترک تحصیل کردندو به دلیل تمسخر توسط دوستانشان،معمولا از خانه بیرون نمیروند؛پدرشان از سه ماه قبل، سرکار میرود اما به دلیل بدهی زیاد،مجبور به فروش خانه شده اند؛
    پاهای علی دچار نقص مادرزادی ست؛مادر بچه ها هیچ درخواست و حمایت مالی ندارد و تنها درخواستش،ادامه تحصیل فرزندانش و حمایت درسی آنهاست.

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله سیزده آبان، شهر ری تهران

    در یک خانه در انتهایی‌ترین نقطه محله در کنار کارگاه شمع‌سازی پیرزن و پیرمردی هفتاد، هشتاد ساله و بیمار که توان کار کردن ندارند، در خانه‌ای با پنج اتاق به همراه چهار خانواده دیگر زندگی می‌کنند.
    پسر هفده ساله خانواده نان‌آور است و در آهن‌بری کار می‌کند. انگار جای پسری نوجوان دارد از خود آهن می‌سازد!
    اتاق آن‌قدر کوچک بود که خوابیدن در آن سخت‌تر از دیدن رویا بود. شب‌ها که با دستان سیاه از برش آهن بازگردد، چه خوابی خواهد دید؟

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله سیزده آبان، شهر ری تهران

    پیرزن جلوی در افتاده بود. با دیدنش یک لحظه صدایم در گلو ماند. یک پیرزن فرتوت و تنها در خانه ای کاملا محقر زندگی میکرد.
    به درستی صحبت نمی کرد ولی فهمیدیم یک دختر و یک پسر دارد …
    به گفته پیرزن دامادش نمی گذارد دخترش به او سر بزند و دختر فقط برای مادرش غذا می آورد؛اما پسرش،زن دوم گرفته است. همسرش مانع از زندگی مادر پیر همراه پسر شده است واینگونه پیرزن تنها مانده … همسایه ها می گفتند این پیرزن هر روز فقط دم در خانه مینشیند و کوچه را نگاه می کند…
    پشت پیچ کوچه خبری نیست،شاید به دنبال پیچ و خم دل فرزندانش می گردد.


    محله سیزده آبان، شهر ری تهران

    زن از زمان تولد به مدت ۳۰‌سال در ایران زندگی می‌کند و دارای اوراق هویتی است. اما پسر ۸ ساله‌اش برای دریافت اوراق هویتی و تحصیل با مشکل روبروست.
    اعتیاد پدرخانواده به هروئین او را به نظافت در منازل واداشته بود که پس از آسیب دیدن ریه‌هایش از کار دست کشیده‌است.
    با وجود دو فرزند ۶ و ۴/۵ ساله توانایی کار کردن در شمع سازی نزدیک خانه را ندارد.
    پدر خانواده که به تازگی از کمپ ترک اعتیاد بازگشته به کارگری مشغول است.


    محله سیزده آبان، شهر ری تهران

    مادری برای پیدا کردن لقمه نانی زباله‌گردی می‌کند و هر از گاهی به خانه دیگران می‌رود تا نظافت خانه‌ها را انجام دهد.
    شوهرش به خاطر سنگ کلیه و عدم توانایی برای پرداخت هزینه بیمارستان به افغانستان سفر کرده است تا آن‌جا عمل کند.
    چهار فرزند دارند که به دلیل عدم تمکن مالی به مدرسه نمی‌روند. پسر هشت ساله هر از گاهی با مادرش به زباله‌گردی مشغول می‌شود. شهرداری به مادر هشدار داده است که دیگر حق جمع کردن زباله را ندارد.
    چهاردیواری یا خانه‌ای که در آن ساکن هستند اجاره‌ای است با کرایه ماهیانه سیصد تومان.

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله غنی آباد، شهر ری تهران

    روستای غنی آباد،از توابع بخش مرکزی شهرستان ری،بعد از امین آباد واقع شده است.
    مسیر جاده امین آباد تا روستای غنی آباد به دلیل کم عرض بودن خطرناک است.
    شهرداری ناحیه ۷ بین روستای غنی آباد و اشرف آباد واقع شده است.
    این روستا با جمعیت حدود ۶۰۰۰ نفر متشکل از خانواده های ایرانی و افغان می باشد.
    آب روستا این قابل شرب نیست و اهالی مجبور به خرید آب شیرین هستند.

    اکثر کوچه های این روستا باریک و صعب العبور بوده و در قسمت هایی خرابه وجود دارد.
    با این حال خوشبختانه دسترسی افراد روستا به خانه ی بهداشت،مدرسه در مقاطع مختلف،نانوایی،سوپر مارکت،رستوران،باشگاه بدنسازی و مسجد آسان است.

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله غنی آباد، شهر ری تهران

    “محله ای که اعتیاد،اهالی خانه به خانه اش را،به خاک سیاه نشانده است..”

    با نگرانی نگاهمان می کند و سعی میکند ترسش را پنهان کند،تمام وجودش اعتیادش را فریاد می زند..
    سراغ فرزندانش را می گیرم،به اتاقی در یک کارگاه که در آنجا زندگی می کنند، دعوتمان می کند؛
    مریم و محمود را صدا می زند؛مریم ۶ساله است و شیطنت از چشمان زیبایش می بارد،اما محمود ۹ ساله،سر به زیر و آرام است؛
    پدر بچه ها،اعتیاد به هروئین دارد و خرج اعتیاد خود را از جمع آوری ضایعات به دست می آورد…

    بین صحبت هایش دائم لبخند می زند و سعی دارد خودش و بچه ها را خوشبخت نشان دهد…
    صحنه نمایش،هرچه داشته باشد،بازیگر خوبی ندارد.. چشمان من خوشبختی نمی بیند!


    محله غنی آباد، شهر ری تهران

    کودکی ۴ساله در آغوشی که اعتیاد مهر و محبت را از آن ربوده است..
    مسعود با دایی ها و مادربزرگش که مصرف کننده هروئین هستند زندگی می کند.
    هروئین، مسعود را آواره کوچه ها کرده و
    چون خانه ی مادربزرگش پاتوقی برای افراد معتاد است نمی تواند دائم در خانه باشد..
    پدر مسعود خانواده را ترک کرده،مادرش اعتیاد دارد و با مرد دیگری زندگی می کند…
    نامش را که میپرسم مات نگاهم می کند..
    چشمانِ بی فروغ و زیبایش آرامش وجودم را می گیرد و چرایی وجودم را زیر سوال می برد..
    داخل خانه که می شویم یکی از مهمان های مادر بزرگ بیرون می آید و جلوی در با چوبی می ایستد..
    گمان می کند پلیس هستیم..
    با صدای بلند دوباره مطرح می کنم که ما به دنبال کودکان محروم از تحصیل هستیم و مادربزرگ مسعود می گوید که نوه دیگرش شناسنامه ندارد و آیا می توانیم اورا آموزش بدهیم؟
    حالا خیالش راحت شده که کاری با آنها نداریم و با خیالی آسوده به داخل برمی گردد…

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله بهشتی، شهر ری تهران

    محله بهشتی به دو بخش تقسیم شده است.
    هردو بخش دارای آب شرب و برق و گاز میباشند. و دسترسی به مراکز خرید موادغدایی برای هر دوبخش آسان هست.
    دیگر امکانات محله مثل مسجد،مرکز بهداشت،پارک،زمین چمن،سالن ورزشی،مدرسه،سرای محله،کانکس پلیس،کتابخونه عمومی در نزدیکی بخش اول که شهرک فرهنگیان است ،قرار دارند.
    در بخش دوم منطقه که متشکل از خانواده های افغان وایرانی است،تعداد خانواده های افغان بیشتر است.

    در نزدیکی محله کارخانه ایران ترانسفو و انبار و سوله های زیادی وجود دارد‌.
    در فاصله کمی از محله مهاجرین پاکستانی ساکن هستند.که به گفته محلی ها،اغلب کودکان این خانواده ها در حال زبالگردی دیده می شوند.

    یکی از معضلات این محله اعتیاد میباشد‌ که مصرف شیشه بیشتر از مواد مخدر دیگر شایع
    است که باعث ایجاد چند پاتوق مصرف موادمخدر شده است.


    محله بهشتی، شهر ری تهران

    آن سلام گرم،
    چشم‌های گیرایش،
    دل آزاده و دستان خالی‌اش،
    دلش پر بود از محبت و مهر، اگر چه روزگار با او آن‌قدرها هم مهربان نبود.
    با سلامی گرم و روی گشاده ما را به خانه‌اش دعوت کرد. از درد روزگار گفت، از زمانه‌ای که از او نمی‌گذرد و از فرزندش مینا…

    مینا کودک CP* همراه مریم مادرش در خانه‌ای که تنها تعریفش ۴ دیوار خام است زندگی می‌کند.

    مادر مینا که تنها راه امرار معاش خانواده‌اش، حقوق ماهانه ۸۰ تومن بهزیستی مینا است، تنها دلگرمی‌اش کمک بعضی از همسایه‌هاست.

    مینا نیازمند جلسات بازتوانی است اما آن‌ها توان مالی برای پرداخت هزینه‌ها را ندارند.

    *پی نوشت: CP (cerebral palsy) یا همان فلج مغزی، گروهی از اختلالات حرکتی دائم غیر پیش‌رونده هستند که به دلیل ناهنجاری‌های مادرزادی و یا آسیب‌های وارده بر مغز در مراحل اولیه تکامل ایجاد می‌گردند.

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله بهشتی، شهر ری تهران

    محیا خانم با سلام گرمی،در را باز می‌کند.وارد خانه می شوم،پایم را در خانه ای که اتاق چندمتری بیش نیست،می گذارم؛موجی از سرما به صورتم می خورد،موجی از نگاهی سرد و بی روح و بی تفاوت..
    محیا دلش به همین سردیِ نگاهِ مردش،گرم است،به همین بودنش…
    احمد یکسال و نیم است که تصادف کرده،سرش آسیب دیده،کاملا فلج است و هیچ هوشیاری و گفتاری ندارد؛
    محیا می گوید دلش به همین پلک زدن هایش به همین چشم گرداندن هایش گرم است،می گوید دعا کنید براش، دعا کنید برایم، دعا کنید حداقل بتواند یک کلمه با منِ تنهایِ بدون هیچ همدم و خانواده ای، صحبت کند،فقط یک کلمه برایم کافی است تا دل سوخته و خستگیم اندکی تسکین یابد..


    محله بهشتی، شهر ری تهران

    زندگی سخت است، اما زندگی برای بعضی ها گاهی سخت تر می‌شود. الهه خانم می گوید همه ی سختی زندگی را ب خاطر پسر ۱۱ ساله اش تحمل می کند.
    از زندگیش برایمان می گوید، از دو سال پیش، از شروع داستانش، از روزی که برای عروسیِ دو دخترش زیر بار وام و قسط و قرض رفت و اما شوهرش ب جای دستان پر مهر و حمایت گرش همه ی برگه ها و چک ها را در دستانش گذاشت و رفت. دردناک می گوید از تنگی دستش و از قرض های مانده.
    اما؛
    من می دانم، تنگیِ دلِ آدم از رها شدن، حرف دیگری است. تنگیِ دل، آدم را از پا در می آورد، خورد می کند، می شکند.
    می گوید دل گرمی ام به شماست که برای خرج خانه ام حداقل مجبور نباشم سرافکنده چشمم به دنبال دست کسی باشد. او می گوید و من دعا می کنم کاش دردی را بتوانم دوا کنم.


    محله بهشتی، شهر ری تهران

    کاش نگاه رنگین به در دوخته‌اش یاری پاهای ناتوانش را می‌کرد.
    کاش می‌توانست همراه نگاه پر از شورش فضای خانه را هم با صدایش گرم کند…
    امیرعلی که دیگر گرمای دستان پدر را نمی‌تواند تجربه کند، این روزها با درد دست و پنجه نرم می‌کند.
    او یک کودک CP* است و نیازمند جلسات متعدد بازتوانی. مادر امیرعلی دیگر توان پرداخت کلاس‌های بازتوانی امیرعلی را ندارد و نگران گذشتن زمان گفتار درمانی امیرعلی است.

    *پی نوشت :CP (Cerebral Palsy) یا همان فلج مغزی، گروهی از اختلالات حرکتی دائم غیرپیش‌رونده هستند که به دلیل ناهنجاری‌های مادرزادی و یا آسیب‌های وارده بر مغز در مراحل اولیه تکامل ایجاد می‌گردند.

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله بهشتی، شهر ری تهران

    دیدن همه چیز از بالا چقدر زیباست.
    ریسه‌ای از چراغ‌های روشن در شب…
    چه کس باورش می‌شود برای روشن ماندن یک چراغ چقدر سختی باید کشید!
    سختی زندگی کردن در اتاقی که دیوارهایش دیگر تحمل رنج خانواده را ندارد، سختی بیماری مادری که دیگر همسری ندارد، سختی ترک تحصیل کودکی به دلیل نیاز مالی، سختی تحمل اشک مادری که درد بی‌پولی و بی‌خانمانی، درد عمیق بدنش را از یادش برده است.
    طاهره را هزینه اجاره وادار به پس دادن خانه‌اش کرده است. در خانه‌ای با یک اتاق به همراه مادر بیمار و سه برادر خود زندگی می‌کند.
    امیر حسین پسرش پس از فوت پدر به دلیل فشارهای روحی درس را رها کرده و به نگرانی بزرگی برای طاهره تبدیل شده است.
    خود طاهره نیز بیمار است. اما از ترس اضافه شدن مشکلات ترجیح داده که به پزشک مراجعه نکند.
    مادر طاهره ،اعظم خانم، نیز سال پیش به دلیل سرطان تحت جراحی قرار گرفت. اما به دلیل ادامه ندادن شیمی‌درمانی گمان می‌رود که دچار تومور لنفاوی اندام تحتانی پای راست، شده است. نازنین دخترکی زیبا و ۴ ساله و برادرزاده طاهره با آن‌ها در این خانه زندگی می‌کنند.
    راستش دلم می‌خواست ریسه‌های شهر را تا سقف خانه‌اش بکشم تا نازنین چشمش روشن شود به نور امید.

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله بهشتی، شهر ری تهران

    تو محله ای که تو هر کوچه،حداقل چند خونه ی کوچیک و قدیمی وجود داشت چشممون خورد به یه خونه که کشش عجیبی توش بود و انگار در و دیوارش صدامون میزد؛خونه ای که به یک خرابه شبیه تر بود. وارد حیاط که شدیم پیرزن مهربونی ازمون استقبال کرد. از درد پاش گفت،از اینکه توان مالی برای درمان ‍‍‍ پاش نداره و با حقوق ناچیز نگهبانی به سختی زندگی میکنند. نگاه دختر بچه ای از پنجره به ما دوخته شده بود؛آتنا که با مادر و خواهرش تو اون خونه زندگی میکرد و وقتی بهش سلام کردیم فقط لبخند زد. آتنا مدت ها بود که از یک بیماری نادر رنج می برد و درمانش بدلیل بالا بودن هزینه ها متوقف شده بود.
    نوه های ۶و۱۱ ساله پیرزن بعد از اینکه پدرشون معتاد شده بود ، همراه مادرشون به خانه ی پدربزرگ برگشته بودند. مادر جوان روزها از بچه هایش نگهداری میکرد و شبها زباله گردی میکرد. زباله هایی که به قیمت کیلویی ۳۰۰ تومن فروخته بشه و بتونه خرج آزمایشها و داروهای آتنا کوچولو رو بده.
    پدر پیر خانواده مجبور بود شبها به نگهبانی بره و حقوقش رو با تاخیر و کم و زیاد شدن بگیره تا بتونه اجاره خونه رو پرداخت کنه و امید داشته باشه با باقیمونده این حقوق ناچیز غذایی برای نوه های کوچیکش فراهم کنه. پسر ۲۳ ساله خانواده به دلیل بیماری پوستی تابستونها نمیتونست سرکار بره؛چون التهاب پوستش زیاد میشد و توان مالی برای درمان بیماری هم نداشت و نمیتوانست کمک خرج خانواده باشه. خانواده ای که ۸ سال زیر بمباران های عراق در مناطق اطراف ایلام به سختی زندگی کردند وبعد از جنگ هم تا زمانی که میتوانستند با فقر و بیکاری مبارزه کرده ولی در نهایت ۱۵ سال پیش مجبور به مهاجرت به حاشیه پایتخت شدند.


    محله بهشتی، شهر ری تهران

    بیست متری بیشتر نیست، شاید هم کمتر.
    خانه‌ای را می‌گویم که مادری با سه فرزند دوازده، نوزده و یازده ساله‌اش و یک نوه پنج ماهه در آن صبح را شب می‌کنند.
    اعتیاد به جان زندگی دختر خانواده افتاده و در حال جدایی از همسرش است. کل خرجی این خانه از دستمزد دختریست که نوزده سال بیشتر ندارد و یارانه. این را اضافه کنید به استیجاری بودن همین خانه.
    پسر خانواده، امیرعلی، یک سالی مردود شده است و الان در کلاس پنجم درس می‌خواند.
    دختر دیگرش هم کلاس پنجم است.
    خدا را چه دیدی شاید برای بیسن متری بیست بیاورد…

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله تقی آباد، شهر ری تهران

    مهتاب دختر ۹ ساله‌ای است که به کلاس اول می‌رود. حکایتش طوری بود که نمی‌شد قصه آغوش گرم مادر را در گوشش زمزمه کرد. حضور مادر در زندگی او فقط باعث عقب ماندگیش از درس‌ها بود. مادری که برای فرزندان مادری نکرد و در ذهن دخترکمان خاطره خوش از خود باقی نگذاشت …

    یاسر شش ساله است و پا به پای پدر، زباله‌گردی می‌کند. عجیب این‌جاست که آغوشش برای آن‌ها آن‌قدر امن هست که بوی زباله نتواند عطر خوش پدری را کم‌رنگ کند. عاشقانه از پدر می‌گویند و با تمام این دشواری‌ها اعتراضی ندارند به پدر. بچه‌ها به همراه پدرشان با مادربزرگی زندگی می‌کنند که گویا به قول همسایه‌ها ننه کل محله است.


    محله اشرف آباد، شهر ری تهران

    روستای اشرف آباد، از توابع بخش مرکزی شهرستان ری، در سیزده کیلومتری میدان شهرری، بعد از روستای غنی آباد و قبل از روستای زمان آباد واقع شده است.
    این روستا حدود ۱۰هزار نفر جمعیت؛ متشکل از خانواه های ایرانی و افغان دارد.
    مهمترین و اساسی ترین معضل این روستا اعتیاد است.
    آب اشرف آباد آشامیدنی نیست و ساکنین مجبور به خرید آب آشامیدنی هستند.
    این روستا دارای کوچه های باریکی است که تاحدودی امنیت ساکنین را تهدید می کند.
    در این روستا دسترسی به سوپر مارکت، نانوایی، لباس فروشی، رستوران، مسجد، مدرسه در مقاطع مختلف، موبایل فروشی، قصابی، خانه بهداشت، درمانگاه، داروخانه و .. آسان است.

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله اشرف آباد، شهر ری تهران

    مادری خسته
    از تحملِ پدر و پسری معتاد…
    از تحملِ شنیدن حرف های نوه ۶ساله که هرروز داستان مواد کشیدن پدربزرگ و پدرش را تعریف می کند…
    از دیدن پسر ۲۳ ساله اش که از کودکی بارِ سنگین تهدیدهای پدرش را به دوش می کشد…
    از ندیدن و نخواستن پسر ارشدِ معتادش…
    از دلسوزی برای عروسِ ۲۷ساله اش که هرروز از صبح تا شب در بیابان های زمان آباد جورِ پسرش را می کشد…
    از زخم های رویِ دستش که گواه و شاهدِ تمام سختی هایش در زندگی بوده است…
    از…

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله اشرف آباد، شهر ری تهران

    زیر پله ای که پناهِ مادری به همراه سه فرزندش است …
    فرزند اول ۱۵ساله است، از ظهر تا دوازده شب مشغول جمع کردن نان خشک است.. پسر کوچک دوازده سال دارد و به دلیل شرایط سخت مالی مجبور به ترک تحصیل شده است…
    و دختری ۹ماهه که قبل از اینکه به دنیا بیاید پدر،خانواده را ترک کرده است..
    مادر خانواده مجبور به درست کردن برس بادستمزدی بسیار اندک است…

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله اشرف آباد، شهر ری تهران

    پسرک از خواب که بیدار می شود با دوچرخه کوچکش در کوچه ها بازی می کند تا مادر از سرکار برگردد..
    پدر در نبود مادر خانه را پاتوق دوستانش می کند و جلوی کودک ۶ساله هروئین مصرف می کند…
    امیرمحمد گاهی هم که پدر تنهاست در خانه می ماند و درکنار بساط همه چیز را مشق کرده.
    از فوت های پدر هنگام مصرف برای مادربزرگی تعریف می کند که میزبان ما بود. حتی شیوه ی مصرف را با دست توضیح می دهد…
    با خود فکر می کنم اگر اینجا رهایش کنیم. پشت همان در بسته ای که پدرش باز نکرد تا اعتیادش را در صورتمان بکوبد. چند سال طول می کشد شبیه پدر و پدر بزرگش شود؟
    وارث دود!..

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله اشرف آباد، شهر ری تهران

    نداشتن شناسنامه ای برای فرزندانت…
    نداشتن پولی برای درمان فرزند کوچکت…
    سکوتت در برابر حرف های خانواده…
    سکوتت دربرابر اشکهای دختر ۱۰ساله ات…
    ترس و اضطرابت برای تشنج صابر…
    ترست از تکرار شدن تشنج هایش…
    کُلِ این دنیا مدیونِ قطره قطره اشکهایی هستند که در برابرمان ریختی برای خانواده ات، برای آینده دخترت و برای خوب نشدن پسرت…

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸

    http://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png 0 0 نیما مختاریان http://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png نیما مختاریان2019-05-24 23:23:462021-04-28 20:09:29گزارش محله‌های شهر ری در شناسایی‌های کوچه گردان سال ۱۳۹۸
    صفحه 137 از 320«‹135136137138139›»

    اطلاعات تماس

    آدرس:  تهران، میدان فردوسی، خیابان شهید سپهبد قرنی، جنب بیمارستان آپادانا، پلاک ۱۳۵، طبقه ۲، واحد ۴
    شماره تلفن: ۸۸۸۳۴۵۶۷-۰۲۱
    زمان پاسخگویی: شنبه تا چهارشنبه، ساعت ۱۰ الی ۱۶

    حمایت مالی

    شماره حساب:
    شماره کارت:
    شبا:

    درگاه پرداخت آنلاین

    نماد اعتماد الکترونیکی

    کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت برای جمعیت امام علی محفوظ است ۲۰۲۳ ©
    • Twitter
    • Instagram
    • Facebook
    • Youtube
    • درباره ما
    • طرح‌ها
    • خانه‌های ایرانی
    • تماس
    • EN
    مشاركت در خريد و ساخت خانه علم براى بيش از٢٠٠كودک درگير چرخه كار در كرج... آثار کودکان هنرمند خانه ایرانی شهرری
    رفتن به بالا