جمعیت امام علی
  • خانه
  • درباره ما
    • تاریخچه و فعالیت‌ها
    • منشور اخلاقی
    • ماموریت و اهداف
    • اساسنامه
    • ساختار سازمانی
    • شارمین میمندی‌نژاد مؤسس جمعیت امام علی
    • زهرا رحیمی مدیر عامل جمعیت امام علی
    • کمیته‌های جمعیت امام علی
    • سوالات متداول
  • خانه‌های ایرانی
    • خانه‌های علم
    • خانه‌های اشتغال
    • خانه هنر
    • باشگاه هواداران
    • خانه درمان
    • آدرس خانه‌های ایرانی
  • طرح‌ها
    • آیین کوچه گردان عاشق
    • آیین هفت‌ سین برکت
    • آیین کعبه کریمان
    • آیین طفلان مسلم
    • آیین صفای سعی
    • آیین شام عیاران
    • آیین یلدا در کوچه‌‌های فقر
    • باشگاه ورزشی پرشین
    • طرح از مهر بگو
    • جشنواره بوی عیدی
  • سمینارها
    • همایش سیل
    • سمینار تخصصی اعتیاد کودکان و نوجوانان
    • سمینار تخصصی کودکان کار
    • سمینار ازدواج کودک
    • سمینار کودک آزاری
  • رسانه
    • اخبار
    • یادداشت‌ها
    • نشریات
  • حمایت مالی
    • حمایت مالی
    • گزارش حسابرسی
    • حامیان
  • فرم عضویت داوطلبان
  • تماس با ما
  • EN
  • جستجو
  • منو
  • معرفی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی
  • معضلات منطقه و چالش ها
  • معرفی تیم های خانه ایرانی احمدآباد مستوفی
  • تماس با خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

شکل گیری خانه ایرانی احمدآباد مستوفی به حدود 6 سال قبل و به آیین کوچه گردان عاشق سال 92 باز می‌­گردد. جایی که نیازهای یک ماه خانوارهای نیازمند در قالب طرحی یکپارچه توسط عاشقان کوچه‌­گرد و به رسم مولا علی (ع) به درب منازل آن­ها، حمل می‌­شود. فقر شدید فرهنگی و مالی علی­‌الخصوص در منطقه نوروزآباد باعث شد که اعضای داوطلب جمعیت به دنبال راه ­حلی پایدار جهت حمایت بخشی از کودکان درگیر معضل باشند.

پس از کوشش­‌های فراوان و انجام تحقیقات میدانی و شناسایی خانواده­‌های درگیر معضل، سرانجام خانه ایرانی احمداباد مستوفی در پاییز 93 و با تحت حمایت قراردادن 70 کودک محروم از تحصیل و کودک کار فعالیت خود را آغاز کرد.

احمدآباد مستوفی

احمدآباد مستوفی

معضلات منطقه

همه معضلات اجتماعی موجود در منطقه احمدآباد مستوفی را می توان ناشی از فقر فرهنگی و فقر مالی دانست. با این حال، کودکان این منطقه بیشتر درگیر 4 معضل زیر هستند:

محرومیت تحصیلی

علی رغم اینکه طرح فرمان، برای تسهیل آموزش فرزندان مهاجر، در کل کشور اجرا شد، اما اجرای این طرح در منطقه احمدآباد مستوفی با چالش­ های اساسی مواجه بوده است. شاید اصلی ترین چالش پیش رو در اجرای طرح مذکور در این منطقه را بتوان کمبود فضای آموزشی عنوان کرد.

با این حال، در صورت برطرف شدن مشکل کمبود فضاهای آموزشی، باز هم شمار زیادی از کودکان از تحصیل باز خواهند ماند. چرایی این مساله را باید با حساسیت بیشتری دنبال کرد. کبر سنی کودکان و امکان پذیر نبودن تحصیل آنان در کنار سایرین، پیگیری نکردن خانواده ها برای انجام امور دفتری قبل از ثبت نام، روزهای محدود اعلام شده برای دریافت برگه حمایت تحصیلی (کارت آبی) و بسیاری از موانع دیگر، همه و همه در کنار هم باعث شده که جمعیت کودکان محروم از تحصیل با در نظر گرفتن مهاجرت های متعدد، روز به روز بیشتر شود.

کار اجباری و زباله گردی کودکان

برای پی ­بردن به وجود کودکان کار، نیازی به یافتن کارگاه­ های زیرزمینی نیست. دقایقی در خیابان های منطقه قدم زدن، برای دیدن انبوه کودکان با سوابق شغلی چند ساله کافیست. کودکانی که به جای تحصیل، به کار کردن وادار شده­ اند و از اوان کودکی عرق ریخته و هیچوقت طعم شیرین کودکی و بازی هایش را نچشیده اند.
کار کودکان در این منطقه را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد، دسته اول کودکان زباله گرد و دسته دوم، کودکانی که به سایر مشاغل همچون کارگری ساختمان و کارگاه های تولیدی روی آورده اند.

اما آنچه بیشتر مایه نگرانی است، وضعیت اسفبار کودکان زباله گرد منطقه است. اغلب این کودکان برای تامین هزینه های خانواده به اجبار از طرف سرپرستان خود، از سنین پایین به کار گماشته می شوند و ساعت های بسیاری را به تفکیک دستی و جمع کردن آن ها می پردازند. کیسه بر دوشانی کوچک که در ازای دریافتی ناچیز در معرض صدمات و آسیب های جبران ناپذیر بسیاری قرار دارند. این کودکان به واسطه تماس مستقیم و مداوم با انواع زباله ها، در معرض بیماری های بسیار خطرناک و گاه ناشناخته عفونی قرار می گیرند.

این کودکان از نظر تحصیلی عموما در وضعیت مناسبی قرار ندارند. عده ای به ناچار ترک تحصیل کرده اند تا بتوانند ساعات بیشتری به کار بپردازند، عده ای هم از همان ابتدا به دلایل متعدد مدرسه نرفته و بی­سواد مانده اند و مابقی هم علی­رغم حضور در مدرسه، به علت مشغله های کاری پیشرفتی نداشته و مورد سرزنش اطرافیان قرار می گیرند.

ناگفته نماند که در بررسی های به عمل آمده در شناسایی های طرح کعبه کریمان -با محوریت برآورده ساختن آرزوهای کودکان زباله گرد- به تفاوت های قومی در نگرش به مساله کار کودکان و نوع آن، پی برده شد. به این معنی که قومیت های مختلف مهاجرین نسبت به مساله کار اجباری کودکان و بالاخص زباله گردی، دیدگاه های متفاوت و گاه متضادی را دارند.

ازدواج اجباری کودکان

ازدواج زودهنگام کودکان، که به صورت غیر مستقیم، تبعات فراوانی که در پی دارد، از دید تمامی سازمان های بین المللی حقوق بشر اعم از سازمان ملل متحد ، یونیسف و … به عنوان یک معضل در جوامع بشری امروز شناخته می شود.

همه روانشناسان بر این عقیده هستند که دوران کودکی یک انسان به جهت ماهیت سازندگی و تکامل یافتگی بی مثالش، نباید به بهانه علل دیگری، تباه شود و یک کودک باید در دوران کودکی از اولیه ترین حقوق خود برخوردار باشد و فرصت این را داشته باشد تا با بروز خود در این دوران، زمینه برای شکل گیری شخصیت فردی و اجتماعی اش فراهم شود. ازدواج زودهنگام از جمله موانع رشد کودک تلقی شده و عاملی بازدانده برای تکامل شخصیتی او محسوب می شود.

مشکلات درمانی

شاید مهمترین عامل در گستردگی مشکلات درمانی حاد بین مردم منطقه را باید در فرهنگ زندگی و عادات نادرست آن­ها جست. علاوه بر این عدم بهره­ مندی اکثریت غالب مهاجرین از خدمات بیمه ای درمان و در دسترس نبودن پزشکان و امکانات زیرساختی درمان، به طور قابل توجهی بر حجم این مشکلات می افزاید. کودکان بسیاری از سوتغذیه رنج می برند. دختران اغلب با بیماری های زنان دست و پنجه نرم می کنند و پسران هم به واسطه کار زباله گردی گرفتار بیماری­های عفونی هستند.

1- محرومیت تحصیلی

علی رغم اینکه طرح فرمان، برای تسهیل آموزش فرزندان مهاجر، در کل کشور اجرا شد، اما اجرای این طرح در منطقه احمدآباد مستوفی با چالش­ های اساسی مواجه بوده است. شاید اصلی ترین چالش پیش رو در اجرای طرح مذکور در این منطقه را بتوان کمبود فضای آموزشی عنوان کرد.

با این حال، در صورت برطرف شدن مشکل کمبود فضاهای آموزشی، باز هم شمار زیادی از کودکان از تحصیل باز خواهند ماند. چرایی این مساله را باید با حساسیت بیشتری دنبال کرد.

کبر سنی کودکان و امکان پذیر نبودن تحصیل آنان در کنار سایرین، پیگیری نکردن خانواده ها برای انجام امور دفتری قبل از ثبت نام، روزهای محدود اعلام شده برای دریافت برگه حمایت تحصیلی (کارت آبی) و بسیاری از موانع دیگر، همه و همه در کنار هم باعث شده که جمعیت کودکان محروم از تحصیل با در نظر گرفتن مهاجرت های متعدد، روز به روز بیشتر شود.

احمدآباد مستوفی
احمدآباد مستوفی

2- کار اجباری و زباله گردی کودکان

احمدآباد مستوفی ، مامنی برای کودکان کار!

برای پی ­بردن به وجود کودکان کار، نیازی به یافتن کارگاه­ های زیرزمینی نیست. دقایقی در خیابان های منطقه قدم زدن، برای دیدن انبوه کودکان با سوابق شغلی چند ساله کافیست. کودکانی که به جای تحصیل، به کار کردن وادار شده­ اند و از اوان کودکی عرق ریخته و هیچوقت طعم شیرین کودکی و بازی هایش را نچشیده اند.
کار کودکان در این منطقه را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد، دسته اول کودکان زباله گرد و دسته دوم، کودکانی که به سایر مشاغل همچون کارگری ساختمان و کارگاه های تولیدی روی آورده اند.

اما آنچه بیشتر مایه نگرانی است، وضعیت اسفبار کودکان زباله گرد منطقه است. اغلب این کودکان برای تامین هزینه های خانواده به اجبار از طرف سرپرستان خود، از سنین پایین به کار گماشته می شوند و ساعت های بسیاری را به تفکیک دستی و جمع کردن آن ها می پردازند.

کارگاه زباله گردی کودکان!

کیسه بر دوشانی کوچک که در ازای دریافتی ناچیز در معرض صدمات و آسیب های جبران ناپذیر بسیاری قرار دارند. این کودکان به واسطه تماس مستقیم و مداوم با انواع زباله ها، در معرض بیماری های بسیار خطرناک و گاه ناشناخته عفونی قرار می گیرند.

این کودکان از نظر تحصیلی عموما در وضعیت مناسبی قرار ندارند. عده ای به ناچار ترک تحصیل کرده اند تا بتوانند ساعات بیشتری به کار بپردازند، عده ای هم از همان ابتدا به دلایل متعدد مدرسه نرفته و بی­سواد مانده اند و مابقی هم علی­رغم حضور در مدرسه، به علت مشغله های کاری پیشرفتی نداشته و مورد سرزنش اطرافیان قرار می گیرند.

ناگفته نماند که در بررسی های به عمل آمده در شناسایی های طرح کعبه کریمان -با محوریت برآورده ساختن آرزوهای کودکان زباله گرد- به تفاوت های قومی در نگرش به مساله کار کودکان و نوع آن، پی برده شد. به این معنی که قومیت های مختلف مهاجرین نسبت به مساله کار اجباری کودکان و بالاخص زباله گردی، دیدگاه های متفاوت و گاه متضادی را دارند.

3- ازدواج اجباری کودکان

ازدواج زودهنگام کودکان، که به صورت غیر مستقیم، تبعات فراوانی که در پی دارد، از دید تمامی سازمان های بین المللی حقوق بشر اعم از سازمان ملل متحد ، یونیسف و … به عنوان یک معضل در جوامع بشری امروز شناخته می شود.

همه روانشناسان بر این عقیده هستند که دوران کودکی یک انسان به جهت ماهیت سازندگی و تکامل یافتگی بی مثالش، نباید به بهانه علل دیگری، تباه شود و یک کودک باید در دوران کودکی از اولیه ترین حقوق خود برخوردار باشد و فرصت این را داشته باشد تا با بروز خود در این دوران، زمینه برای شکل گیری شخصیت فردی و اجتماعی اش فراهم شود. ازدواج زودهنگام از جمله موانع رشد کودک تلقی شده و عاملی بازدانده برای تکامل شخصیتی او محسوب می شود.

احمدآباد مستوفی

4- مشکلات درمانی

شاید مهمترین عامل در گستردگی مشکلات درمانی حاد بین مردم منطقه را باید در فرهنگ زندگی و عادات نادرست آن­ها جست. علاوه بر این عدم بهره­ مندی اکثریت غالب مهاجرین از خدمات بیمه ای درمان و در دسترس نبودن پزشکان و امکانات زیرساختی درمان، به طور قابل توجهی بر حجم این مشکلات می افزاید.

کودکان بسیاری از سوتغذیه رنج می برند. دختران اغلب با بیماری های زنان دست و پنجه نرم می کنند و پسران هم به واسطه کار زباله گردی گرفتار بیماری­های عفونی هستند.

چالش ها

مافیای زباله یکی از اصلیترین چالش‌های خانه ایرانی احمدآباد در راه مبارزه با زباله گردی کودکان است. همچنین، حضور قومیت‌های مختلف افغانستانی خود از دیگر چالش‌ها است. قومیت‌های مختلف، فرهنگ و رفتار و آداب و رسوم مختلفی دارند. این تفاوت‌ها، باعث چالش‌های زیر شده است:
• ارتباط با معتمدین خانواده‌ها
• حضور پسرها در باندهای خلافکاری
• بی‌انگیزگی نوجوانان
• زنان سرپرست خانوار

برای عضویت در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی، کلیک کنید.

همان طور که اشاره شد، این­‌ها تنها بخشی از مشکلات و معضلات اجتماعی کودکان این منطقه است. معضلات پیچیده‌ای هم‌چون کودکان بدون مدارک هویتی، بدسرپرستی والدین به جهت اعتیاد، کودک آزاری و همسر آزاری از جمله مشکلات شایع دیگری است که باید برای حل آنها، اقدام صورت گیرد.

احمدآباد مستوفی

احمدآباد مستوفی

برای حمایت مالی از خانه ایرانی احمدآباد کلیک کنید.

معرفی تیم های خانه ایرانی احمد آباد مستوفی


اعضای داوطلب خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

اعضای خانه ایرانی احمدآباد مستوفی مانند تمام مراکز دیگر جمعیت امام علی (ع) داوطلبینی هستند که اکثر آن ها را دانشجویان تشکیل داده اند. داوطلبین خانه ایرانی احمد آباد مستوفی هر یک با توجه به توان و علاقه خود در قسمت‌های مختلف همکاری می کنند. همکاری در تیم های مختلف خانه ایرانی احمد آباد مستوفی فرصت یادگیری و کسب تجربه را برای داوطلبین فراهم آورده است.

به علاوه داوطلبین می‌توانند تخصص و تجربیات خود را نیز با توجه به نیاز مددجویان، منتقل کنند یا از آن ها در موارد مورد نیاز، استفاده نمایند. بنابراین همکاری با خانه ایرانی احمد آباد مستوفی و به صورت کلی تر، انجام کارهای داوطلبانه، یک فرصت برد- برد برای مددجو و مددکاران و داوطلبین خواهد بود.

احمدآباد مستوفی

بخش های فعال خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

در حال حاضر، فعالیت های خانه ایرانی احمدآباد مستوفی در پنج بخش کلی خلاصه می شود:

  1. آموزش: فعالیت های آموزشی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی در سه بخش ورزش، هنر و آموزش های درسی خلاصه می شود. مددجویان علاوه براینکه با یادگیری این مهارت ها، فرصت های آینده خود را بهبود می بخشند، می توانند علاقه و استعداد واقعی خود را نیز در این راه پیدا نمایند.
  2. درمانی: در حال حاضر، فعالیت های درمانی خانه ایرانی احمد اباد مستوفی مربوط می شود به دو بخش پزشکی و مددکاری. با توجه به مشکلات موجود در این منطقه، وجود این دو بخش در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی الزامی است.
  3. کارآفرینی: یکی از راهکارهای مناسب برای رفع معضلات موجود در منطقه، کارآفرینی و اشتغال‌زایی است. تیم کارآفرینی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی سعی دارد با ایجاد مدلی مناسب، راهکاری مطمئن برای رفع معضلات اقتصادی خانواده‌ها پیدا کند.
  4. روابط عمومی: بخش روابط عمومی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی با هدف معرفی و امورات بیرونی خانه، تشکیل شده است. این قسمت متشکل از سه تیم روابط عمومی، تولید محتوا و تبلیغات است.
  5. امورات داخلی: آخرین بخش مربوط به قسمت‌های مدیریتی و امورات داخلی خانه از قبیل تدارکات، منابع انسانی، مالی و مستندات است.

آموزش خانه ایرانی احمداباد مستوفی

به صورت کلی می‌توان چشم‌انداز و اهداف تیم آموزش و در مفهوم عام‌تر، هدف آموزش خانه ایرانی احمدآباد مستوفی را به صورت زیر خلاصه و بیان نمود:

  1. افزایش مهارت کودکان در زمینه‌های درسی، اجتماعی. ایجاد بستر مناسب برای علایق و توانایی‌های کودکان.
  2. ایجاد اتحاد و همدلی میان کودکان
  3. تعریف کلاس‌های مناسب مرتبط با سن و شرایط هر کودک
  4. ارتباط مناسب با کودک و گزارش موارد مهم به تیم مددکاری
  5. تعریف کلاس‌های مناسب برای ارتباط با کارآفرینی
  6. پیگیری تحصیلی کودکان

در حال حاضر کلاس‌های سوادآموزی مادران، زبان انگلیسی، خلاقیت/ نقاشی، مهارت‌های زندگی، کتابخوانی، قصه‌گویی، نویسندگی، کلاس‌های تقویتی درسی، سفال‌گری، تئاتر، عکاسی و کامپیوتر در بخش آموزش در حال برگزاری است. علاوه براین، کلاس کاراته و فوتبال نیز برای پسرهای خانه ایرانی احمدآباد مستوفی در حال برگزاری است. در ادامه آلبوم تصاویر کلاس‌های درسی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی نمایش داده می‌شود.

احمدآباد مستوفی

حضور کودکان در مسابقات دارت، مسابقات کاراته، همچنین کسب مدال بین المللی و کشوری کاراته توسط دختران نوجوان خانه ایرانی، کسب مدال منطقه‌ای دارت توسط کودکان خانه ایرانی از دستاورد های برگزاری این کلاس ها در خانه ایرانی احمد آباد مستوفی است

کلاس خلاقیت خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

کلاس کاراته خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

کلاس درس خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

کلاس کتابخوانی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

در حال حاضر 80 کودک در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی مشغول تحصیل هستند.

کارآفرینی خانه ایرانی احمداباد مستوفی

کارآفرینی خانه ایرانی احمد آباد از اردیبهشت 98 فعالیت خودرا آغاز کرده است. به صورت کلی می‌توان چشم‌انداز و اهداف تیم کارآفرینی و در مفهوم عام‌تر، هدف کارآفرینی و اشتغال خانه ایرانی احمد آباد مستوفی را به صورت زیر خلاصه و بیان نمود:

  1. الگوسازی از میان مادران و دختران منطقه هدف و دادن روحیه خودباوری اقتصادی برای تولید محصول و ارزش افزوده
  2. نقش تسهیلگری در توانمندسازی اقتصادی مادران، دختران و پسران منطقه هدف و کمک به خروج آن ها از معضلات موجود احتمالی اعم از کار کودک و زباله گردی کودک و ازدواج کودک و کودک آزاری و ….
  3. آگاه سازی عمومی در منطقه هدف و بطور کلی جامعه، در رابطه با معنای صحیح کارآفرینی اجتماعی با ایجاد نمونه‌ای کوچک و موفق از آن و همچنین ارتقا و تعمیم آن به فضای کلی جامعه به عنوان یک سیستم موفق برای پیشبرد اهداف تعیین شده

خانه ایرانی احمدآباد مستوفی در حال حاضر دفترچه‌هایی چاپ می‌کند که بر روی جلد آن، نقاشی‌های کودکان که خروجی کلاس‌های درسی آنان است، نقش بسته است. تولید این محصول کمک شایانی به روحیه کودکان مشارکت‌کننده نموده و باعث شده است فرایند بهبود مشکلات روحی ناشی از معضلات موجود در منطقه، تسهیل شود.

همچنین کلاس‌هایی برای دختران نوجوان با مهارت گلدوزی و قلاب‌بافی برگزار شد. پسران نوجوان نیز با هدف خروج از چرخه کار اجباری کلاس هایی در بخش سوزن دوزی با هدف تولید بند دوربین و کیف داشته اند.

قبلیبعدی
احمدآباد مستوفی
خانه ایرانی احمدآباد مستوفی
احمدآباد مستوفی
احمد اباد مستوفی
احمداباد مستوفی
خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

خانه ایرانی احمد آباد مستوفی را دنبال کنید

می‌توانید از طریق شبکه‌های اجتماعی زیر، خانه ایرانی احمد اباد مستوفی را دنبال کنید.

اینستاگرام خانه ایرانی احمدآباد مستوفی
تلگرام خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

از هم اکنون داوطلب خانه ایرانی احمد اباد مستوفی شوید

شما هم تمایل دارید با خانه ایرانی احمدآباد مستوفی همکاری نمایید؟

برای همکاری با خانه ایرانی احمدآباد مستوفی می توانید هم اکنون فرم داوطلبی را پر کنید. همچنین در صورت تمایل می توانید با روابط عمومی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی به شماره 09357228879 تماس بگیرید.

مسیر دسترسی به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی از تهران

برای حضور در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی از تهران می‌توانید خود را به میدان آزادی برسانید. از آنجا می‌توانید سوار تاکسی‌های اسلامشهر- احمدآباد شوید و در وسط مسیر، بعد گذشتن از خیابان بسیج، در خیابان لاله‌های پنجم (تابلوی شام مهتاب) از تاکسی پیاده شوید. از آنجا بعد از حدود 10 دقیقه پیاده روی، به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی می‌رسید.

همچنین از میدان آزادی می‌توانید به ابتدای خیابان سعیدی جنوب رفته و بعد از اتوبوس‌های اسلامشهر، سوار اتوبوس‌ احمد آباد مستوفی شوید. از راننده بخواهید شما را در ابتدای خیابان شهید خورشیدی پیاده کند. از آنجا می‌توانید بعد از حدود 5 دقیقه پیاده روی، به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی برسید. برنامه حرکت اتوبوس‌های احمدآباد مستوفی از میدان آزادی به صورت زیر است.

برنامه حرکت اتوبوس های احمدآباد مستوفی

در صورتی که خودروی شخصی داشته باشید یا بخواهید از تاکسی‌های آنلاین استفاده نمایید نیز رفت و آمد به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی بسیار راحت است و می‌توانید بدون دردسر، به این محل مراجعه کنید.

مسیر دسترسی به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی از اسلامشهر

برای حضور در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی از اسلامشهر، می‌توانید به میدان نماز رفته و از ضلع شمالی میدان، سوار تاکسی‌های احمدآباد مستوفی شوید. برای برگشت نیز می‌توانید از چهارراه ولیعصر احمدآباد مستوفی، سوار تاکسی‌های اسلامشهر شده و در میدان نماز پیاده شوید. مسیر دسترسی از اسلامشهر با خودروی شخصی یا تاکسی آنلاین نیز بسیار ساده است و می‌توانید بدون هیچ دغدغه‌ای، به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی مراجعه نمایید.

The last comment and 6 other comment(s) need to be approved.
6 پاسخ
  1. علی
    علی گفته:
    2021-03-27 در 15:27

    با سلام و احترام. آیا حضوری میشه به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی سر زد و با بچه‌های مشغول در اونجا گفت و گو کرد؟
    اگر میشه لطفا بفرمایید چه ساعاتی و چه روزهایی امکان‌پذیر هست؟

    پاسخ
    • نوید
      نوید گفته:
      2021-10-27 در 12:47

      برای حضور در خانه های ایرانی، باید فرم داوطلبی پر در سایت جمعیت پر کنین. به این آدرس
      http://imamalisociety.org/%d9%81%d8%b1%d9%85-%d8%b9%d8%b6%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86/

      پاسخ
  2. سایدا
    سایدا گفته:
    2019-11-11 در 14:02

    شما اونجا فقط به بچه های ایرانی درس میدین؟ براتون فرقی داره ایرانی یا غیر ایرانی بودن؟

    پاسخ
    • یکی از اعضای احمدآباد مستوفی
      یکی از اعضای احمدآباد مستوفی گفته:
      2019-11-15 در 20:03

      برای ما کودک، کودک است. تفاوت‌های نژادی، قومیتی، مذهبی، رنگ پوست و ….. در فعالیت‌های ما هیچ تاثیری ندارد. ذات پاک کودکان، گناهی ندارد و تنها معیار ما، معضلاتی است که به کودک رنج می‌دهد.

      پاسخ
  3. نوید
    نوید گفته:
    2019-09-21 در 08:31

    همه میگن فعلا یکم سر و وضع خودمون رو بهبود ببخشیم بعد میریم سراغ کار داوطلبانه، من میگم اگه میخواین سر و وضعتون بهبود بخشیده بشه و حس کنین در زندگیتون به خواسته‌هاتون رسیدین، فعالیت داوطلبانه کنین. فعالیت تو خونه ایرانی احمدآباد سرآغاز مجموعه‌ای از حس و حال خوب تو زندگی بوده برای من

    پاسخ
  4. Mehdi
    Mehdi گفته:
    2019-09-19 در 22:18

    خانه ای پر از صفا و عشق و معرفت….❤

    پاسخ

تعقیب

    دیدگاه خود را ثبت کنید

    تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
    در گفتگو ها شرکت کنید.

    دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    گزارش محله‌های شهریار در شناسایی‌های کوچه گردان سال ۱۳۹۸

    2019-06-20/0 دیدگاه /در خبر /توسط sosa2

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸

    شهرک وحدت (وحیدیه)، شهریار تهران

    اطراف پر از باغات و سرسبز است.
    بافت شهری و مناسبی دارد،ولی پایین شهرک دارای بافت روستایی است و معضلات کمی دارد.
    به گفته معتمدین محل به دلیل وجود باغات میوه و زمین‌های سبزی‌کاری در منطقه اهالی با کارگری در این باغ‌ها حداقل درآمد لازم برای گذران زندگی را بدست می‌آورند.
    و بقیه افراد هم که وضع خوبی ندارند تا حدودی توسط دیگر اهالی و مسجد محل حمایت می‌شوند.
    از معضلات دیگر که معتمدین محل به آن اشاره داشتند وجود اعتیاد است.


    شهرک وحدت (وحیدیه)، شهریار تهران

    خونه متعلق به زنی همراه دو فرزندش بود که حسابی خراب بود و بوی نامطبوعی داشت. زن، دو فرزند داشت که یکی پسر و دیگری دختر بود. دختر طلاق گرفته بود و همراه بچه‌اش با مادر و برادر معتادش زندگی می‌کرد. دخترشان کار می‌کرد و منبع درآمد خانواده بود.
    اما پسر و خودشان بیکار بودند. پسر دچار اعتیاد بود. طبق گفته بچه‌ها یخچال خانه خالی بود و وسایلش هم قدیمی و خراب.

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    شهرک وحدت (وحیدیه)، شهریار تهران

    خانه متعلق به خانم افغان بود که چهار پسر داشت. دو تای آن‌ها همراهشون زندگی می کردند. این خانم کار می‌کرد. ما ایشون رو در حالی دیدیم که بقچه‌ای بزرگ و پر از خاک‌شیر روی دوششون بود.
    وارد خونه شدیم‌ طبق عکس‌ها خونه خراب بود و وسایلش هم به عروسشون که به تازگی طلاق گرفته بود، تعلق داشت.
    نوه نه ساله شونم کنار خودشون زندگی می‌کرد و اون قرص‌ها هم برای پسرشون بود که افسردگی داشت.
    اوضاع آشپزخونه مناسب نبود و تنها چیزی که در یخچالشون پیدا می‌شد ترشی بود.

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸ شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸

    محله الورد، شهریار تهران

    پیرزن ۶۵ ساله و پیرمرد ۸۰ ساله‌ای بودند. پیرزن به دلیل کهولت سن دچار پادرد و… می‌باشد. پیرمرد هم بیماری ریوی دارد و هر چند وقت یک بار مجبور به مراجعه و بستری در بیمارستان می‌شود. چون افغان هستند، هزینه‌ها برایشان بسیار بالاست و به همین دلیل روند درمانش کامل طی نمی‌شود.
    با این وضعیت هر دو برای گذران زندگی روزانه باقالی و کاموا پاک می‌کنند که در قبال این کار درآمد بسیار کمی دارند.
    دو دختر دارند که آن‌ها نیز با دستمزدی پایین به پاک کردن باقالی مشغولند. پسر خانواده نیز مشغول به کارگری است، ولی باز هم درآمد کافی حتی برای کاردرمانی فرزند معلولش ندارد.
    سه نوه دارند که دو نوه پسر، معلول هستند و هر دو نیاز به کاردرمانی دارند. یکی از آن‌ها علاوه بر معلولیت بدنی، معلولیت ذهنی هم دارد.
    نوه دیگر به نظر باهوش می‌آمد اما همه عضلاتش منقبض است و توان حرکتی نداشته و نیاز فوری و شدید به کاردرمانی دارد.
    نوه دیگر که دختر است، کم‌هوش بوده و احتمالاً به زودی ترک تحصیل کند.


    محله نصیر آباد، شهریار تهران

    در ته کوچه‌ای بن‌بست وارد خانه‌ای شدیم که حیاط خانه به سختی دو متر می‌شد. از همان به اصطلاح حیاط باید از پله‌های آهنی بالا می‌رفتیم تا به خانه برسیم. مثل اکثر خانه‌ها بچه‌ها همه جا بودند. آن‌ها با نگاهی کنجکاو ما را زیر نظر داشتند، نگاه‌هایی که از درونشان می‌گفت، از نبودِ پدر که درد مشترک بین آن خانواده‌ها بود. شاید منتظر خبری از پدر بودند .
    مادری با سه فرزند که به غیر از یک پسر، مادر و دو فرزند دیگر کر و لال بودند. آن پسر دیگر هم نیاز به سمعک و گفتاردرمانی داشت، اما توان پرداخت هزینه‌ها را نداشتند. بنابراین بدون درمان او هم متأسفانه کم‌کم به درد مابقی دچار می‌شود. مادر با کار فصلی گذران زندگی می‌کرد. پدر خانواده آن‌ها را ترک کرده بود و به زادگاهش افغانستان برگشته بود. آن‌ها مانده بودند و هزار مشکل. بچه‌ها به خاطر مشکلات مالی از تحصیل باز مانده بودند.
    حتی مادر و فرزندانش زبان اشاره‌ای بلد نبودند که با هم یا کسی صحبت کنند. وقتی می‌دیدیم با چه زحمتی منظور خودشان را به ما می‌رساندند، قلبمان به درد می‌آمد. خانه‌ای که مادر زبانی برای بیان خواسته خود نداشت. اما بدتر این بود که آن‌جا صدایی جز سکوت و فریاد نبود. فریادی که از پس صحبت‌های بی‌صدا و نامفهوم به گوش می‌رسید چون زبان اشاره‌ای بلد نبودند.


    محله نصیر آباد، شهریار تهران

    پیرمرد فروشنده آدرس خانه‌ای را به ما داد که جزء یکی از بدترین خانه‌های نصیرآباد بود.
    شاید شبیه خانه‌های روستایی که گفته می‌شد قبلاً طویله بوده و با اندکی تغییر شده بود خانه‌ای قابل سکونت برای خانواده‌ای که همه نوع مشکلی داشتند.
    مادری بی‌حواس دارای هشت فرزند که چهار تای آن‌ها عقب‌مانده ذهنی بودند. نه درمانی بود و نه حمایتی.
    پدری معتاد و بیکار که تنها به اندازه مصرف موادش کار می‌کرد و تنها درآمدشان یارانه بود.
    مکانی که ابتدایی‌ترین‌های یک خانه را نداشت؛ فرش نخ نما، تلویزیونی ۱۴ اینچ قدیمی ، دیوارهای کثیف و نمناک، کف اتاق‌ها خاکی بود و ناهموار. لباس‌هایی که از همه جا آویزان شده بود ظاهر بدی به خانه داده بود. جایی که آشپزخانه نامیده می‌شد، رختخواب‌ها داخلش چیده شده بود و یک گاز قدیمی فرسوده آن‌جا بود. حتی یخچالشان داخل حیاط بود و رویش پلاستیک کشیده بودند که برف و باران خرابش نکند.
    سرویس‌های به شدت بد و غیربهداشتی که بوی نامطبوع فاضلاب آن‌جا را گرفته بود. در چنین شرایطی زندگی کردن کاری بس دشوار است. به خصوص چهار فرزند عقب‌مانده ذهنی هم که داشته باشند، برای مادر چقدر عذاب‌آور خواهد بود.
    از همه بدتر به خاطر بیکاری پدر و نابلدی مادر، بچه‌ها را به هیچ مرکز درمانی نبردند. خلاصه هیچ کار خاصی از بدو تولد برایشان انجام نشده است. مادری که احتمالاً چشمش در انتظار کمک به در خواهد ماند.

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله نصیر آباد، شهریار تهران

    خانه ای که ساکنانش با چشمانشان حرف می زدند! متین ومهربان، اما به شدت نیازمند.

    مادری خجالت زده و مضطرب مانند همه ی مادرانی که در کوچه های ناامیدی به دنبال فرزند معتادشان می گردند! مادری که با هر کلام چشمانش پر از اشک می شد و در پی آن آهی می کشید که نشان از ناامیدی و دلشکستگی داشت. مادری که شاید بیست سال بیشتر از سنش نشان به نظر می رسید و صد البته که دستان بی رحم روزگار با او چنین کرده بود. فقط سه یا چهار دندان برایش باقی مانده بود که آن هم خراب و در حال افتادن بود. چروک های صورتش هر کدام نشانه ی زخمی بر قلب و روح و وجودش بود. چشمان غم زده اش خبر از قصه ها و دردهای پنهانی ای داشت که به خاطر حفظ آبرو آن ها را برایمان بازگو نکرد.

    همسری پیر و ناتوان که به دلیل مشکلات جسمی فراوان توان کار کردن نداشت، مادری پیر و زمین گیر و شش فرزند که یکی از آن ها دگیر اعتیاد بود، عرصه را آن چنان به او تنگ کرده بود که دیگر توان جنگیدن نداشت.

    گرسنگی فرزندان را چاره کند یا بیماری همسر و مادر یا ترک اعتیاد پسر جوانش؟

    مادر تنها یک دعا و خواسته داشت! با التماس و گریه از ما می خواست شرایطی را برای ترک اعتیاد فرزندش فراهم کنیم تا بار دیگر بتواند بدون اکراه او را در آغوش بگیرد. پسر کارتن خوابی که مادر از کوچه های ماتم زده ی نصیر آباد جمعش می کرد.

    پسر حدود هفت سال قبل، بعد از آن که خانواده اجازه ی ازدواج با دختر مورد علاقه اش را به او نداده بودند، به مصرف مواد مخدر روی آورده بود و هر روز بیشتر و بیشتر آلوده می شد تا این که در حال حاضر بدون خجالت در کوچه و خیابان و در محل رفت و آمد مردم و همسایه ها، بدون ترسی از دیده شدن، مبادرت به مصرف می کند.

    شاید ما نتوانیم معضل اعتیاد را حل کنیم و از بین ببریم، اما می توانیم سهم کوچکی در برآورده کردن آرزوی این مادر داشته باشیم. شاید همه ی ما تصور کنیم که راه بازگشتی برای فرد معتاد وجود ندارد، اما من با پسرک صحبت کردم. علی رغم ظاهرش، راضی به ترک بود. شاید دیر به فکر افتاده باشد اما هنوز فرصت زیادی برای بازگشت به یک زندگی سالم هست.

    برای برآوردن کردن آرزوی این مادر زجر کشیده، تصمیم بر آن شد که کمک کنیم و این مورد را نیز پوشش بدهیم.

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله نصیر آباد، شهریار تهران

    شناسایی یکی از محله های بسیار نیازمند و فقیر نصیرآباد. محله ای که به گفته ساکنین درحال حاضر محل تجمع گورخواب های نصیرآباد است. معضلی که در این محله بیشتر به چشم می آید تردد افراد معتاد است و بزرگ ترین و بارزترین مشکل خانواده ها نیز اعتیاد است. تقریباً از هر ۵ خانواده ۳ تای آن ها گرفتار این بلای خانمان سوز هستند. مثل همیشه خرید و فروش مواد تقریباً بدون هیچ دردسری انجام می شود. گشت پلیس نیز در این زمینه کارش را به درستی انجام نمی دهد.

    محل جدید گور خواب ها را پیدا کردیم. طبق گفته یکی از ساکنین، پشت باغ های میوه تپه هایی هست که در آن جا حفره هایی برای خوابیدن درست کرده اند. زن و مرد همگی آن جا شب و روز می گذرانند.

    کار اصلی زنان و کودکان فصلی است. کارهایی مثل پاک کردن باقلا و… دستمزدها آنقدر پایین هستند که گاهی بیشتر از حقوقی که دریافت می کنند، برای درمان حساسیت های پوستی، تنگی نفس، کم خونی، سردرد وسرگیجه هزینه می کنند.

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸ شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸

    محله دهشاد، شهریار تهران

    دهشاد به دو منطقه بالا و پایین تقسیم می شود. در این منطقه بسیاری از خانواده ها مهاجر هستند و به کارهای کشاورزی و دامپروری مشغول می باشند. همچنین زنان در زمین های کشاورزی مشغول به کار هستند. این محله هنوز تا حدودی بافت روستایی دارد.

    در دهشاد پایین قلعه ای باستانی وجود دارد که تعدادی از خانواده های مهاجر افغان در آن زندگی می کنند. با توجه به اینکه این قلعه مکانی تاریخی می باشد؛ امکان آن که دستور تخلیه به خانواده های ساکن در آن داده شود وجود دارد که حتماً باید قبل از آن بودجه یا تدابیری برای کمک به آن ها در نظر گرفته شود.

    در سال های قبل تیم جمعیت امام علی در شهریار با کودکانی در منطقه دهشاد بالا مواجه شده بود که به چوپانی می رفتند و درگیر مصرف مواد مخدر بودند. هنوز نوجوانانی هستند که ترک تحصیل کرده اند و کشاورزی و دامپروری می کنند یا در کارگاه ها مشغول به کارند و به دلیل سوء استفاده صاحبکارانشان به سمت موادمخدر کشیده شده اند.

    یکی از معضلات این منطقه مصرف مواد مخدر است که یکی از دلایل آن نبود امکانات تفریحی برای جوانان و نوجوانان می باشد. علیرغم وجود یک ورزشگاه در دهشاد، همه افراد از لحاظ اقتصادی توان ثبت نام و استفاده از آن را ندارند.

    در دهشاد بالا بیماری سرطان در بین خانواده های شناسایی شده و بیشتر در میان زنان مشاهده می شود.

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸ شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸

    محله دهشاد، شهریار تهران

    در دهشاد بالا زندگی می‌کند. به تازگی توانسته از همسر معتادش جدا شود و جایی را برای خودش و پسرش اجاره کند. با این‌که خانه به نظر محقر می‌آید، ولی عشق مادرـ‌فرزندی در آن موج می‌زند.
    با این‌که هنر قالی‌بافی را خیلی خوب می‌داند، برای در آمدن خرج زندگی، در خانه‌های مردم تهران کارگری و نظافت می‌کند.
    شب‌ها که خسته از سر کار به خانه می‌آید، مشغول بافتن تابلوفرشی می‌شود که تمام سرمایه‌اش محسوب می‌شود! با کمک بچه‌ها پول جمع کردیم و بیعانه‌ای به او دادیم و تابلو را پیش‌خرید کردیم. همه‌ی ما منتظر روزی هستیم که تابلو را بفروشیم و مزد زحمتش را بدهیم.

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


    محله ویره، شهریار تهران

    در ویره برخی کوچه ها آسفالت شده اند و برخی فاقد آسفالت هستند. بافت بیشتر خانه ها از سیمان و آجر است و اکثر آن ها آب و برق و گاز دارند.

    یک پارک کوچک برای بازی بچه ها در ویره وجود دارد اما به علت شرایط بد محله، بچه ها نمی توانند به راحتی به آن جا بروند و بازی کنند.

    اعتیاد و فقر در این محل شایع است. بیشتر مردها کارگر روزمزد هستند و اکثر خانواده ها اجاره های عقب افتاده دارند یا صاحب خانه اقدام به بیرون انداختن آن ها کرده است.

    بین آن ها قومیت های بلوچی، کرد، لر و ترک نیز دیده می شوند.

    متأسفانه چند مورد کودک آزاری و یک مورد قتل نیز در ویره اتفاق افتاده است.

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸ شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸

    محله ویره، شهریار تهران

    خانواده‌ای کرد که دارای چهار کودک می‌باشند، دو پسر یکی سه، چهار ساله و دیگری ده، دوازده ساله و دو دختر یکی دوم راهنمایی و دیگری شانزده ساله.
    پدر خانواده معتاد است و مادر مشکوک به استفاده از مواد است. پدر چند سال پیش مادر را با آب داغ سوزانده است. مادر کار می‌کند.
    خانه‌شان فاقد آب و گاز است و برق آن از تیر برق گرفته شده است و در واقع یک چهاردیواری بدون امکانات است. حتی یخچال هم ندارند و به جای اجاق گاز از پیک‌نیک استفاده می‌کنند.
    سقف خانه روی یکی از دختران ریخته بود.
    پدر خانواده هر چند روزی می‌آید و از مادر خرجی را می‌گیرد و همان‌جا بساط موادش را پهن می‌کند. حتی وقتی اعضای جمعیت رسیدند داشت بساط موادش را جمع می‌کرد و به آشپزخانه می‌برد.
    کودکان نگران آن هستند که سقف خانه روی سرشان بریزد. با وضع خانه و خانواده شرایط درس خواندن و حتی خوابیدن هم ندارند.


    محله های عباس آباد و خاوه فردوسیه، شهریار تهران

    عباس آباد و خاوه از محله های فردوسیه واقع در شهرستان شهریار می باشند.

    در فردوسیه دو کارگاه ضایعاتی فعال وجود دارد که کودکان در آن مشغول به کار هستند.
    یکی از این کارگاه ها در محله خاوه و
    دیگری در ورودی فردوسیه از سمت امیریه قرار گرفته است. در کارگاه دوم دو کودک زندگی می کنند.

    از معضلات این منطقه می توان به شیوع بالای اعتیاد اشاره کرد.


    محله شهر قدس، شهریار تهران

    شهری که وقتی از بیرون نگاهش می‌کنی فکر می‌کنی امنیت در آن موج می‌زند، ولی عمیق‌تر که می‌شوی می‌فهمی امنیت یک واژه بیگانه به خصوص برای پسربچه‌های این شهر است. پسرهایی که بعد از سنی با اوباش هم‌صحبت می‌شوند و با مواد فروش‌ها نشست و برخاست می‌کنند.
    وضعیت مدرسه در این شهر خوب است ولی چه فایده که کودکان از مدرسه فرار می‌کنند. کودکان کار این محله در مناطق مرفه تهران به دست‌فروشی یا فال‌فروشی و تمیز کردن شیشه‌ها مشغول هستند.
    اعتیاد کاری کرده که بعضی از خانواده‌ها سرشان را پایین بگیرند.
    در این شهر مردم صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشته‌اند. اکثر مردم این شهر کارگر هستند. حال با تعطیلی اکثر کارخانه‌ها به کارگران فصلی یا از کار افتاده تبدیل شده‌اند.


    بکه روستا قجر تخت رستم، شهریار تهران

    در اولین جلسه شناسایی در روستای بکه، با کمک یک رابط محلی، نوجوان ۱۵ ساله ای که سال ها قبل به همراه خانواده اش تحت حمایت جمعیت بودند، توانستیم سه خانه را شناسایی کنیم.

    طی این شناسایی پی بردیم که اکثر مردم این منطقه از طریق کار در باغ ها به عنوان سرایدار و میوه چین، درآمدی نسبی دارند. اما روستای قلعه نو (قجر) در اطراف بکه مردمان کپر نشین دارد.

    در جلسه دوم با راهنمایی همان رابط نوجوان وارد روستای قجر (قجر تخت رستم) شدیم که در ده کیلومتری غرب بکه قرار داشت. کل مسیر یک جاده خاکی بود که در انتها به بیابان ختم می شد و تنها کوه تخت رستم از دور نمایان بود.

    حس بدی داشت این مسیر! انگار به ته دنیا ختم می شد!

    مسیر به قدری بد بود که فکر کردیم بهتر بود با ماشین آفرود می آمدیم. چون با ماشینِ سواری امکان تردد در این مسیر که راه اصلی بود وجود نداشت. به ناچار برگشتیم و راهنمایمان از مسیر دیگری ما را به روستا رساند. روستایی که مردمش از ناامنی در شب سخن می گفتند.
    از بقالی روستا آدرس چند خانواده نیازمند را گرفتیم و با پرس و جو از مردم توانستیم به راحتی پیدایشان کنیم. روستا آنقدر کوچک بود که همه آن ها را می شناختند.

    شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸

     

     

     

    http://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png 0 0 sosa2 http://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png sosa22019-06-20 10:00:402021-04-28 20:09:29گزارش محله‌های شهریار در شناسایی‌های کوچه گردان سال ۱۳۹۸
    استدلال‌های موافقان ازدواج کودکان

    ازدواج کودکان و برخی از استدلال‌های موافقان این ازدواج‌ها

    2019-06-18/0 دیدگاه /در یادداشت‌‌‌‌‌‌‌ /توسط تیم سایت جمعیت امام علی

    پس از مطرح شدن موضوع ازدواج کودکان در جامعه‌ی ایران این مساله با مخالفان و موافقانی مواجه شد. مخالفان بر این عقیده بودند که ازدواج مشروط دختران بین نه تا سیزده سالگی باید به صورت مطلق ممنوع شود و موافقان این ازدواج‌ها نیز برای موافقت خود دلایلی را ذکر می‌کنند. در این یادداشت بناست تا به برخی استدلال‌های موافقان این قبیل ازدواج‌ها پرداخته شود.

    یکی از مسایلی که پس از مطرح شدن این مساله مورد بحث فراوان بوده است سن ازدواج است. در حالی که بحث اولیه در این زمینه، قانونی شدن منع ازدواج دختران زیر سیزده سال بوده است، اما موافقان این دست ازدواج‌ها همواره در حال بازی کردن با این عدد هستند و فیلم‌هایی از گوشه و کنار گاهی بیرون می‌آید که «چرا با ازدواج افراد زیر ۱۸ سال مخالفت می‌کنید؟» و در آخرین فیلم نیز حرف از ممنوعیت ازدواج افراد زیر ۲۰ سال در طرح‌های قانونیِ پیشنهادشده زده‌اند!

    آن چه مشخص است بازی با این عدد، جهت همراه کردن بخش بزرگ‌تری از جامعه جهت مخالفت با طرح ممنوعیت ازدواج کودکان می‌باشد تا این طرح را در بین افکار عمومی جامعه نیز به شکست بکشانند؛ یعنی علاوه بر تلاش‌های پیدا و پنهان برای عدم تصویب قانونی این طرح، قصد بر این است تا عدد سیزده سال را به افکار عمومی به صورت ۱۶ سال، ۱۸ سال و حالا ۲۰ سال معرفی کنند تا جامعه نیز در پسِ ذهن خود با این طرح به مخالف بپردازد.

    آن چه باید به صورت واضح بیان شود این است که سنگ بنای این طرح و لایحه در واقع ممنوع کردن ازدواج دختران زیر ۱۳ سال است که با توجه به شرایط امروز جامعه‌ی ایران و میزان بلوغ فکری و اجتماعی یک دختر ۱۳ ساله و عدم آمادگی او برای مدیریت زندگی مشترک، امری عقلانی و در جهت حفظ نظام خانواده به نظر می‌رسد. هم‌چنین باید گفت که طرح مساله‌ی سن، تبدیل به بحثی انحرافی شده تا ذهن‌ها را از اصل موضوع که همانا در بسیاری موارد فروش دختران به نام ازدواج است دور نماید. لازم است تا مساله‌ی ازدواج کودکان، فارغ از بحث سن قانونی ازدواج، با توجه به تمام ابعاد و پیامدهای حقوقی، اجتماعی و فرهنگی آن و با توجه به واقعیت‌های جامعه و به دور از نظریه‌پردازی‌های انتزاعی مورد بررسی قرار بگیرد.

    موافقان ازدواج افراد در سن پایین، آن را توجه به نیاز غریزی افراد جامعه می‌دانند و آن را روشی در قالب شرع برای توجه به نیاز جنسی افراد می‌دانند. این در حالی است که خود این افراد با طرح مسایل مربوط به زندگی زناشویی در مدارس به بهانه‌ی اینکه چشم و گوش بچه‌ها باز می‌شود مخالفت می‌کنند؛ یعنی این جا ضرب‌المثل «یک بام و دو هواست» که ازدواج در سن پایین خوب است ولی آموزش مسائل مربوط به آن بد است!

    یعنی آن‌ها نوجوانان را تشویق به ورود به عرصه‌ای می‌کنند که آموزش آن را ممنوع می‌دانند و از این طریق ممکن است زندگی این افراد را دچار تلاطم جدی کنند. محدود کردن ازدواج تنها جهت ارضای نیاز جنسی و عدم توجه به سایر مسائل مانند بلوغ فکری کافی جهت تامین محیطی امن و آرامش‌بخش در فضای خانه و خانواده برای طرفین، قطعا تعریف ازدواج در سطحی بسیار نازل است. سطحی که هم اکنون در جامعه‌ی ما نیز بسیار رایج شده و متاسفانه نتایج این دید سطحی را می‌توان در افزایش تعداد طلاق‌ها در جامعه‌ی ایران و ضربات عاطفی عمیق به زوج‌های جوان پس از این جدایی‌ها را مشاهده نمود.

    به نظر می‌رسد موافقان این قبیل ازدواج‌ها به حقایق جاری جامعه توجهی ندارند و صرفا به دنبال اهداف سیاسی و جناحی خویش بدون توجه به مضرات این مساله برای آحاد مختلف جامعه هستند.


    • ماجرای زهرا! زهرا دیروز خودکشی کرد؛ با شش ورق قرص و با بچه‌ای در شکم

     

    https://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/08/استدلال‌های-موافقان-ازدواج-کودکان.jpg 196 258 تیم سایت جمعیت امام علی http://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png تیم سایت جمعیت امام علی2019-06-18 13:15:292020-03-06 21:58:12ازدواج کودکان و برخی از استدلال‌های موافقان این ازدواج‌ها
    اسما عاشقی؛ پادکست‌های شارمین میمندی نژاد

    بداهه‌نویسی بر این اسما عاشقی؛ پادکست‌های شارمین میمندی نژاد

    2019-06-17/0 دیدگاه /در یادداشت‌‌‌‌‌‌‌ /توسط امیرعلی

    اسما عاشقی؛ پادکست‌های شارمین میمندی نژاد

    آیا می‌خواهی در سفری میان امروز و دیروز، زمین و آسمان، جهالت و آگاهی همراه شوی‌!؟

    نویسنده و گوینده پادکست‌ها: شارمین میمندی نژاد

    کانال تلگرام شارمین میمندی نژاد


    پادکست اسما عاشقی را از اینجا بشنوید:

     


    برای شنیدن پرده بیست و هفتم، به آخر پست مراجعه کنید.


    پرده اول |۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸ (اول رمضان ۱۴۴۰)

    گویند یکی جبرئیل امین بوده، فرشته‌ای با پرهای پرواز اهورایی، میان آسمان بالا و زمینِ این پایین، که راهگیر خیال محمد(ص) شده و وحی را چون دانه‌ای در بطن و قلب محمد القارعه کرده و جانش را یکسر به إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا برده، اما پیش‌درآمدِ این دیدار، چیز دیگری است…


    پرده دوم |۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ (دوم رمضان ۱۴۴۰)

    محمد(ص) قیامی‌ست بر شب‌های مکه که خانه خدایش به تزئینِ سنگِ بُتان خاموش شده و نجوای مناجات عابدانش، خِرخِره‌ها و خُرناس‌های شهوت‌پرستانِ خرفت است و خاصانِ شهر، تنها خاصیتشان این است که با زر و زور و تزویر میان مردمان بگردند.


    پرده سوم | ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ (سوم رمضان ۱۴۴۰)

    خدیجه در افق تمرکزش، در آن تهِ سیاهیِ شب، قامتی لرزان، محو و مات پیدا می‌کند که جنبشش به دید نمی‌آید اما مسلم است که اوست، اوست محمد.


    پرده چهارم| ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ (چهارم رمضان ۱۴۴۰)

    در سرزمین جاهلی مکه هستی. عده‌ای را می‌بینی که در سایه خدایان اساطیری موهوم مثل یکی رویای دم صبح در کاخ‌هایشان در امان کوخ‌های شهرهایشان زندگی می‌کنند. اینان بی‌دلیل بر سر شهر جاهلی به تلمبار آمده‌اند. بی‌دلیل هستند و بی‌دلیل نفس می‌کشند و در سایه خدایان اساطیری بی‌دلیل احترام دارند و مردمان جانشان را به کف گرفته‌اند تا آنها را بی‌دلیل بنوازند…


    پرده پنجم| ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ (پنجم رمضان ۱۴۴۰)

    در انبوه جنازه‌ها بودم، نفس‌مرده، که اَنفُس آسمانی بر روح و رویم ریخت؛ کسی که سخت می‌گریست، کسی که هیچ نسبتی با قبیله ما نداشت، نه خدای ما را می‌پرستید، نه خدای ما را دشمن می‌داشت.
    برای او، عادت خونریزی مردمان این سرزمین عجیب می‌آمد. دو انگشتش را بر نبض هر گردنی می‌نشاند تا ببیند کسی هست، زنده انسانی که تیمارش کند؟!


    پرده ششم| ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۸ (ششم رمضان ۱۴۴۰)

    یش خود گفت آن زمان که مردان برای خدایانشان یا که به بهانه خدایانشان برای غارت اموالشان هم را می‌درند، چه بسیار زنان و کودکانی که در نفس‌های آخرشان انسانی را طلب کنند…


    پرده هفتم| ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ (هفتم رمضان ۱۴۴۰)

    و چه دردی بود بر وجدان بیدار محمد، ناب‌ترینِ وجدان‌های انسانی که حتی تحملش نبود یکی پَرَک بشکند پروانه‌ای و بال پرواز بیندازد و بر گِل نشیند. محمد در کوچه‌ها می‌گشت؛ جماعت عزاداری برای خدایان مُرده هر کدام با بخارِ بخوری یا نذرِ جوشیده آبی بر آتش و خوراندن آن به رهگذری، خدایانشان را خرسند می‌کردند.


    پرده هشتم| ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ (هشتم رمضان ۱۴۴۰)

    ولیدبن‌عتبه خوب خورده بود تا بتواند خوب بدرد. حال شانه‌گیرِ محمد شده بود و عموزاده‌عموزاده‌کنان، چندشِ وجودِ مشمئزکننده‌اش را بر بود ِمحمد می‌ریخت. جان‌فِشُردِ بُغضِ غمِ آن کودک کم بود که حال علت همه زشتی ها این شهر دوش به دوشت شود.


    پرده نهم| ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ (نهم رمضان ۱۴۴۰)

    در اندیشه محمد دلسوزی بر فقر تلخ این یکی کوچه در مرکز شهر؛ اضطراب و دلهره برای عشق تمیم بن طاهر که در اینکش ظالمی چون ولید بن عتبه به رقابت آمده بود کم نبود که این بیدادگری هم جانش را گرفت.


    پرده دهم| ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ (دهم رمضان ۱۴۴۰)

    محمد امین، شعله جانش از این وهمِ یکی گوشه پردرد شهر برافروخته و نفسش را خاکستر کرده بود و نفَسش را پر از فریاد، پس بار دیگر گفت: شما چرا نمی‌شنوید چرا نمی‌بینید طفلک تن‌زخمی و نحیف است، دمش بی‌محبتِ مادری شاید به آنی دیگر بازدم نگیرد.


    • سلسله یادداشت‌های هفتگی شارمین میمندی‌نژاد، مؤسس جمعیت امام علی، در روزنامه شرق
    • سخنرانی موسس جمعیت امام علی در تدکس درباره تلاش این نهاد مردمی برای نجات نوجوانان محکوم به قصاص

    پرده یازدهم| ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸ (یازدهم رمضان ۱۴۴۰)

    یاری کنید مرا تا لبان تشنه این کودک را در این دم به شیر مادری رسانم تا دم و بازدم بگیرد جانش یا که دمِ آخر در حسرت حداقل یکی قطره‌سفیدِ شیر، کام‌ خشکِ این مرگ تلخ و تاریک نباشد. محمد می‌گریست و در عمق جانش چنگ می‌شد تا بیابد در نفس و نفسش، نفیر اَنفُسی که یکی قطره‌شیر را بر جان نوزاده‌ای روا داشته باشد.

    تقدیم به رویا و ارشیا و تمام کودکانی که به خاطر اعتیاد و مواد مخدر جان خود را از دست دادند.


    پرده دوازدهم | ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ (دوازدهم رمضان ۱۴۴۰)

    مرگ امانت داد به ما قدم بر این خاک گذاشتن را؛ به روزی خواهد شد که مرگ بر درگاهِ زندگی می‌ایستد و طلب می‌کند آنچه را که به تو سپرده و تنی که به نازِ طبیبانِ شَهرت با وسواس می‌سپردی، حال عورِ در گور، دندان‌گیر موش و مور است.


    پرده سیزدهم | ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ (سیزدهم رمضان ۱۴۴۰)

    مگر نمی‌بینی همه میش‌ها در این آخورِ آخر گرگ شدند و اگر کسی پرده پلک بالا زند و ببیند پشتِ پنجرهِ جانش یکی کودکی لگدکوب می‌شود، جانی در پس و پیِ پنجره وجودشان نیست که به لحظه خونبارِ نسلِ فردایشان جوابی دهند.


    پرده چهاردهم| ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ (چهاردهم رمضان ۱۴۴۰)

    دخترم آن دیوانه‌مرد که پنداشت با دریدن چشمان تو پیش خدایانش عزیز می‌شود، اگر ذره‌ای عقل، جانمایه شرفش بود می‌فهمید که چشمِ زیبایِ تو برای دیدن است نه برای دریده شدن و خشکه‌فدیه‌ای پیشِ پایِ خدایان.

    تقدیم به شب‌های تلخِ خون‌بازی بچه‌های خاک‌سفید و به تمام کودکان و معلمان خانه ایرانی جمعیت امام علی در این محله


    پرده پانزدهم| ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ (پانزدهم رمضان ۱۴۴۰)

    نان می‌داد و آب و کودکان چون یکی‌ماهیانِ گرسنه که سر از آب بیرون آورده‌اند و لب‌لبه بر خُرده‌ریزهای نانکی می‌زنند که کسی بر سطح آب ریخته، بر تن و بالایِ پیرِ ابوطالب می‌رفتند که روزگیر قامتش بر نفس‌های آخر خورشید روز تصویر شده بود

    https://t.me/shmeymandinezhad/202


    پرده شانزدهم| ۱ خرداد ۱۳۹۸ (شانزدهم رمضان ۱۴۴۰)

    من دیده ام در شمال همین شبه جزیره هستند مردمانی که از تولد توله مادیانی در آخور بیشتر خوشحال می شوند تا اینکه یکی مولودِ نوزاده دختر.

    تقدیم به کبری و فرزندان بر راه مانده‌اش

    https://t.me/shmeymandinezhad/203


    پرده هفدهم| ۲ خرداد ۱۳۹۸ (هفدهم رمضان ۱۴۴۰)

    اگر انسان در آسمان بالا عشقی نداشته باشد و در این زمین به آدمیان و موجودات دیگر مهربانی و بخشش نداشته باشد، تنها در حجم وجود خودش را چنگ خواهد زد و چه چنگ بدی‌ست و ریسمانی که با فرسایش یکی کینه، یکی حسرت، یکی ترس و بیم در نفرت و عقده می‌پوسد و می‌گندد و چون یکی آب به سکون افتاده، گنداب می‌شود.

    تقدیم به پوریای کوچک که در اعتیاد مُرد و این سرزمین برایش فردایی نداشت

    https://t.me/shmeymandinezhad/204


    پرده هجدهم| ۳ خرداد ۱۳۹۸ (هجدهم رمضان ۱۴۴۰)

    این سرِ شکافته تاوان آن سینه شکافته‌همیشگیِ غم در این شبِ نوزدهم ماه رمضان خواهد بود برای پیمانی با عاشقان تا بدانند خون‌بهای ما با کیست. یا محمد، قرارمان همین جا باشد در کنار کعبه برای گفتن ابتدا و انتهایِ این قصه پرغصه.

    https://t.me/shmeymandinezhad/205


    پرده نوزدهم | ۵ خرداد ۱۳۹۸ (بیستم رمضان ۱۴۴۰)

    انگار در این سو اشک پدر بر ایام بی‌نانی و بینوایی فرزندانش قطره به قطره فرو می‌ریزد بر خاکستر مرده سوخته کودکانش. آن روز ارزش زر از سیم و سکه افتاد.

    تقدیم به محمد و معصومه

    https://t.me/shmeymandinezhad/207


    پرده بیستم| ۹ خرداد ۱۳۹۸ (بیست و چهارم رمضان ۱۴۴۰)

    باید برای ازدست دادن‌ها گریست و برای به دست آوردن‌ها شاد شد، پس شما به جسم از دست رفته که طبیعت این خاک است و بر همه ما نبشته شده می‌گریید و خط بطلانی می کشید از آن چه از روح باید به شادی یافته باشید و چه تلخ‌تر، که ذهن نپخته کودکانتان را بر آتش کج‌فهمی پیریتان می‌سوزانید.

    https://t.me/shmeymandinezhad/213


    • گریستنت دلیل سلامتی توست؛ پنجمین نوشته از سلسله یادداشت‌های هفتگی شارمین میمندی‌نژاد در روزنامه شرق
    • ماه‌رو؛ هفتمین نوشته از سلسله یادداشت های هفتگی شارمین میمندی‌نژاد در روزنامه شرق

    پرده بیست و یکم | ۱۰ خرداد ۱۳۹۸ (بیست و پنجم رمضان ۱۴۴۰)

    هر خاطره قصه‌ای‌ست که اگر پرغصه شد، می‌توان بر آن گریست و یا که گفت غصه‌ها همه قصه است و از قصه‌ها باید تنها به پند و نصیحتش توجه کرد، هر سختی و تلخی در امروزِ زندگی، باید آموزشی باشد برای فردای ما و آمرزشی برای دیروز ما.

    https://t.me/shmeymandinezhad/214


    پرده بیست‌ودوم (برگزیده‌ای از قسمت‌های ۱ الی ۲۱ ) | ۱۱ خرداد ۱۳۹۸ (بیست و ششم رمضان ۱۴۴۰)

    محمد شب را می‌گیرد و می‌گردد تا شاید اندکی آرام جان کودکی شود با یکی‌آغوش با ذره‌ای غذا بر این قضا و قدر تلخ یا که تن‌پوشی بر این پاره‌پوشی و یا که چشمی برای آن که ببیند آن چه را که خواسته‌اند در تاریکی گم کنند و گوشی برای آن که بشنود چه خواهد گفت آن که دردش بیدادش است؛ پس حی شده، حاضر شده، جاری شده و ساری شده بر این شب.

    https://t.me/shmeymandinezhad/215


    پرده بیست و سوم | ۱۲ خرداد ۱۳۹۸ (بیست و هفت رمضان ۱۴۴۰)

    دخترک گفت: هر آنچه که بازپس گرفتیم را می‌بخشم و هر آنچه که ماند حتم نمی‌بخشم. رسول من و ما باش امینِ شهر و این پیام را به گوش مردمان برسان که کاهنان شهرشان را دختران غارت‌شده نبخشیدند. بهشت اینکشان غرور شکسته و تن‌سوزی‌های من است و فردایشان … .

    https://t.me/shmeymandinezhad/216


    پرده بیست و چهارم | ۱۶ خرداد ۱۳۹۸

    در بازار عَکاظِ طائف دیدم دو کودک را که به ناگهانِ روز چون یکی جوانه‌ای که از خاک سخت سیاه بیرون زند، بر سر راه خورشید سبز شدند. آنها قبل از طلوع آفتاب بر آن سردابه می‌شدند و تا غروبش به کاری سخت می‌پرداختند.

    تقدیم به احد و صمد، سوختگانِ شهرِ خواب‌زده

    https://t.me/shmeymandinezhad/218


    پرده بیست و پنجم | ۲۳ خرداد ۱۳۹۸

    مردمان یونان تنها مجسمه‌های تو را تحسین می‌کنند. اما اگر با من به سرزمینم مکه بیایی، تندیس‌هایت الهه‌ای خواهند شد و مردمانم آن را می‌پرستند. همسرم به وسوسه پرستیده‌شدنِ دست‌ساخته‌هایش، بی‌وداعی با خویشان، داشته پشت سر گذاشته، همراه تاجر شدیم به این سفر سختِ نحس…

    https://t.me/shmeymandinezhad/229


    پرده بیست و ششم | 30 خرداد ۱۳۹۸

    ببین چه اسباب‌سازی می‌کنند حاکمان ظلم بر مردمان مظلوم اسیرِ سرزمینشان که اگر نباشد یوغِ بندگی بر گُرده‌‌شان و یا نباشند در حبس قفس و یا اسیر سیاهی سیاهچاله‌هایشان و یا زیر زنجیر زندان‌هایشان، سهم نَفَسَهایشان در کوچه‌های به اصطلاحِ آزادی‌شان بویِ خون و خونابه‌ای می‌دهد که از جانِ برادرشان بر جوی جاریست و سنگینِ جنازه جسمش هر روز بر دوش‌هایشان همان یوغِ بردگی ست.

    https://t.me/shmeymandinezhad/237


    پرده بیست و هفتم | 13 تیر ۱۳۹۸

    می رفتند و سکوت در میان بود؛ نه این سکوت از بی‌مهری باشد یا که غریبه‌ایم و فعلا حرفی در میان نیست، بلکه این سکوت آشنایی بود که ما سال‌هاست هم را می‌شناسیم و هر حرفی که بایسته و شایسته است گفته‌ایم.

    https://t.me/shmeymandinezhad/257

    https://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/06/اسما-عاشقی.jpg 1228 914 امیرعلی http://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png امیرعلی2019-06-17 10:15:252020-07-03 13:29:21بداهه‌نویسی بر این اسما عاشقی؛ پادکست‌های شارمین میمندی نژاد
    صفحه 136 از 320«‹134135136137138›»

    اطلاعات تماس

    آدرس:  تهران، میدان فردوسی، خیابان شهید سپهبد قرنی، جنب بیمارستان آپادانا، پلاک ۱۳۵، طبقه ۲، واحد ۴
    شماره تلفن: ۸۸۸۳۴۵۶۷-۰۲۱
    زمان پاسخگویی: شنبه تا چهارشنبه، ساعت ۱۰ الی ۱۶

    حمایت مالی

    شماره حساب:
    شماره کارت:
    شبا:

    درگاه پرداخت آنلاین

    نماد اعتماد الکترونیکی

    کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت برای جمعیت امام علی محفوظ است ۲۰۲۳ ©
    • Twitter
    • Instagram
    • Facebook
    • Youtube
    • درباره ما
    • طرح‌ها
    • خانه‌های ایرانی
    • تماس
    • EN
    مشاركت در خريد و ساخت خانه علم براى بيش از٢٠٠كودک درگير چرخه كار در كرج... آثار کودکان هنرمند خانه ایرانی شهرری
    رفتن به بالا