جمعیت امام علی
  • خانه
  • درباره ما
    • تاریخچه و فعالیت‌ها
    • منشور اخلاقی
    • ماموریت و اهداف
    • اساسنامه
    • ساختار سازمانی
    • شارمین میمندی‌نژاد مؤسس جمعیت امام علی
    • زهرا رحیمی مدیر عامل جمعیت امام علی
    • کمیته‌های جمعیت امام علی
    • سوالات متداول
  • خانه‌های ایرانی
    • خانه‌های علم
    • خانه‌های اشتغال
    • خانه هنر
    • باشگاه هواداران
    • خانه درمان
    • آدرس خانه‌های ایرانی
  • طرح‌ها
    • آیین کوچه گردان عاشق
    • آیین هفت‌ سین برکت
    • آیین کعبه کریمان
    • آیین طفلان مسلم
    • آیین صفای سعی
    • آیین شام عیاران
    • آیین یلدا در کوچه‌‌های فقر
    • باشگاه ورزشی پرشین
    • طرح از مهر بگو
    • جشنواره بوی عیدی
  • سمینارها
    • همایش سیل
    • سمینار تخصصی اعتیاد کودکان و نوجوانان
    • سمینار تخصصی کودکان کار
    • سمینار ازدواج کودک
    • سمینار کودک آزاری
  • رسانه
    • اخبار
    • یادداشت‌ها
    • نشریات
  • حمایت مالی
    • حمایت مالی
    • گزارش حسابرسی
    • حامیان
  • فرم عضویت داوطلبان
  • تماس با ما
  • EN
  • جستجو
  • منو
  • معرفی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی
  • معضلات منطقه و چالش ها
  • معرفی تیم های خانه ایرانی احمدآباد مستوفی
  • تماس با خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

شکل گیری خانه ایرانی احمدآباد مستوفی به حدود 6 سال قبل و به آیین کوچه گردان عاشق سال 92 باز می‌­گردد. جایی که نیازهای یک ماه خانوارهای نیازمند در قالب طرحی یکپارچه توسط عاشقان کوچه‌­گرد و به رسم مولا علی (ع) به درب منازل آن­ها، حمل می‌­شود. فقر شدید فرهنگی و مالی علی­‌الخصوص در منطقه نوروزآباد باعث شد که اعضای داوطلب جمعیت به دنبال راه ­حلی پایدار جهت حمایت بخشی از کودکان درگیر معضل باشند.

پس از کوشش­‌های فراوان و انجام تحقیقات میدانی و شناسایی خانواده­‌های درگیر معضل، سرانجام خانه ایرانی احمداباد مستوفی در پاییز 93 و با تحت حمایت قراردادن 70 کودک محروم از تحصیل و کودک کار فعالیت خود را آغاز کرد.

احمدآباد مستوفی

احمدآباد مستوفی

معضلات منطقه

همه معضلات اجتماعی موجود در منطقه احمدآباد مستوفی را می توان ناشی از فقر فرهنگی و فقر مالی دانست. با این حال، کودکان این منطقه بیشتر درگیر 4 معضل زیر هستند:

محرومیت تحصیلی

علی رغم اینکه طرح فرمان، برای تسهیل آموزش فرزندان مهاجر، در کل کشور اجرا شد، اما اجرای این طرح در منطقه احمدآباد مستوفی با چالش­ های اساسی مواجه بوده است. شاید اصلی ترین چالش پیش رو در اجرای طرح مذکور در این منطقه را بتوان کمبود فضای آموزشی عنوان کرد.

با این حال، در صورت برطرف شدن مشکل کمبود فضاهای آموزشی، باز هم شمار زیادی از کودکان از تحصیل باز خواهند ماند. چرایی این مساله را باید با حساسیت بیشتری دنبال کرد. کبر سنی کودکان و امکان پذیر نبودن تحصیل آنان در کنار سایرین، پیگیری نکردن خانواده ها برای انجام امور دفتری قبل از ثبت نام، روزهای محدود اعلام شده برای دریافت برگه حمایت تحصیلی (کارت آبی) و بسیاری از موانع دیگر، همه و همه در کنار هم باعث شده که جمعیت کودکان محروم از تحصیل با در نظر گرفتن مهاجرت های متعدد، روز به روز بیشتر شود.

کار اجباری و زباله گردی کودکان

برای پی ­بردن به وجود کودکان کار، نیازی به یافتن کارگاه­ های زیرزمینی نیست. دقایقی در خیابان های منطقه قدم زدن، برای دیدن انبوه کودکان با سوابق شغلی چند ساله کافیست. کودکانی که به جای تحصیل، به کار کردن وادار شده­ اند و از اوان کودکی عرق ریخته و هیچوقت طعم شیرین کودکی و بازی هایش را نچشیده اند.
کار کودکان در این منطقه را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد، دسته اول کودکان زباله گرد و دسته دوم، کودکانی که به سایر مشاغل همچون کارگری ساختمان و کارگاه های تولیدی روی آورده اند.

اما آنچه بیشتر مایه نگرانی است، وضعیت اسفبار کودکان زباله گرد منطقه است. اغلب این کودکان برای تامین هزینه های خانواده به اجبار از طرف سرپرستان خود، از سنین پایین به کار گماشته می شوند و ساعت های بسیاری را به تفکیک دستی و جمع کردن آن ها می پردازند. کیسه بر دوشانی کوچک که در ازای دریافتی ناچیز در معرض صدمات و آسیب های جبران ناپذیر بسیاری قرار دارند. این کودکان به واسطه تماس مستقیم و مداوم با انواع زباله ها، در معرض بیماری های بسیار خطرناک و گاه ناشناخته عفونی قرار می گیرند.

این کودکان از نظر تحصیلی عموما در وضعیت مناسبی قرار ندارند. عده ای به ناچار ترک تحصیل کرده اند تا بتوانند ساعات بیشتری به کار بپردازند، عده ای هم از همان ابتدا به دلایل متعدد مدرسه نرفته و بی­سواد مانده اند و مابقی هم علی­رغم حضور در مدرسه، به علت مشغله های کاری پیشرفتی نداشته و مورد سرزنش اطرافیان قرار می گیرند.

ناگفته نماند که در بررسی های به عمل آمده در شناسایی های طرح کعبه کریمان -با محوریت برآورده ساختن آرزوهای کودکان زباله گرد- به تفاوت های قومی در نگرش به مساله کار کودکان و نوع آن، پی برده شد. به این معنی که قومیت های مختلف مهاجرین نسبت به مساله کار اجباری کودکان و بالاخص زباله گردی، دیدگاه های متفاوت و گاه متضادی را دارند.

ازدواج اجباری کودکان

ازدواج زودهنگام کودکان، که به صورت غیر مستقیم، تبعات فراوانی که در پی دارد، از دید تمامی سازمان های بین المللی حقوق بشر اعم از سازمان ملل متحد ، یونیسف و … به عنوان یک معضل در جوامع بشری امروز شناخته می شود.

همه روانشناسان بر این عقیده هستند که دوران کودکی یک انسان به جهت ماهیت سازندگی و تکامل یافتگی بی مثالش، نباید به بهانه علل دیگری، تباه شود و یک کودک باید در دوران کودکی از اولیه ترین حقوق خود برخوردار باشد و فرصت این را داشته باشد تا با بروز خود در این دوران، زمینه برای شکل گیری شخصیت فردی و اجتماعی اش فراهم شود. ازدواج زودهنگام از جمله موانع رشد کودک تلقی شده و عاملی بازدانده برای تکامل شخصیتی او محسوب می شود.

مشکلات درمانی

شاید مهمترین عامل در گستردگی مشکلات درمانی حاد بین مردم منطقه را باید در فرهنگ زندگی و عادات نادرست آن­ها جست. علاوه بر این عدم بهره­ مندی اکثریت غالب مهاجرین از خدمات بیمه ای درمان و در دسترس نبودن پزشکان و امکانات زیرساختی درمان، به طور قابل توجهی بر حجم این مشکلات می افزاید. کودکان بسیاری از سوتغذیه رنج می برند. دختران اغلب با بیماری های زنان دست و پنجه نرم می کنند و پسران هم به واسطه کار زباله گردی گرفتار بیماری­های عفونی هستند.

1- محرومیت تحصیلی

علی رغم اینکه طرح فرمان، برای تسهیل آموزش فرزندان مهاجر، در کل کشور اجرا شد، اما اجرای این طرح در منطقه احمدآباد مستوفی با چالش­ های اساسی مواجه بوده است. شاید اصلی ترین چالش پیش رو در اجرای طرح مذکور در این منطقه را بتوان کمبود فضای آموزشی عنوان کرد.

با این حال، در صورت برطرف شدن مشکل کمبود فضاهای آموزشی، باز هم شمار زیادی از کودکان از تحصیل باز خواهند ماند. چرایی این مساله را باید با حساسیت بیشتری دنبال کرد.

کبر سنی کودکان و امکان پذیر نبودن تحصیل آنان در کنار سایرین، پیگیری نکردن خانواده ها برای انجام امور دفتری قبل از ثبت نام، روزهای محدود اعلام شده برای دریافت برگه حمایت تحصیلی (کارت آبی) و بسیاری از موانع دیگر، همه و همه در کنار هم باعث شده که جمعیت کودکان محروم از تحصیل با در نظر گرفتن مهاجرت های متعدد، روز به روز بیشتر شود.

احمدآباد مستوفی
احمدآباد مستوفی

2- کار اجباری و زباله گردی کودکان

احمدآباد مستوفی ، مامنی برای کودکان کار!

برای پی ­بردن به وجود کودکان کار، نیازی به یافتن کارگاه­ های زیرزمینی نیست. دقایقی در خیابان های منطقه قدم زدن، برای دیدن انبوه کودکان با سوابق شغلی چند ساله کافیست. کودکانی که به جای تحصیل، به کار کردن وادار شده­ اند و از اوان کودکی عرق ریخته و هیچوقت طعم شیرین کودکی و بازی هایش را نچشیده اند.
کار کودکان در این منطقه را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد، دسته اول کودکان زباله گرد و دسته دوم، کودکانی که به سایر مشاغل همچون کارگری ساختمان و کارگاه های تولیدی روی آورده اند.

اما آنچه بیشتر مایه نگرانی است، وضعیت اسفبار کودکان زباله گرد منطقه است. اغلب این کودکان برای تامین هزینه های خانواده به اجبار از طرف سرپرستان خود، از سنین پایین به کار گماشته می شوند و ساعت های بسیاری را به تفکیک دستی و جمع کردن آن ها می پردازند.

کارگاه زباله گردی کودکان!

کیسه بر دوشانی کوچک که در ازای دریافتی ناچیز در معرض صدمات و آسیب های جبران ناپذیر بسیاری قرار دارند. این کودکان به واسطه تماس مستقیم و مداوم با انواع زباله ها، در معرض بیماری های بسیار خطرناک و گاه ناشناخته عفونی قرار می گیرند.

این کودکان از نظر تحصیلی عموما در وضعیت مناسبی قرار ندارند. عده ای به ناچار ترک تحصیل کرده اند تا بتوانند ساعات بیشتری به کار بپردازند، عده ای هم از همان ابتدا به دلایل متعدد مدرسه نرفته و بی­سواد مانده اند و مابقی هم علی­رغم حضور در مدرسه، به علت مشغله های کاری پیشرفتی نداشته و مورد سرزنش اطرافیان قرار می گیرند.

ناگفته نماند که در بررسی های به عمل آمده در شناسایی های طرح کعبه کریمان -با محوریت برآورده ساختن آرزوهای کودکان زباله گرد- به تفاوت های قومی در نگرش به مساله کار کودکان و نوع آن، پی برده شد. به این معنی که قومیت های مختلف مهاجرین نسبت به مساله کار اجباری کودکان و بالاخص زباله گردی، دیدگاه های متفاوت و گاه متضادی را دارند.

3- ازدواج اجباری کودکان

ازدواج زودهنگام کودکان، که به صورت غیر مستقیم، تبعات فراوانی که در پی دارد، از دید تمامی سازمان های بین المللی حقوق بشر اعم از سازمان ملل متحد ، یونیسف و … به عنوان یک معضل در جوامع بشری امروز شناخته می شود.

همه روانشناسان بر این عقیده هستند که دوران کودکی یک انسان به جهت ماهیت سازندگی و تکامل یافتگی بی مثالش، نباید به بهانه علل دیگری، تباه شود و یک کودک باید در دوران کودکی از اولیه ترین حقوق خود برخوردار باشد و فرصت این را داشته باشد تا با بروز خود در این دوران، زمینه برای شکل گیری شخصیت فردی و اجتماعی اش فراهم شود. ازدواج زودهنگام از جمله موانع رشد کودک تلقی شده و عاملی بازدانده برای تکامل شخصیتی او محسوب می شود.

احمدآباد مستوفی

4- مشکلات درمانی

شاید مهمترین عامل در گستردگی مشکلات درمانی حاد بین مردم منطقه را باید در فرهنگ زندگی و عادات نادرست آن­ها جست. علاوه بر این عدم بهره­ مندی اکثریت غالب مهاجرین از خدمات بیمه ای درمان و در دسترس نبودن پزشکان و امکانات زیرساختی درمان، به طور قابل توجهی بر حجم این مشکلات می افزاید.

کودکان بسیاری از سوتغذیه رنج می برند. دختران اغلب با بیماری های زنان دست و پنجه نرم می کنند و پسران هم به واسطه کار زباله گردی گرفتار بیماری­های عفونی هستند.

چالش ها

مافیای زباله یکی از اصلیترین چالش‌های خانه ایرانی احمدآباد در راه مبارزه با زباله گردی کودکان است. همچنین، حضور قومیت‌های مختلف افغانستانی خود از دیگر چالش‌ها است. قومیت‌های مختلف، فرهنگ و رفتار و آداب و رسوم مختلفی دارند. این تفاوت‌ها، باعث چالش‌های زیر شده است:
• ارتباط با معتمدین خانواده‌ها
• حضور پسرها در باندهای خلافکاری
• بی‌انگیزگی نوجوانان
• زنان سرپرست خانوار

برای عضویت در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی، کلیک کنید.

همان طور که اشاره شد، این­‌ها تنها بخشی از مشکلات و معضلات اجتماعی کودکان این منطقه است. معضلات پیچیده‌ای هم‌چون کودکان بدون مدارک هویتی، بدسرپرستی والدین به جهت اعتیاد، کودک آزاری و همسر آزاری از جمله مشکلات شایع دیگری است که باید برای حل آنها، اقدام صورت گیرد.

احمدآباد مستوفی

احمدآباد مستوفی

برای حمایت مالی از خانه ایرانی احمدآباد کلیک کنید.

معرفی تیم های خانه ایرانی احمد آباد مستوفی


اعضای داوطلب خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

اعضای خانه ایرانی احمدآباد مستوفی مانند تمام مراکز دیگر جمعیت امام علی (ع) داوطلبینی هستند که اکثر آن ها را دانشجویان تشکیل داده اند. داوطلبین خانه ایرانی احمد آباد مستوفی هر یک با توجه به توان و علاقه خود در قسمت‌های مختلف همکاری می کنند. همکاری در تیم های مختلف خانه ایرانی احمد آباد مستوفی فرصت یادگیری و کسب تجربه را برای داوطلبین فراهم آورده است.

به علاوه داوطلبین می‌توانند تخصص و تجربیات خود را نیز با توجه به نیاز مددجویان، منتقل کنند یا از آن ها در موارد مورد نیاز، استفاده نمایند. بنابراین همکاری با خانه ایرانی احمد آباد مستوفی و به صورت کلی تر، انجام کارهای داوطلبانه، یک فرصت برد- برد برای مددجو و مددکاران و داوطلبین خواهد بود.

احمدآباد مستوفی

بخش های فعال خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

در حال حاضر، فعالیت های خانه ایرانی احمدآباد مستوفی در پنج بخش کلی خلاصه می شود:

  1. آموزش: فعالیت های آموزشی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی در سه بخش ورزش، هنر و آموزش های درسی خلاصه می شود. مددجویان علاوه براینکه با یادگیری این مهارت ها، فرصت های آینده خود را بهبود می بخشند، می توانند علاقه و استعداد واقعی خود را نیز در این راه پیدا نمایند.
  2. درمانی: در حال حاضر، فعالیت های درمانی خانه ایرانی احمد اباد مستوفی مربوط می شود به دو بخش پزشکی و مددکاری. با توجه به مشکلات موجود در این منطقه، وجود این دو بخش در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی الزامی است.
  3. کارآفرینی: یکی از راهکارهای مناسب برای رفع معضلات موجود در منطقه، کارآفرینی و اشتغال‌زایی است. تیم کارآفرینی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی سعی دارد با ایجاد مدلی مناسب، راهکاری مطمئن برای رفع معضلات اقتصادی خانواده‌ها پیدا کند.
  4. روابط عمومی: بخش روابط عمومی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی با هدف معرفی و امورات بیرونی خانه، تشکیل شده است. این قسمت متشکل از سه تیم روابط عمومی، تولید محتوا و تبلیغات است.
  5. امورات داخلی: آخرین بخش مربوط به قسمت‌های مدیریتی و امورات داخلی خانه از قبیل تدارکات، منابع انسانی، مالی و مستندات است.

آموزش خانه ایرانی احمداباد مستوفی

به صورت کلی می‌توان چشم‌انداز و اهداف تیم آموزش و در مفهوم عام‌تر، هدف آموزش خانه ایرانی احمدآباد مستوفی را به صورت زیر خلاصه و بیان نمود:

  1. افزایش مهارت کودکان در زمینه‌های درسی، اجتماعی. ایجاد بستر مناسب برای علایق و توانایی‌های کودکان.
  2. ایجاد اتحاد و همدلی میان کودکان
  3. تعریف کلاس‌های مناسب مرتبط با سن و شرایط هر کودک
  4. ارتباط مناسب با کودک و گزارش موارد مهم به تیم مددکاری
  5. تعریف کلاس‌های مناسب برای ارتباط با کارآفرینی
  6. پیگیری تحصیلی کودکان

در حال حاضر کلاس‌های سوادآموزی مادران، زبان انگلیسی، خلاقیت/ نقاشی، مهارت‌های زندگی، کتابخوانی، قصه‌گویی، نویسندگی، کلاس‌های تقویتی درسی، سفال‌گری، تئاتر، عکاسی و کامپیوتر در بخش آموزش در حال برگزاری است. علاوه براین، کلاس کاراته و فوتبال نیز برای پسرهای خانه ایرانی احمدآباد مستوفی در حال برگزاری است. در ادامه آلبوم تصاویر کلاس‌های درسی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی نمایش داده می‌شود.

احمدآباد مستوفی

حضور کودکان در مسابقات دارت، مسابقات کاراته، همچنین کسب مدال بین المللی و کشوری کاراته توسط دختران نوجوان خانه ایرانی، کسب مدال منطقه‌ای دارت توسط کودکان خانه ایرانی از دستاورد های برگزاری این کلاس ها در خانه ایرانی احمد آباد مستوفی است

کلاس خلاقیت خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

کلاس کاراته خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

کلاس درس خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

کلاس کتابخوانی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

در حال حاضر 80 کودک در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی مشغول تحصیل هستند.

کارآفرینی خانه ایرانی احمداباد مستوفی

کارآفرینی خانه ایرانی احمد آباد از اردیبهشت 98 فعالیت خودرا آغاز کرده است. به صورت کلی می‌توان چشم‌انداز و اهداف تیم کارآفرینی و در مفهوم عام‌تر، هدف کارآفرینی و اشتغال خانه ایرانی احمد آباد مستوفی را به صورت زیر خلاصه و بیان نمود:

  1. الگوسازی از میان مادران و دختران منطقه هدف و دادن روحیه خودباوری اقتصادی برای تولید محصول و ارزش افزوده
  2. نقش تسهیلگری در توانمندسازی اقتصادی مادران، دختران و پسران منطقه هدف و کمک به خروج آن ها از معضلات موجود احتمالی اعم از کار کودک و زباله گردی کودک و ازدواج کودک و کودک آزاری و ….
  3. آگاه سازی عمومی در منطقه هدف و بطور کلی جامعه، در رابطه با معنای صحیح کارآفرینی اجتماعی با ایجاد نمونه‌ای کوچک و موفق از آن و همچنین ارتقا و تعمیم آن به فضای کلی جامعه به عنوان یک سیستم موفق برای پیشبرد اهداف تعیین شده

خانه ایرانی احمدآباد مستوفی در حال حاضر دفترچه‌هایی چاپ می‌کند که بر روی جلد آن، نقاشی‌های کودکان که خروجی کلاس‌های درسی آنان است، نقش بسته است. تولید این محصول کمک شایانی به روحیه کودکان مشارکت‌کننده نموده و باعث شده است فرایند بهبود مشکلات روحی ناشی از معضلات موجود در منطقه، تسهیل شود.

همچنین کلاس‌هایی برای دختران نوجوان با مهارت گلدوزی و قلاب‌بافی برگزار شد. پسران نوجوان نیز با هدف خروج از چرخه کار اجباری کلاس هایی در بخش سوزن دوزی با هدف تولید بند دوربین و کیف داشته اند.

قبلیبعدی
احمدآباد مستوفی
خانه ایرانی احمدآباد مستوفی
احمدآباد مستوفی
احمد اباد مستوفی
احمداباد مستوفی
خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

خانه ایرانی احمد آباد مستوفی را دنبال کنید

می‌توانید از طریق شبکه‌های اجتماعی زیر، خانه ایرانی احمد اباد مستوفی را دنبال کنید.

اینستاگرام خانه ایرانی احمدآباد مستوفی
تلگرام خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

از هم اکنون داوطلب خانه ایرانی احمد اباد مستوفی شوید

شما هم تمایل دارید با خانه ایرانی احمدآباد مستوفی همکاری نمایید؟

برای همکاری با خانه ایرانی احمدآباد مستوفی می توانید هم اکنون فرم داوطلبی را پر کنید. همچنین در صورت تمایل می توانید با روابط عمومی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی به شماره 09357228879 تماس بگیرید.

مسیر دسترسی به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی از تهران

برای حضور در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی از تهران می‌توانید خود را به میدان آزادی برسانید. از آنجا می‌توانید سوار تاکسی‌های اسلامشهر- احمدآباد شوید و در وسط مسیر، بعد گذشتن از خیابان بسیج، در خیابان لاله‌های پنجم (تابلوی شام مهتاب) از تاکسی پیاده شوید. از آنجا بعد از حدود 10 دقیقه پیاده روی، به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی می‌رسید.

همچنین از میدان آزادی می‌توانید به ابتدای خیابان سعیدی جنوب رفته و بعد از اتوبوس‌های اسلامشهر، سوار اتوبوس‌ احمد آباد مستوفی شوید. از راننده بخواهید شما را در ابتدای خیابان شهید خورشیدی پیاده کند. از آنجا می‌توانید بعد از حدود 5 دقیقه پیاده روی، به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی برسید. برنامه حرکت اتوبوس‌های احمدآباد مستوفی از میدان آزادی به صورت زیر است.

برنامه حرکت اتوبوس های احمدآباد مستوفی

در صورتی که خودروی شخصی داشته باشید یا بخواهید از تاکسی‌های آنلاین استفاده نمایید نیز رفت و آمد به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی بسیار راحت است و می‌توانید بدون دردسر، به این محل مراجعه کنید.

مسیر دسترسی به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی از اسلامشهر

برای حضور در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی از اسلامشهر، می‌توانید به میدان نماز رفته و از ضلع شمالی میدان، سوار تاکسی‌های احمدآباد مستوفی شوید. برای برگشت نیز می‌توانید از چهارراه ولیعصر احمدآباد مستوفی، سوار تاکسی‌های اسلامشهر شده و در میدان نماز پیاده شوید. مسیر دسترسی از اسلامشهر با خودروی شخصی یا تاکسی آنلاین نیز بسیار ساده است و می‌توانید بدون هیچ دغدغه‌ای، به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی مراجعه نمایید.

The last comment and 6 other comment(s) need to be approved.
6 پاسخ
  1. علی
    علی گفته:
    2021-03-27 در 15:27

    با سلام و احترام. آیا حضوری میشه به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی سر زد و با بچه‌های مشغول در اونجا گفت و گو کرد؟
    اگر میشه لطفا بفرمایید چه ساعاتی و چه روزهایی امکان‌پذیر هست؟

    پاسخ
    • نوید
      نوید گفته:
      2021-10-27 در 12:47

      برای حضور در خانه های ایرانی، باید فرم داوطلبی پر در سایت جمعیت پر کنین. به این آدرس
      http://imamalisociety.org/%d9%81%d8%b1%d9%85-%d8%b9%d8%b6%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86/

      پاسخ
  2. سایدا
    سایدا گفته:
    2019-11-11 در 14:02

    شما اونجا فقط به بچه های ایرانی درس میدین؟ براتون فرقی داره ایرانی یا غیر ایرانی بودن؟

    پاسخ
    • یکی از اعضای احمدآباد مستوفی
      یکی از اعضای احمدآباد مستوفی گفته:
      2019-11-15 در 20:03

      برای ما کودک، کودک است. تفاوت‌های نژادی، قومیتی، مذهبی، رنگ پوست و ….. در فعالیت‌های ما هیچ تاثیری ندارد. ذات پاک کودکان، گناهی ندارد و تنها معیار ما، معضلاتی است که به کودک رنج می‌دهد.

      پاسخ
  3. نوید
    نوید گفته:
    2019-09-21 در 08:31

    همه میگن فعلا یکم سر و وضع خودمون رو بهبود ببخشیم بعد میریم سراغ کار داوطلبانه، من میگم اگه میخواین سر و وضعتون بهبود بخشیده بشه و حس کنین در زندگیتون به خواسته‌هاتون رسیدین، فعالیت داوطلبانه کنین. فعالیت تو خونه ایرانی احمدآباد سرآغاز مجموعه‌ای از حس و حال خوب تو زندگی بوده برای من

    پاسخ
  4. Mehdi
    Mehdi گفته:
    2019-09-19 در 22:18

    خانه ای پر از صفا و عشق و معرفت….❤

    پاسخ

تعقیب

    دیدگاه خود را ثبت کنید

    تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
    در گفتگو ها شرکت کنید.

    دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    موج جدید بازماندگی از تحصیل

    2020-09-23/1 دیدگاه/در خبر /توسط تیم سایت جمعیت امام علی

    گزارش میدانی همشهری از دانش‌آموزان 5منطقه محروم که در 6ماه گذشته فقیرتر و آسیب‌دید‌ه‌تر از قبل شدند

    محدودیت در دسترسی به امکانات آموزشی به‌ویژه ابزارهای آموزشی هوشمند شکل جدیدی از نابرابری را در میان دانش‌آموزان پدیدار کرده است

     زهرا جعفرزاده- خبرنگار

    نیره، نگین، عاطفه و سمیرا امسال از مدرسه جاماندند. نازنین و ملیحه  نامزد کردند و امیرمحمد، دوقلوهای فاطمه و ایلیا، رفتند سر ساختمان برای کارگری. پانزدهم شهریور امسال، بچه‌های خیلی از مناطق محروم، جایشان‌ پشت نیمکت‌های مدرسه خالی ماند. صبح نخستین روز یا در خانه شوهر بودند به خانه‌داری یا در ساختمان نیمه‌کاره‌ای آجر بالا می‌انداختند یا کمی آن طرف‌تر در دل کوره‌ها خشت می‌زدند؛ هزار خشت، 12هزار تومان. فقط هم اینها نیست، مادران، چادر به سر، زیر تیغ آفتاب، در مسیر فرمانداری به دفتر کفالت، از دفتر کفالت به آموزش و پرورش منطقه، از آنجا به اتاق مدیر مدرسه، با جواب‌های سربالا و نمی‌دانم و نمی‌شود و ظرفیت نداریم، هر بار بیشتر خمیده شدند. خانواده‌ها تابستان امسال، بیشتر از هر سالی برای گرفتن برگه حمایت تحصیلی و مجوز نام‌نویسی در مدرسه مشقت دیدند. نزدیک به 20روز گذشته و نام بسیاری از این دانش‌آموزان در فهرست بازمانده‌های از تحصیل نشست. فقر و سختی معیشت، دایره کودکان کار و بازمانده از تحصیل را بزرگ‌تر کرد؛ کودکانی که نه تبلت دارند، نه موبایل و نه حتی تلویزیون. آموزش برای آنها، دور است؛ خیلی دور.

    زخم ناسور ملک‌آباد
    «برای خیلی از بچه‌هایی که باید امسال مدرسه می‌رفتند، برگه حمایت تحصیلی صادر نشد. آمار ترک تحصیل در این منطقه بالا رفته و این کودکان در سکوتی آزار‌دهنده در حال حذف از چرخه تحصیل هستند. تعدادی از بچه‌های ایرانی به‌دلیل مشکلات اقتصادی و اعتیاد شدید خانواده از تحصیل جاماندند و حالا کارگران کوچک کارگاه‌هایی شده‌اند که غیرقانونی از آنها کار می‌کشند. خانواده‌ها پول خرید شارژ اینترنت ندارند؛ چه رسد به خرید گوشی و تبلت. درحالی‌که مدرسه‌شان اخیرا به‌دلیل شیوع کرونا تعطیل شد و استفاده از آموزش مجازی اجباری شده.»

    زخم ملک‌آباد ناسور است. کوچه‌ها، خیابان‌ها و خانه‌ها تصویر زندگی‌های توسری خورده‌ای است که محرومیت مثل بختک بر سر مردمش سایه انداخته. تا قبل از تصویب طرح فرمان، مدارس خودگردان بچه‌های مهاجر را پناه می‌دادند و بعد از آن از سال 94با حکم فرمان، مجوز تحصیل این کودکان حتی غیرقانونی‌شان صادر شد. رهبری بهار همان سال اعلام کردند مدارس موظف به ثبت‌نام این کودکانند. امسال اما دفاتر کفالت اداره اتباع و فرمانداری‌ها همکاری نکردند و مدیران مدارس با ترش‌رویی همراه شدند. جاده زندان قرل‌حصار، در دامان ملک‌آباد نشسته. تا چند سال پیش مسئولان استانداری، در حد یک روستا می‌دیدنش و حالا در تقسیمات جغرافیایی شهر شده؛ امکانات اما هنوز روستایی است. شهر جدید مدرسه کم دارد؛ 2 مدرسه دخترانه و 2مدرسه پسرانه برای تمام مقاطع. کمی دورتر در سلطان‌آباد، مدرسه روستایی، دختران و پسران را با هم سر کلاس‌ها می‌نشاند و تا ششم ابتدایی هم بیشتر نیست. مدارس حتی جوابگوی کودکان بومی نیست؛ چه رسد به لشکر آدم‌هایی که در یکی، دو سال اخیر، زندگی‌شان را جمع کردند در وانتی و راندند به سمت ملک‌آباد. ملک‌آباد در دل شهرستان ساوجبلاغ نشسته و دیگر جایی برای این همه جمعیت ندارد. مدارس پر است و بچه‌های افغان و بچه‌های ایرانی که شناسنامه ندارند یا دارند و بی‌پولند را، میزبان نیست. رنج معاش، خانواده‌ها را به این شهر که حاشیه است کشانده. آن کس که پول اجاره نداشت و ساکن تهران بود، به کرج مهاجرت کرد، آن که کرج بود و بی‌پول شد به حاشیه کشیده شد و مستأجر حاشیه، کوله‌اش را بست برای زندگی در حاشیه شهری دیگر. ملیحه میرجعفری که مسئول خانه علم جمعیت امام علی(ع) ملک‌آباد است، می‌گوید: جمعیت زیادشده، اما مدارس همان تعداد ماندند. شماری از کودکانی که پارسال دانش‌آموز بودند، امسال سر کلاس نرفتند. تعداد کودکان کار بالا رفته، دختران عروس شدند و مابقی خانه‌نشین. مددکاران این منطقه می‌گویند با ادامه این روند احتمال ترک تحصیل به 90درصد هم می‌رسد.

    قصه شوربختی آموزش کودکان را تنها خانواده‌های مهاجر روایت نمی‌کنند؛ گرانی و شدت آسیب‌ها، مدارک نصف و نیمه هویتی و بی‌سوادی، کودکان ایرانی را هم در دایره بازماندگی از تحصیل قرار داده؛ مثل ژاله، مادر 3کودک کلاس پنجمی و سومی. خانه گوشی هوشمند ندارد. آنها یک موبایل فکسنی دارند که دست مادر است. تلویزیون آنتن ندارد و بچه‌ها برنامه آموزشی را از آنجا هم نمی‌توانند ببینند. چشمان التماسگر مادر به دهان مسئول کارگاه خیاطی خیره مانده تا شاید راضی به‌کار او شود. یک‌ماه پیش کرونا گرفته و 2هفته‌ای است که دستش به خاطر سقوط ناگهانی از نردبان، علیل شده و 2دندان جلویی‌اش شکسته. شوهر،  بوکسور معتاد شده‌ای است که نگهبانی می‌کند. ماهی یک‌میلیون تومان درآمد دارد و به همان اندازه قسط می‌دهد. بچه‌ها هر شب در دامان مادر با بوی برنج و پیاز سرخ‌شده همسایه می‌خوابند و حسرت می‌کشند. غبطه پسرش مصطفی به همکلاسی‌هایش تمامی ندارد. آنها گوشی دارند و او ندارد. معلم مجبور کرده درس‌ها را از برنامه شاد یاد بگیرند و او ناشاد است.

    مهتاب، اهل جنوب کرمان است. شوهر که کرد، بارش را بست به سیستان و بلوچستان. بی‌پولی فشار آورد و آنها را کشاند به حاشیه کرج و ساوجبلاغ.  3کودک دارد، 13، 10و 6ساله. 2دانش‌آموزش همزمان باید آنلاین شوند و وسیله‌ای برای آنلاین شدن ندارند. مدرسه تعطیل است و بچه‌ها بی‌تاب درس‌ها. پول کتاب‌ها را هم نداشت. انگشتری هم ندارد تا مثل مادر راضیه، بفروشد و گوشی بخرد. هنوز جمله مدیر مدرسه در گوش مهتاب پیچ و تاب می‌خورد: «به ما مربوط نیست، باید گوشی داشته باشد. » و حالا دسته سنگین اتوی کارگاه خیاطی را محکم گرفته و چین‌های لباس را باز می‌کند و چین‌های روی پیشانی‌اش گره بیشتری می‌خورند. مددکار جمعیت امام علی، سمیرا را خوب خاطرش است که چطور برای ثبت‌نامش در مدرسه التماس می‌کردند. او می‌گوید نسل جدیدی از افراد بی‌سواد و بازمانده از تحصیل در حال متولد شدن است؛ کودکانی که کلاس‌های درسشان سر چهارراه‌ها و کارگاه‌ها برپا می‌شود.
    دیوارهای بلند زندان قزل‌حصار، بر خانه‌های ملک‌آباد سایه انداخته. بخشی از ساکنان، خانواده همین زندانیان هستند که از شهری دورتر از کرمانشاه و بیجار و ایلام و… آمده‌اند تا کنار زندانی‌شان باشند و یک روز در هفته به ملاقات بروند. شرایط این خانواده‌ها فرق چندانی با بقیه ندارد. پدر، برادر و همسرشان زندانی است و خودشان در مهدی‌آباد، سلطان‌آباد و چهارباغ ساکنند.

    فرشته بختیاری، معاون آموزش جمعیت است و می‌گوید: کودکان ملک‌آباد و روستاهای اطراف مثل سلطان‌آباد و عرب‌آباد و… نزدیک 100کودک می‌شوند که از طرف جمعیت حمایت می‌شوند.50نفر از این کودکان، بازمانده‌های از تحصیل در سال‌های قبل بودند و 50نفر در کلاس‌های کمک‌آموزشی شرکت می‌کردند. امسال تعدادشان دو، سه برابر شده. بچه‌هایی هستند که به هر دلیل مدرسه نرفته‌اند؛ مثل بزرگی سن یا نداشتن برگه از دفتر کفالت، یا ایرانی‌ هستند و برایشان شناسنامه نگرفته‌‌اند؛ مثل مرتضی که پدر و مادرش فوت کرده‌اند و خاله بزرگ، برایش شناسنامه نگرفته یا شناسنامه برای گرو مواد‌مخدر رفته و در دست نیست. ممکن است بلوچ باشند که سال‌هاست در ایران زندگی می‌کنند؛ بدون هویت. به گفته او، کودک که از آموزش دور می‌شود، برگرداندنش به مدرسه سخت می‌شود؛ به‌ویژه زمانی که ازدواج می‌کند یا مشغول به‌کار می‌شود؛ یا شوهر اجازه تحصیل نمی‌دهد یا نانی که برای خانه می‌برد. سال‌ها برای برگرداندن این کودکان به مدرسه و چرخه آموزش تلاش شد و حالا با فشارهای اقتصادی و حمایت نکردن آموزش و پرورش، تمام رشته‌ها پنبه شد. به همه اینها ماجرای آموزش از راه دور و دردسرهایش را هم باید اضافه کرد. آموزش و پرورش باید برای تمام دانش‌آموزان تبلت دانش‌آموزی بخرد. یک خانواده چند گوشی می‌تواند در خانه داشته باشد؟ آن هم خانواده‌های روستایی و مناطق حاشیه و مهاجر که حداقل 4، 5فرزند دارند. آموزش و پرورش می‌گوید سیم‌کارت دانش‌آموزی می‌دهیم با 4گیگ اینترنت رایگان. بعدش را چه کنند؟ آنهایی که کلاس پنجم و ششم بودند، از چرخه خارج شدند. قبلا 2نفر کار می‌کردند پول زندگی و اجاره درمی‌آمد. حالا هر 5نفر باید کار کنند. اجاره‌های 300تومانی با 5میلیون شده 20میلیون با 600هزار تومان. الان همه دنبال سرایداری‌اند؛ سرایداری با اتاقی که در آن بمانند. در ماه‌های گذشته ملک‌آباد اتفاق جدیدی دیده؛ خانواده‌هایی هستند که با هم ادغام شده‌اند؛ همخانه‌اند. مرکز افکارسنجی ایسپا، 2روز پیش اعلام کرد، براساس نظرسنجی که اخیرا انجام داده بیشتر از 20درصد از دانش‌آموزان، موبایل، تبلت و اینترنت ندارند و بچه‌های ملک‌آباد در گروه همین 20درصدند.

    در کلاس پنجم مدرسه افراسیابی مرضیه و یک نفر دیگر موبایل ندارند. مرضیه 11ساله، روزهای فرد می‌رود و خواهر بزرگ‌ترش نسترن، روزهای زوج. آنها روزهای نرفته به مدرسه را باید از راه دور آموزش ببینند و راه دسترسی به وسایل الکترونیکی برایشان بسیار دور است. تلویزیون خانه آنتن ندارد و برنامه شاد را از همانجا هم نمی‌توانند دنبال کنند. قطره اشکی در ته چشمان اقیانوسی مرضیه جوش می‌خورد، نگاهش حسرت دارد: «موبایل نباشد از درس‌ها عقب می‌مانیم. از خود گوشی امتحان می‌گیرند. چه کار کنیم؟» مادر نشسته روی سکوی ساختمان در حال ساخت جمعیت امام علی(ع) و منتظر است چاره‌ای شود. پسرش امسال، باید کلاس اولی می‌شد و نشد. برگه حمایت تحصیلی به او ندادند. گفتند ظرفیت پر شده. افسوس کهنه‌ای در میان خط‌های صورت مادر نشسته، غصه چه را بخورد؟ بی‌پولی، اعتیاد همسر یا بازماندگی کودکش از درس و رنج و تحقیر دخترانش در عقب ماندن از همکلاسی‌هایشان.
    هر کس از سرشماری 2سال پیش اداره اتباع جاماند، امسال نتوانست برگه دفتر کفالت را بگیرد و از تحصیل جا ماند. به همه اینها شهریه‌های اجباری را هم باید اضافه کرد. حنانه نوایی، مسئول ثبت‌نام دانش‌آموزان جمعیت امام علی(ع) ملک‌آباد می‌گوید: مدیر مدرسه ثبت‌نام را مشروط به پرداخت شهریه 300، 400هزار تومانی کرده. اسمش کمک به مدرسه است، اما اگر کسی ندهد، با او رفتار خوبی نمی‌شود و کارنامه‌اش گرو می‌ماند. از آن طرف هم بچه‌ها را مجبور کرده‌اند 180هزار تومان برای خرید روپوش مدرسه بدهند، آموزش آنلاین روپوش می‌خواهد چه کار؟ خانواده این کودکان به مویی بندند تا جلوی مدرسه رفتن بچه‌هایشان را بگیرند. این هزینه‌ها آنها را برای ترک تحصیل فرزندانشان مصمم‌تر می‌کند.
    «بچه‌ها سرم را خورده‌اند بس که گفتند مدرسه مدرسه. چکارشان کنم. همین را می‌بینی سیزده سالش است، در پاسپورت به اشتباهی نوشته20سال. خواهرش از خودش کوچک‌تر است در پاسپورت بزرگتر. اینها را چطور در مدرسه ثبت‌نام کنم؟»

    نصرالله، تا پارسال برای نام‌نویسی دو فرزندش هر ماه، پول به مدرسه می‌داد؛ 100 هزار تومان، 200 هزار تومان. 12 ماه سال با این باج‌گیری‌ها ایلیا چهار کلاس سواددار شد. امسال اما از کلاس چهارم جا ماند. خواهرش زینب هم شانسی نداشت. امسال باید پشت نیمکت‌های کلاس پنجم می‌نشست که مثل برادرش گرفتار شد. پدر از دو سالگی، ایران زندگی کرده و بی‌سواد است. حالا هر روز قزوین می‌رود به کارگری و حاضر است دوباره پول بدهد برای تحصیل فرزندانش. خانه آنها در میان تلی از خاک و خل کوره‌های فرون‌آباد پاکدشت است، کوچه سه خانه رو به گودالی بزرگ و عمیق دارد که کافی است پایی بر لبه آن بلغزد. فاطمه و هفت فرزندش، چند متر آن طرف‌تر خانه دارند. بعد از ظهر آخرین روزهای تابستان، پدر شیشه کشیده، گوشه خانه لم داده و مادر که در تقلا برای دست و پا کردن خرده نانی برای هفت فرزندش است، از خشت‌زنی بازگشته. صاحب کار، آخر هر سال به او پول می‌دهد و نمی‌داند قرار است چطور با او حساب کند. حسن و حسین، دوقلوهایش، دیگر مدرسه نمی‌روند. رفته‌اند برای کارگری که لقمه نانی برای خانواده 9نفره‌شان جور کنند. آنها هم امسال در فهرست بازمانده‌های تحصیل نشستند.از خانه تا مدرسه، یک ساعت و نیم راه است، زهرا و دو خواهرش، هر روز باید مسافت زیادی را از خانه‌شان در فرون‌آباد پیاده بروند تا برسند به مدرسه. آنها که موبایل دارند می‌توانند در خانه بمانند و از برنامه شاد درس‌ها را دنبال کنند، زهرا و چهار خواهرش اما جز یک موبایل قدیمی که به زحمت شماره می‌گیرد، وسیله ارتباطی دیگری ندارند. همین هم شده تا هر روز پشت نیمکت‌های کلاس 25نفره‌شان بنشینند. زهرا کهرام، مسئول خانه علم جمعیت امام علی(ع) در پاکدشت است و امسال با موارد عجیبی از ترک تحصیل کودکان این منطقه مواجه شده. بچه‌های حاشیه فرون‌آباد که قبلا روستا بوده، شرایط تلخ‌تری دارند. مدیران و معلمان همراه نیستند و درد این کودکان را نمی‌شنوند. در این مدت تنها پول 3 تبلت برای این دانش‌آموزان جور شده. تعدادی موبایل و تبلت دست دوم را هم خیران آورده‌اند. اما مشکل یکی دو تا نیست. فقر، خانواده‌ها را ناگزیر کرده تا کودکانشان را به کارگاه‌ها و کوره‌ها بفرستند. دختران چند کلاس که درس می‌خوانند، نامزد می‌شوند و راه رفته مادرشان را ادامه می‌دهند. بیشتر خانواده‌های مهاجر کودکانشان را با چند سال تأخیر راهی مدرسه می‌کنند که مدرسه آنها را پس می‌فرستد.

    در همسایگی گاوداری
    «پول نداشتیم. اگر داشتیم لیلا امسال کنکور داده و سر کلاس دانشگاه نشسته بود. دستمان خالی است. کمک خرج می‌خواهیم. درسش که تمام شد فرستادیمش کارخانه عروسک‌سازی‌.»
    آخرین شنبه تابستان، نخستین روز کار لیلا بود. از خانه‌شان در شهرک تکنوشیر فیلستان پاکدشت تا کارخانه عروسک‌سازی حاشیه پاکدشت، دو ساعتی راه است و پدر هر روز او و عروس خانواده را می‌برد و عصرها بر می‌گرداند. جاده تاریک، خاکی و خطرناک است. از میان نرده‌های کشیده میان شهرک و گاوداری، گاوهای سفید با خال‌های بزرگ مشکی، سر تکان می‌دهند. پدر لیلا، یکی از کارکنان گاوداری است، انگشتانش از 11 سال شیردوشی رمقی ندارد. تا همین چهار، پنج سال پیش، مادر نظافتچی گاوداری بود، حالا هم تعدادی از زنان همسایه کمک خرج همسرانشان‌اند. دو طرف کوچه شهرک، زنان نشسته‌اند به سبزی پاک کردن. صدای بازیگوشی بچه‌های محل تا پلاک 34که خانه خانواده لیلاست می‌آید. اول هر ‌ماه تمام آن 32پلاک، سهمیه 30کیلو شیرشان را می‌گیرند و به زحمت به آخر‌ماه می‌رسانند. حالا مادر و پدر می‌خواهند دخترشان برود دانشگاه. مدیرمالی یا حسابدار شود و برایشان از حقوق چند میلیون تومانی سهمی بگذارد کنار تا خرج‌شان در بیاید.

    جامانده از شهرری
    «تکلیف بچه‌های بلوچ پاکستانی مشخص است، آنها نه شناسنامه دارند و نه مدارک هویتی. بچه‌ها، زباله‌گرد و کارگران سرچهارراهند. هیچ مدرسه‌ای حاضر به ثبت‌نام آنها نیست. کودکان افغان، غیرمجاز که باشند، باید از دفاتر کفالت برگه حمایت تحصیلی بگیرند. امسال این برگه‌ها برای دانش‌آموزان جدید صادر نشد. گفتند ظرفیت سایت بسته شده.»
    نگاه کودکان بلوچ به همبازی‌های افغان‌شان، حسرت دارد، آنها که ساکن کوره‌پزخانه‌ها هستند، جز خانه علم جمعیت امداد – دانشجویی امام علی(ع)، هیچ جای دیگر پشت نیمکت ننشسته‌اند.‌رؤیا منوچهری مددکارشان می‌گوید درهای مدرسه به روی این کودکان بسته است. آنها در خانه‌های علم جمعیت امام علی(ع) درس خوانده‌اند. کودکان افغان اما ماجرای دیگری دارند. مدرسه به بچه‌ها گفته خانه‌شان دور است و مدرسه ظرفیت ندارد. از70دانش‌آموزی که زیرسایه خیران جمعیت امام علی(ع)، درس می‌خوانند امسال تعدادی، کم شدند. آنها 10تبلت دانش‌آموزی برایشان خریدند اما کفاف آن همه دانش‌آموز را نمی‌دهد. خانواده‌ها اغلب بی‌سوادند و کودکان در همان چرخه قرار گرفته‌‌اند اگر هم برایشان موبایلی تهیه شد نمی‌دانند چطور باید برنامه را نصب کنند. برنامه را هم نصب کردند پول شارژ اینترنت را از کجا بیاورند. دفاتر کفالت اداره اتباع که برای کودکان افغان بدون مجوز، برگه حمایت تحصیلی صادر می‌کند، جواب سربالا می‌دهد، حتما یک ایرانی باید همراهشان باشد تا جواب بگیرند. در همین مسیر رفت‌وآمد است که خیلی‌ها راه رفته را بر می‌گردند و پرونده ماجرای سواددار شدن بچه‌هایشان را تا می‌کنند و کنار می‌گذارند. برای آنها که لنگ ماهی 500هزار تومان اجاره آلونک‌هایشان هستند، کارگری بچه‌ها سودآورتر از تحصیل‌شان است:« درس بخوانند که چه بشود؟»

    پرونده ترک تحصیل بومهن
    «حدود 12کودکی که حمایت تحصیلی می‌شدند، امسال مدرسه نرفتند. بیشترشان به‌دلیل فقر مدرسه را رها کردند و رفتند سر کار. بچه هفته‌ای 10هزارتومان برای خانواده‌اش پول بیاورد، برایشان خوب است. در محلات آسیب‌دیده بومهن، خیلی از همین کودکان موادفروشند و برای پدرانشان مواد جابه‌جا می‌کنند.»
    پرونده بومهن از کودکان بازمانده از تحصیل باز است. هر سال فرمانداری به آموزش و پرورش حکمی‌ می‌داد تا کودکان بدون شناسنامه را ثبت نام کنند، امسال اما سر باز زد و مدارس از ثبت نام خودداری کردند. مریم افراز، مسئول خانه علم جمعیت امام علی(ع) در بومهن، زخم این کودکان را خوب می‌داند. فرمانداری به آنها گفته این کار دیگر به‌عهده ما نیست. خود آموزش و پرورش مسئول است. مژگان دختر خانواده ایرانی است که پدرش به هزار ضرب و زور راضی شد تا او را به مدرسه بفرستد، رضایت که داد، مدرسه ثبت نام نکرد. اینجا دختران دوازده و چهارده ساله را شوهر می‌دهند و ازدواج پایشان را از مدرسه می‌بُرد. وضعیت بچه‌های ایرانی بدتر از قبل شده. بعضی خانواده‌ها سوءاستفاده‌های زیادی از آنها می‌کنند. افرا فراز می‌گوید وضعیت اقتصادی امسال بدتر از سال‌های قبل است، کودکان امسال با بحران تغذیه مواجه‌اند. در این شرایط خانواده نخستین کاری که می‌کند این است که دست بچه را از مدرسه کوتاه می‌کند و او را می‌فرستد سر کار. دختر هم که باشند شوهرشان می‌دهند تا یک نان‌خور کمتر شود. درحالی‌که این کودکان بسیار با استعدادند و علاقه عجیبی به یادگیری دارند. به گفته او، در این مدت 5 دانش‌آموز ازدواج کردند و دیگر مدرسه نمی‌روند.

    درد تبعیض دروازه غار
    ریحانه شیرازی، مددکار خانه ایرانی جمعیت امام علی(ع) دروازه غار می‌گوید بعضی مدارس دید منفی به کودکان غیرایرانی دارند، کافی است کودکان تبلت یا گوشی نداشته باشند تا حذف شوند. مدیران مدرسه به سرعت پرونده دانش‌آموز را آماده می‌کنند برای تحویل. پارسال روپوش‌شان را 6‌ماه بیشتر تنشان نکردند اما امسال گفته‌اند دوباره روپوش بخرید. خود بچه‌ها هم ناامید شده‌اند.  نیره، نگین، عاطفه و سمیرا امسال را طور دیگری شروع کردند، چشمان حسرت‌زده‌شان به نیمکت‌های مدرسه خیره مانده و دستان پرزحمت ایلیا و دوقلوهای فاطمه، زیر خشت‌ها تاول زده. آنها نام خود را در دایره بزرگی از کودکان بازمانده از تحصیل و بی‌سواد ثبت کردند، تا موج جدیدی از بی‌سوادی کودکان رقم بخورد.

    https://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2020/09/WhatsApp-Image-2020-09-23-at-19.07.42.jpeg 666 1000 تیم سایت جمعیت امام علی http://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png تیم سایت جمعیت امام علی2020-09-23 19:16:492020-10-08 19:26:50موج جدید بازماندگی از تحصیل
    جمعی از خانواده شهدا، با ارسال نامه‌ای به ریاست قوه قضاییه، خواستار رسیدگی عادلانه و شفاف به پرونده موسس جمعیت امام علی شدند.

    جمعی از خانواده شهدا، با ارسال نامه‌ای به ریاست قوه قضاییه، خواستار رسیدگی عادلانه و شفاف به پرونده موسس جمعیت امام علی شدند.

    2020-09-20/1 دیدگاه/در یادداشت‌‌‌‌‌‌‌ /توسط تیم سایت جمعیت امام علی

    جمعی از خانواده شهدا خطاب به رئیس قوه قضاییه: با روند غیرشفاف در پرونده شارمین میمندی‌نژاد، فعالین مدنی را دلسرد نکنید

    در متن این نامه که در اختیار امتداد قرار گرفته آمده است:

    جناب آقای دکتر رئیسی
    با سلام و احترام

    اکنون بیش از نود روز از بازداشت موسس جمعیت امام علی(ع)، آقای شارمین میمندی‌نژاد و ضبط مدارک از دفتر روابط عمومی گذشته اما با کمال تأسف، نه تنها شاهد شفافیت و سیر قانونی روند پیگیری پرونده ایشان نبوده‌ا‌‌‌یم، بلکه شواهدی شبهه برانگیز همچون تخریب شخصیت و هجمه‌های تبلیغاتی علیه این سازمان مردم‌نهاد خوشنام دیده می شود. تکثیر فایل‌های خصوصی تقطیع شده یا درج تهمت‌های ناجوانمردانه در رسانه‌هایی که با بودجه عمومی و بیت‌المال تغذیه می شوند، شائبه تفرقه، دشمنی و هراس افکنی را دامن می‌زند. این اعمال، عدول از حدود قانونی، شرعی و همچنین مروج رذیلت‌های اخلاقی است. آیا پسندیده است که قبل از طی دادرسی عادلانه و اعلام رای قضایی، با فرد متهم همچون مجرم رفتار شود و ناپسندتر این که حتی حقوق انسانی ایشان نیز پایمال شود؟

    جناب آقای رئیسی! جامعه ما رنجیده از تبعیض و بی‌عدالتی است اما همچنان منتظر و مشتاق تحقق وعده‌هایی که توسط جنابعالی و دیگر مسئولان داده شده است. از این رو، جهت انجام وظیفه دعوت به خیر و امربه‌معروف، نکاتی با استحضارتان رسیده و به راه روشن حقیقت و عدالت امید می‌بندیم.

    یک. آیا روند مبهم و غیرشفاف پرونده، همچون محرومیت موسس جمعیت امام علی(ع) از حقوق شهروندی و فشارهای نادرست و نامسئولانه، باعث دلسردی فعالیت‌های مددکارانه و داوطلبانه اجتماعی نیست؟ آیا این مسیر، موجب سوء استفاده دشمنان و دوست نماها نمی شود؟

    دو. آنچه روشن است الگو برداری جمعیت امام علی(ع) از سنت‌های پسندیده ایرانی – اسلامی و استفاده روزآمد از آن‌ها، برای مقابله با فقر و دستگیری از نیازمندان می‌باشد. اجرای طرح‌ها و آیین‌هایی همچون کعبه کریمان در شب تولد مولا علی(ع) یا کوچه گردان عاشق در شب شهادت ایشان از جمله طرح‌هایی است که در آن‌ها، صدها نفر از دانشجویان داوطلب و هزاران نفر از هموطنان نیکوکار، این سازمان مردم نهاد را برای اقدام و عمل صالح انتخاب کرده اند. انتظار می رود چنانچه نقد و تذکری هست از مسیر روشن و خیرخواهانه یا ایجاد فضای گفتگو و فرصت دفاع از خویش صورت پذیرد تا اعتبار و آبروی فرد و جمع، سرمایه و اعتماد عمومی مخدوش نشود. آیا چنین است”جزای احسان “جوانان عاشقی که همواره در محلات آسیب دیده و نقاطی دورافتاده – که حتی در ایام انتخابات نیز روی بعضی مسئولان محترم را به خود نمی بیند- بی چشمداشت حضور یافته‌اند و در راه اعتلا و آبادانی میهن کوشیده‌اند؟

    سه. ما جمعی از خانواده‌های شهدا، جانبازان، آزادگان و رزمندگان جنگ تحمیلی ضمن حمایت از منش جمعیت امام علی(ع) در دستگیری از محرومان جامعه، اظهار و اصرار داریم که می‌بایست ادعای پیروی از راه و احترام به آرمان‌های شهیدان نه با شعار و هیاهو، بلکه از طریق عمل به قانون، عدالت و توجه به لطف و رحمت صورت گیرد. اگر پرسش‌گران و مطالبه‌گران اجتماعی از کاستی‌ها پرسش و با مسئولان چالش می کنند با ایشان از روی تساهل و تسامح و چه بسا سپاس‌گزاری برخورد شود.

    جناب آقای رئیسی!
    ای کاش در شرایط فعلی که تحریم های خارجی زندگی مردم را دشوار کرده است، از مشکلات داخلی کاسته و زمینه های وحدت ملی بیش از پیش فراهم شود.

    اگرچه از دیروز جهان، تیر و ترکش های دشمنان را در جسم داریم، بکوشیم که برای فردا دوستی و عشق ورزی به جان انسان ها را به یادگار بگذاریم.
    و السلام علی من التبع الهدی

    اسامی امضا کنندگان نامه به رئیس قوه قضاییه جهت رسیدگی به وضعیت موسس جمعیت امام علی(ع):

    ۱- آسیه باکری فرزند شهید
    ۲- خانواده شهید اسمعیلی
    ۳- دو برادر شهید حاجی جعفری
    ۴- حمیده روزی‌طلب فرزند شهید
    ۵- خانواده شهید محمدرضاخانی
    ۶- خانواده شهید محمد صادق اشتری
    ۷- خانواده شهید یوسف شاه کرمی
    ۸- عبداله سینایی پدر شهید
    ۹- عصمت فاتح نوبندگانی مادر شهید
    ۱۰- خواهر شهید منصور ستاری
    ۱۱- امیر کشاورزیان فرزند شهید
    ۱۲- خانواده شهیدان محمد و حسین آقایی
    ۱۳- خانواده شهید حسین شرافتی
    ۱۴- سمیه عبدی خواهر شهید رضا عبدی
    ۱۵- خانواده شهید فریدون فخرایی لطف آبادی
    ۱۶- خانواده شهید عباس کنگرانی فراهانی
    ۱۷- جانباز آقای حمید آزوران
    ۱۸- جانباز آقای مجید کشاورزیان
    ۱۹- جانباز آقای احمد رجبعلی
    ۲۰- خانواده شهید کهرام
    ۲۱- جانباز محمدرضا جلالیان
    ۲۲- جانباز امین الله اسکندری
    ۲۳- مینا افشاری خواهر شهید
    ۲۴- خانواده شهید باریکانی
    ۲۵- مظفر عاطفی برادر شهید
    ۲۶- خانم زبیده عابدینی خواهر شهید ذبیح الله عابدینی
    ۲۷- خانم اعظم اعزی خواهر شهید محمد کاظم اعزی
    ۲۸- خانم روزیتا سالاری خواهر شهید مصطفی سالاری
    ۲۹- خانم نجیبه رضایی همسر جانباز مجید مالمیر
    ۳۰- خانواده شهید حمیدرضا سیف
    ۳۱- علیرضا عموزاده
    ۳۲- خالد شموسی (فرزند شهید)
    ۳۳- سعید شموسی(فرزند شهید)
    ۳۴- سامیه آلبوغبیش (فرزند شهید)
    ۳۵- هاجر آلبوغبیش (فرزند شهید)
    ۳۶- مالک جنادله (فرزند شهید)
    ۳۷- صدیقه میرفندرسکی خواهر شهید
    ۳۸- خانواده شهید احمد کربلایی صفرعلی
    ۳۹- جانباز سید عباس موسویان و خانواده
    ۴۰- خواهرِ شهید محمد اسماعیل شجاعی
    ۴۱- خانواده شهید محمد رامین
    ۴۲- خانواده شهید جلوخانی
    ۴۳- آزاده رحیم قمیشی
    ۴۴- خدیجه رضازاده فرزند شهید
    ۴۵- خدیجه رضادهملایی خواهر شهید احمدرضا رضادهملایی
    ۴۶- جانباز اصغر سلیمانی
    ۴۷- جانباز علی اکبر پندار
    ۴۸- محمد تقی اکبری برادرشهید
    ۴۹- فریدون خطیبی برادر شهید
    ۵۰- آزاده شعبانی دختر شهید
    ۵۱- جانباز محمد حسین بنکدار
    ۵۲- یحیی عسگری برادر شهید
    ۵۳- فتح‌اله‌ نوروزی برادر شهید
    ۵۴- اکرم پادری‌ثانی خواهر شهید
    ۵۵- زهرا عربشاهی خواهر شهید
    ۵۶- احمد سعیدی برادر شهید محمد سعیدی                                                                                                                                                                                          57-الهه کفش کنان خواهر شهید علی اکبر کفش کنان

    https://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2020/09/WhatsApp-Image-2020-09-20-at-13.17.22-1.jpeg 1280 853 تیم سایت جمعیت امام علی http://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png تیم سایت جمعیت امام علی2020-09-20 13:39:072020-09-20 15:20:21جمعی از خانواده شهدا، با ارسال نامه‌ای به ریاست قوه قضاییه، خواستار رسیدگی عادلانه و شفاف به پرونده موسس جمعیت امام علی شدند.

    سقوط استعدادها از کوه

    2020-09-15/0 دیدگاه /در یادداشت‌‌‌‌‌‌‌ /توسط نیما مختاریان

    یادداشتی درباره سقوط دانش‌آموز کولبر

    «سال گذشته معدلش 18.93 شد و همه نگرانی‌اش مدرسه رفتن بود. کولبری می‌کرد که بتواند موبایل بخرد و از درس و مشق‌هایش عقب نیفتد» این را روناک می‌گوید، مادر مانی، پسر چهارده ساله ای که چند روز پیش، از دامنه کوه‌های پاوه با باری بر دوش به پایین غلطید.

    مانی حالا با تنی کوبیده شده و صورتی زخمی بار یک حسرت را به دوش می‌کشد. مدتها بود که روناک و مانی با هم کولبری می کردند تا هزینه زندگی را تامین کنند. تابستان که به نیمه رسید، مانی به فکر درس و مدرسه بود.

    مدارس اما امسال باز هم کودکان محروم را غربال کردند، آنها که پول و امکان دسترسی به «شاد» را نداشتند، لاجرم از درس جا می‌ماندند.

    علاقه مانی اما به درس آنقدر بود که بخواهد به کوه بزند تا سهمش را از زندگی از زیر سنگهای سمج آن بیرون بکشد. آن روز اما ماموران که سر رسیدند، مانی پا به فرار گذاشت، پایی که چند قدم آنسوتر پیچ خورد و باعث سقوطش از ارتفاع شد.

    روناک می گوید: «نه تلفن آنتن می‌داد و نه ماشینی رد می‌شد که کمک بگیرم. مانی خونریزی زیادی داشت. چشم، بینی و صورتش به تخته سنگ‌ها خورده بود. او را به دوش گرفتم و به روستایی که آن نزدیکی بود بردم اما آنجا هیچ امکاناتی نداشت. به زحمت توانستم با برادرم تماس بگیرم و کمک بخواهم.
    مانی را به پاوه منتقل کردیم و در آنجا صورتش را 8 بخیه زدند. صورتش ترکیده و بینی‌اش شکسته بود اما چون هزینه مداوایش را نداشتم رضایت دادم و او را به خانه بردیم. چند روزی پسرم در خانه بود اما چون خونریزی داشت مجبور شدم دوباره او را به بیمارستانی در کرمانشاه ببرم. پسرم 4 روز در آنجا بود اما پزشکان گفتند به خاطر آسیبی که به چشمش وارد شده باید به تهران منتقل شود.»

    روایت مانی و مادرش مثل روایت همه کولبرهایی است که ساکن شهرهای مرزی هستند. روایت تکرار رنج و درد مرز نشینی، روایت ماموران معذور، روایت تیر و دستگیری و سقوط از دامنه های صعب العبور، روایت درد، روایت فراموش شدگی، روایت بار سنگینی که به دوش می کشند تا از سنگینی بار زندگی بکاهند.

    حالا مانی حال خوشی ندارد، زخمی است و رویای رسیدن به درس و مدرسه نشسته کنار رویای سلامتی و دوباره سرپا شدن و تماشای دنیا با همه زشتی و زیبایی اش، رویایی که او را رها نمی کند.

    تا سالها پیش، کولبری شغلی مردانه بود که برخی مرز نشینان از سر اجبار و سختی زندگی به آن رو می آوردند، اما معیشت مرزنشینان آنقدر برای مدیران مرکزنشین بی اهمیت بوده که حالا کودک و نوجوان و زن و مرد همه برای امرار معاش راهی جز کولبری ندارند. جانشان را به دست می گیرند و به کوه می زنند.

    هر بار خبری از شلیک به کولبران، سقوطشان از ارتفاع، کشته شدنشان در درگیری با ماموران مرزی و… منتشر می شود، نگاهی گذرا به مسائل کولبران می شود، تحلیل هایی از وضعیتشان ارائه می شود و دیگر هیچ. رنج کولبران اما با این مرورهای هرازگاه، پایان پیدا نمی کند.

    جمعیت امام علی (ع) در فعالیتها و شناسایی هایی که در مناطق مرزی غرب کشور داشته و دارد، بارها با کولبرانی که در اوج فراموشی با روزگار می جنگند و سرنوشتشان با کوه و برف و دامنه های زمخت زاگرس گره خورده روبرو شده است. اما حل مشکلات کولبران نیاز به سیاستگذاری های کلان دارد، تصمیماتی که باید برای وضعیت معیشتی مردم مرز نشین گرفته شود تا کودکی برای ابتدایی ترین حق خود که تحصیل است، بار بی مسئولیتی ها را به دوش نکشد و از ارتفاع بی تفاوتی ها سقوط نکند.


    • پستوهای پنهان و هزاران درد نهفته در آن‌ها!
    • تعریف کار کودک
    • ۶ توصیه رفتاری در مواجهه با کودکان کار
    https://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2018/12/سقوط-استعدادها-از-کوه.jpg 608 1080 نیما مختاریان http://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png نیما مختاریان2020-09-15 17:50:592020-09-24 00:17:01سقوط استعدادها از کوه
    صفحه 58 از 320«‹5657585960›»

    اطلاعات تماس

    آدرس:  تهران، میدان فردوسی، خیابان شهید سپهبد قرنی، جنب بیمارستان آپادانا، پلاک ۱۳۵، طبقه ۲، واحد ۴
    شماره تلفن: ۸۸۸۳۴۵۶۷-۰۲۱
    زمان پاسخگویی: شنبه تا چهارشنبه، ساعت ۱۰ الی ۱۶

    حمایت مالی

    شماره حساب:
    شماره کارت:
    شبا:

    درگاه پرداخت آنلاین

    نماد اعتماد الکترونیکی

    کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت برای جمعیت امام علی محفوظ است ۲۰۲۳ ©
    • Twitter
    • Instagram
    • Facebook
    • Youtube
    • درباره ما
    • طرح‌ها
    • خانه‌های ایرانی
    • تماس
    • EN
    مشاركت در خريد و ساخت خانه علم براى بيش از٢٠٠كودک درگير چرخه كار در كرج... آثار کودکان هنرمند خانه ایرانی شهرری
    رفتن به بالا