لباس متحدالشکل؛ تنها راهحل موجود برای حل معضل زبالهگردی کودکان!
اول مهر است و کودکان همه سرمست از کیف و کتاب نو در کوچه و خیابان در حال خنده و شیطنت دیده میشوند؛ اما او کیف و کتاب ندارد. او به مدرسه نمیرود. کودکیاش تنها با سر کردن در سطلهای زبالهی شهر و جوریدن آشغالها خلاصه شده و در خطر بیماریهای متعدد است که از تماس تن نحیف یک کودک با زباله عارض میشود.
این کودکان به زودی ممکن است ستون فقراتشان در این کار آسیب جدی ببیند و تا آخر عمر زجر بکشند. خواب و خوراک درستی ندارند. اغلب بیش از ده ساعت در روز باید کار کنند و برای زبالهگردی باید به این و آن باج دهند و حتی از مامورین کتک بخورند؛ حتی اگر برای پیمانکاران رسمی کار کنند. در جایی که این کودکان میخوابند، دوستان صمیمیشان موشها،سوسکها و مگسها هستند. کودکی آنها با آسیبهای پیچیده عجین است. حضورشان از کوچکی در یک کارگاه بازیافت، احتمال تجاوز و سواستفاده را چند برابر میکند؛ اما حالا با یک حرکت هوشمندانه(!) مشکلات ایشان دیگر حل شده است!
پذیرفتن این که بخشی از کودکان جامعهی ما حقشان زیستن و بزرگ شدن در میان زبالههاست و سر و شکل دادن به این داستان، جدا آدم را یاد این شعر باباطاهر میاندازد که:
تو که مرهم نِهای بر داغ ریشُم
نمکپاش دل ریشُم چرایی؟
به رسمیت شناختن زبالهگردی کودکان، که طبق مقاولهنامهی ۱۸۲ سازمان جهانی کار و آییننامه مصوب هیات دولت در وزارت کار، از مصادیق کارهای پرخطر برای کودکان به شمار میرود جدا باعث حیرت و تعجب است و دادن لباس متحدالشکل به کودکان به نوعی میتواند معاونت در جرم بهکارگیری کودکان در مصادیق کارهای پرخطر محسوب شود.
یک نظر بدبینانه حتی میتواند این باشد که لباس متحدالشکل برای کودکان تحت استثمار در مراکز بازیافت جهت تمایز کودکان این مراکز با افرادی است که به طور آزاد کار میکنند و شهرداری از آنها با عنوان زبالهدزد یاد میکند. این یعنی کمک به عدم کاهش سود پیمانکاران شهرداری!
امروز کشورهای متعددی در جهان پروژههای موفق با در نظر گرفتن مصالح عالیهی کودکان داشتهاند و تعداد کودکان درگیر کارهای پرخطر در جهان با برنامهریزی صحیح و اجرای دقیق دولتها چیزی در حدود نود میلیون نفر از سال ۲۰۱۰ تا کنون کاهش داشته است؛ اما متاسفانه ما ضمن به رسمیت شناختن یکی از مظاهر کار پرخطر کودک، بیاثرترین و ظاهریترین راهکار را برای این شیوهی استثمار کودکان برای به جیب زدن سودهای میلیاردی عدهای، اتخاذ کرده و به آن هم می بالیم. شرم بر ما!!!
#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست
- رنج و گنج زبالهها
- هفت باور عمومی غلط و رایج دربارهی زبالهگردی کودکان
- روایت جمعیت امام علی از وضعیت “احد” و “صمد” و بیانیه جمعیت پیرامون مرگ این دو کودک زباله گرد






































با سلام و احترام. آیا حضوری میشه به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی سر زد و با بچههای مشغول در اونجا گفت و گو کرد؟
اگر میشه لطفا بفرمایید چه ساعاتی و چه روزهایی امکانپذیر هست؟
برای حضور در خانه های ایرانی، باید فرم داوطلبی پر در سایت جمعیت پر کنین. به این آدرس
http://imamalisociety.org/%d9%81%d8%b1%d9%85-%d8%b9%d8%b6%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86/
شما اونجا فقط به بچه های ایرانی درس میدین؟ براتون فرقی داره ایرانی یا غیر ایرانی بودن؟
برای ما کودک، کودک است. تفاوتهای نژادی، قومیتی، مذهبی، رنگ پوست و ….. در فعالیتهای ما هیچ تاثیری ندارد. ذات پاک کودکان، گناهی ندارد و تنها معیار ما، معضلاتی است که به کودک رنج میدهد.
همه میگن فعلا یکم سر و وضع خودمون رو بهبود ببخشیم بعد میریم سراغ کار داوطلبانه، من میگم اگه میخواین سر و وضعتون بهبود بخشیده بشه و حس کنین در زندگیتون به خواستههاتون رسیدین، فعالیت داوطلبانه کنین. فعالیت تو خونه ایرانی احمدآباد سرآغاز مجموعهای از حس و حال خوب تو زندگی بوده برای من
خانه ای پر از صفا و عشق و معرفت….❤