جمعیت امام علی
  • خانه
  • درباره ما
    • تاریخچه و فعالیت‌ها
    • منشور اخلاقی
    • ماموریت و اهداف
    • اساسنامه
    • ساختار سازمانی
    • شارمین میمندی‌نژاد مؤسس جمعیت امام علی
    • زهرا رحیمی مدیر عامل جمعیت امام علی
    • کمیته‌های جمعیت امام علی
    • سوالات متداول
  • خانه‌های ایرانی
    • خانه‌های علم
    • خانه‌های اشتغال
    • خانه هنر
    • باشگاه هواداران
    • خانه درمان
    • آدرس خانه‌های ایرانی
  • طرح‌ها
    • آیین کوچه گردان عاشق
    • آیین هفت‌ سین برکت
    • آیین کعبه کریمان
    • آیین طفلان مسلم
    • آیین صفای سعی
    • آیین شام عیاران
    • آیین یلدا در کوچه‌‌های فقر
    • باشگاه ورزشی پرشین
    • طرح از مهر بگو
    • جشنواره بوی عیدی
  • سمینارها
    • همایش سیل
    • سمینار تخصصی اعتیاد کودکان و نوجوانان
    • سمینار تخصصی کودکان کار
    • سمینار ازدواج کودک
    • سمینار کودک آزاری
  • رسانه
    • اخبار
    • یادداشت‌ها
    • نشریات
  • حمایت مالی
    • حمایت مالی
    • گزارش حسابرسی
    • حامیان
  • فرم عضویت داوطلبان
  • تماس با ما
  • EN
  • جستجو
  • منو
  • معرفی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی
  • معضلات منطقه و چالش ها
  • معرفی تیم های خانه ایرانی احمدآباد مستوفی
  • تماس با خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

شکل گیری خانه ایرانی احمدآباد مستوفی به حدود 6 سال قبل و به آیین کوچه گردان عاشق سال 92 باز می‌­گردد. جایی که نیازهای یک ماه خانوارهای نیازمند در قالب طرحی یکپارچه توسط عاشقان کوچه‌­گرد و به رسم مولا علی (ع) به درب منازل آن­ها، حمل می‌­شود. فقر شدید فرهنگی و مالی علی­‌الخصوص در منطقه نوروزآباد باعث شد که اعضای داوطلب جمعیت به دنبال راه ­حلی پایدار جهت حمایت بخشی از کودکان درگیر معضل باشند.

پس از کوشش­‌های فراوان و انجام تحقیقات میدانی و شناسایی خانواده­‌های درگیر معضل، سرانجام خانه ایرانی احمداباد مستوفی در پاییز 93 و با تحت حمایت قراردادن 70 کودک محروم از تحصیل و کودک کار فعالیت خود را آغاز کرد.

احمدآباد مستوفی

احمدآباد مستوفی

معضلات منطقه

همه معضلات اجتماعی موجود در منطقه احمدآباد مستوفی را می توان ناشی از فقر فرهنگی و فقر مالی دانست. با این حال، کودکان این منطقه بیشتر درگیر 4 معضل زیر هستند:

محرومیت تحصیلی

علی رغم اینکه طرح فرمان، برای تسهیل آموزش فرزندان مهاجر، در کل کشور اجرا شد، اما اجرای این طرح در منطقه احمدآباد مستوفی با چالش­ های اساسی مواجه بوده است. شاید اصلی ترین چالش پیش رو در اجرای طرح مذکور در این منطقه را بتوان کمبود فضای آموزشی عنوان کرد.

با این حال، در صورت برطرف شدن مشکل کمبود فضاهای آموزشی، باز هم شمار زیادی از کودکان از تحصیل باز خواهند ماند. چرایی این مساله را باید با حساسیت بیشتری دنبال کرد. کبر سنی کودکان و امکان پذیر نبودن تحصیل آنان در کنار سایرین، پیگیری نکردن خانواده ها برای انجام امور دفتری قبل از ثبت نام، روزهای محدود اعلام شده برای دریافت برگه حمایت تحصیلی (کارت آبی) و بسیاری از موانع دیگر، همه و همه در کنار هم باعث شده که جمعیت کودکان محروم از تحصیل با در نظر گرفتن مهاجرت های متعدد، روز به روز بیشتر شود.

کار اجباری و زباله گردی کودکان

برای پی ­بردن به وجود کودکان کار، نیازی به یافتن کارگاه­ های زیرزمینی نیست. دقایقی در خیابان های منطقه قدم زدن، برای دیدن انبوه کودکان با سوابق شغلی چند ساله کافیست. کودکانی که به جای تحصیل، به کار کردن وادار شده­ اند و از اوان کودکی عرق ریخته و هیچوقت طعم شیرین کودکی و بازی هایش را نچشیده اند.
کار کودکان در این منطقه را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد، دسته اول کودکان زباله گرد و دسته دوم، کودکانی که به سایر مشاغل همچون کارگری ساختمان و کارگاه های تولیدی روی آورده اند.

اما آنچه بیشتر مایه نگرانی است، وضعیت اسفبار کودکان زباله گرد منطقه است. اغلب این کودکان برای تامین هزینه های خانواده به اجبار از طرف سرپرستان خود، از سنین پایین به کار گماشته می شوند و ساعت های بسیاری را به تفکیک دستی و جمع کردن آن ها می پردازند. کیسه بر دوشانی کوچک که در ازای دریافتی ناچیز در معرض صدمات و آسیب های جبران ناپذیر بسیاری قرار دارند. این کودکان به واسطه تماس مستقیم و مداوم با انواع زباله ها، در معرض بیماری های بسیار خطرناک و گاه ناشناخته عفونی قرار می گیرند.

این کودکان از نظر تحصیلی عموما در وضعیت مناسبی قرار ندارند. عده ای به ناچار ترک تحصیل کرده اند تا بتوانند ساعات بیشتری به کار بپردازند، عده ای هم از همان ابتدا به دلایل متعدد مدرسه نرفته و بی­سواد مانده اند و مابقی هم علی­رغم حضور در مدرسه، به علت مشغله های کاری پیشرفتی نداشته و مورد سرزنش اطرافیان قرار می گیرند.

ناگفته نماند که در بررسی های به عمل آمده در شناسایی های طرح کعبه کریمان -با محوریت برآورده ساختن آرزوهای کودکان زباله گرد- به تفاوت های قومی در نگرش به مساله کار کودکان و نوع آن، پی برده شد. به این معنی که قومیت های مختلف مهاجرین نسبت به مساله کار اجباری کودکان و بالاخص زباله گردی، دیدگاه های متفاوت و گاه متضادی را دارند.

ازدواج اجباری کودکان

ازدواج زودهنگام کودکان، که به صورت غیر مستقیم، تبعات فراوانی که در پی دارد، از دید تمامی سازمان های بین المللی حقوق بشر اعم از سازمان ملل متحد ، یونیسف و … به عنوان یک معضل در جوامع بشری امروز شناخته می شود.

همه روانشناسان بر این عقیده هستند که دوران کودکی یک انسان به جهت ماهیت سازندگی و تکامل یافتگی بی مثالش، نباید به بهانه علل دیگری، تباه شود و یک کودک باید در دوران کودکی از اولیه ترین حقوق خود برخوردار باشد و فرصت این را داشته باشد تا با بروز خود در این دوران، زمینه برای شکل گیری شخصیت فردی و اجتماعی اش فراهم شود. ازدواج زودهنگام از جمله موانع رشد کودک تلقی شده و عاملی بازدانده برای تکامل شخصیتی او محسوب می شود.

مشکلات درمانی

شاید مهمترین عامل در گستردگی مشکلات درمانی حاد بین مردم منطقه را باید در فرهنگ زندگی و عادات نادرست آن­ها جست. علاوه بر این عدم بهره­ مندی اکثریت غالب مهاجرین از خدمات بیمه ای درمان و در دسترس نبودن پزشکان و امکانات زیرساختی درمان، به طور قابل توجهی بر حجم این مشکلات می افزاید. کودکان بسیاری از سوتغذیه رنج می برند. دختران اغلب با بیماری های زنان دست و پنجه نرم می کنند و پسران هم به واسطه کار زباله گردی گرفتار بیماری­های عفونی هستند.

1- محرومیت تحصیلی

علی رغم اینکه طرح فرمان، برای تسهیل آموزش فرزندان مهاجر، در کل کشور اجرا شد، اما اجرای این طرح در منطقه احمدآباد مستوفی با چالش­ های اساسی مواجه بوده است. شاید اصلی ترین چالش پیش رو در اجرای طرح مذکور در این منطقه را بتوان کمبود فضای آموزشی عنوان کرد.

با این حال، در صورت برطرف شدن مشکل کمبود فضاهای آموزشی، باز هم شمار زیادی از کودکان از تحصیل باز خواهند ماند. چرایی این مساله را باید با حساسیت بیشتری دنبال کرد.

کبر سنی کودکان و امکان پذیر نبودن تحصیل آنان در کنار سایرین، پیگیری نکردن خانواده ها برای انجام امور دفتری قبل از ثبت نام، روزهای محدود اعلام شده برای دریافت برگه حمایت تحصیلی (کارت آبی) و بسیاری از موانع دیگر، همه و همه در کنار هم باعث شده که جمعیت کودکان محروم از تحصیل با در نظر گرفتن مهاجرت های متعدد، روز به روز بیشتر شود.

احمدآباد مستوفی
احمدآباد مستوفی

2- کار اجباری و زباله گردی کودکان

احمدآباد مستوفی ، مامنی برای کودکان کار!

برای پی ­بردن به وجود کودکان کار، نیازی به یافتن کارگاه­ های زیرزمینی نیست. دقایقی در خیابان های منطقه قدم زدن، برای دیدن انبوه کودکان با سوابق شغلی چند ساله کافیست. کودکانی که به جای تحصیل، به کار کردن وادار شده­ اند و از اوان کودکی عرق ریخته و هیچوقت طعم شیرین کودکی و بازی هایش را نچشیده اند.
کار کودکان در این منطقه را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد، دسته اول کودکان زباله گرد و دسته دوم، کودکانی که به سایر مشاغل همچون کارگری ساختمان و کارگاه های تولیدی روی آورده اند.

اما آنچه بیشتر مایه نگرانی است، وضعیت اسفبار کودکان زباله گرد منطقه است. اغلب این کودکان برای تامین هزینه های خانواده به اجبار از طرف سرپرستان خود، از سنین پایین به کار گماشته می شوند و ساعت های بسیاری را به تفکیک دستی و جمع کردن آن ها می پردازند.

کارگاه زباله گردی کودکان!

کیسه بر دوشانی کوچک که در ازای دریافتی ناچیز در معرض صدمات و آسیب های جبران ناپذیر بسیاری قرار دارند. این کودکان به واسطه تماس مستقیم و مداوم با انواع زباله ها، در معرض بیماری های بسیار خطرناک و گاه ناشناخته عفونی قرار می گیرند.

این کودکان از نظر تحصیلی عموما در وضعیت مناسبی قرار ندارند. عده ای به ناچار ترک تحصیل کرده اند تا بتوانند ساعات بیشتری به کار بپردازند، عده ای هم از همان ابتدا به دلایل متعدد مدرسه نرفته و بی­سواد مانده اند و مابقی هم علی­رغم حضور در مدرسه، به علت مشغله های کاری پیشرفتی نداشته و مورد سرزنش اطرافیان قرار می گیرند.

ناگفته نماند که در بررسی های به عمل آمده در شناسایی های طرح کعبه کریمان -با محوریت برآورده ساختن آرزوهای کودکان زباله گرد- به تفاوت های قومی در نگرش به مساله کار کودکان و نوع آن، پی برده شد. به این معنی که قومیت های مختلف مهاجرین نسبت به مساله کار اجباری کودکان و بالاخص زباله گردی، دیدگاه های متفاوت و گاه متضادی را دارند.

3- ازدواج اجباری کودکان

ازدواج زودهنگام کودکان، که به صورت غیر مستقیم، تبعات فراوانی که در پی دارد، از دید تمامی سازمان های بین المللی حقوق بشر اعم از سازمان ملل متحد ، یونیسف و … به عنوان یک معضل در جوامع بشری امروز شناخته می شود.

همه روانشناسان بر این عقیده هستند که دوران کودکی یک انسان به جهت ماهیت سازندگی و تکامل یافتگی بی مثالش، نباید به بهانه علل دیگری، تباه شود و یک کودک باید در دوران کودکی از اولیه ترین حقوق خود برخوردار باشد و فرصت این را داشته باشد تا با بروز خود در این دوران، زمینه برای شکل گیری شخصیت فردی و اجتماعی اش فراهم شود. ازدواج زودهنگام از جمله موانع رشد کودک تلقی شده و عاملی بازدانده برای تکامل شخصیتی او محسوب می شود.

احمدآباد مستوفی

4- مشکلات درمانی

شاید مهمترین عامل در گستردگی مشکلات درمانی حاد بین مردم منطقه را باید در فرهنگ زندگی و عادات نادرست آن­ها جست. علاوه بر این عدم بهره­ مندی اکثریت غالب مهاجرین از خدمات بیمه ای درمان و در دسترس نبودن پزشکان و امکانات زیرساختی درمان، به طور قابل توجهی بر حجم این مشکلات می افزاید.

کودکان بسیاری از سوتغذیه رنج می برند. دختران اغلب با بیماری های زنان دست و پنجه نرم می کنند و پسران هم به واسطه کار زباله گردی گرفتار بیماری­های عفونی هستند.

چالش ها

مافیای زباله یکی از اصلیترین چالش‌های خانه ایرانی احمدآباد در راه مبارزه با زباله گردی کودکان است. همچنین، حضور قومیت‌های مختلف افغانستانی خود از دیگر چالش‌ها است. قومیت‌های مختلف، فرهنگ و رفتار و آداب و رسوم مختلفی دارند. این تفاوت‌ها، باعث چالش‌های زیر شده است:
• ارتباط با معتمدین خانواده‌ها
• حضور پسرها در باندهای خلافکاری
• بی‌انگیزگی نوجوانان
• زنان سرپرست خانوار

برای عضویت در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی، کلیک کنید.

همان طور که اشاره شد، این­‌ها تنها بخشی از مشکلات و معضلات اجتماعی کودکان این منطقه است. معضلات پیچیده‌ای هم‌چون کودکان بدون مدارک هویتی، بدسرپرستی والدین به جهت اعتیاد، کودک آزاری و همسر آزاری از جمله مشکلات شایع دیگری است که باید برای حل آنها، اقدام صورت گیرد.

احمدآباد مستوفی

احمدآباد مستوفی

برای حمایت مالی از خانه ایرانی احمدآباد کلیک کنید.

معرفی تیم های خانه ایرانی احمد آباد مستوفی


اعضای داوطلب خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

اعضای خانه ایرانی احمدآباد مستوفی مانند تمام مراکز دیگر جمعیت امام علی (ع) داوطلبینی هستند که اکثر آن ها را دانشجویان تشکیل داده اند. داوطلبین خانه ایرانی احمد آباد مستوفی هر یک با توجه به توان و علاقه خود در قسمت‌های مختلف همکاری می کنند. همکاری در تیم های مختلف خانه ایرانی احمد آباد مستوفی فرصت یادگیری و کسب تجربه را برای داوطلبین فراهم آورده است.

به علاوه داوطلبین می‌توانند تخصص و تجربیات خود را نیز با توجه به نیاز مددجویان، منتقل کنند یا از آن ها در موارد مورد نیاز، استفاده نمایند. بنابراین همکاری با خانه ایرانی احمد آباد مستوفی و به صورت کلی تر، انجام کارهای داوطلبانه، یک فرصت برد- برد برای مددجو و مددکاران و داوطلبین خواهد بود.

احمدآباد مستوفی

بخش های فعال خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

در حال حاضر، فعالیت های خانه ایرانی احمدآباد مستوفی در پنج بخش کلی خلاصه می شود:

  1. آموزش: فعالیت های آموزشی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی در سه بخش ورزش، هنر و آموزش های درسی خلاصه می شود. مددجویان علاوه براینکه با یادگیری این مهارت ها، فرصت های آینده خود را بهبود می بخشند، می توانند علاقه و استعداد واقعی خود را نیز در این راه پیدا نمایند.
  2. درمانی: در حال حاضر، فعالیت های درمانی خانه ایرانی احمد اباد مستوفی مربوط می شود به دو بخش پزشکی و مددکاری. با توجه به مشکلات موجود در این منطقه، وجود این دو بخش در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی الزامی است.
  3. کارآفرینی: یکی از راهکارهای مناسب برای رفع معضلات موجود در منطقه، کارآفرینی و اشتغال‌زایی است. تیم کارآفرینی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی سعی دارد با ایجاد مدلی مناسب، راهکاری مطمئن برای رفع معضلات اقتصادی خانواده‌ها پیدا کند.
  4. روابط عمومی: بخش روابط عمومی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی با هدف معرفی و امورات بیرونی خانه، تشکیل شده است. این قسمت متشکل از سه تیم روابط عمومی، تولید محتوا و تبلیغات است.
  5. امورات داخلی: آخرین بخش مربوط به قسمت‌های مدیریتی و امورات داخلی خانه از قبیل تدارکات، منابع انسانی، مالی و مستندات است.

آموزش خانه ایرانی احمداباد مستوفی

به صورت کلی می‌توان چشم‌انداز و اهداف تیم آموزش و در مفهوم عام‌تر، هدف آموزش خانه ایرانی احمدآباد مستوفی را به صورت زیر خلاصه و بیان نمود:

  1. افزایش مهارت کودکان در زمینه‌های درسی، اجتماعی. ایجاد بستر مناسب برای علایق و توانایی‌های کودکان.
  2. ایجاد اتحاد و همدلی میان کودکان
  3. تعریف کلاس‌های مناسب مرتبط با سن و شرایط هر کودک
  4. ارتباط مناسب با کودک و گزارش موارد مهم به تیم مددکاری
  5. تعریف کلاس‌های مناسب برای ارتباط با کارآفرینی
  6. پیگیری تحصیلی کودکان

در حال حاضر کلاس‌های سوادآموزی مادران، زبان انگلیسی، خلاقیت/ نقاشی، مهارت‌های زندگی، کتابخوانی، قصه‌گویی، نویسندگی، کلاس‌های تقویتی درسی، سفال‌گری، تئاتر، عکاسی و کامپیوتر در بخش آموزش در حال برگزاری است. علاوه براین، کلاس کاراته و فوتبال نیز برای پسرهای خانه ایرانی احمدآباد مستوفی در حال برگزاری است. در ادامه آلبوم تصاویر کلاس‌های درسی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی نمایش داده می‌شود.

احمدآباد مستوفی

حضور کودکان در مسابقات دارت، مسابقات کاراته، همچنین کسب مدال بین المللی و کشوری کاراته توسط دختران نوجوان خانه ایرانی، کسب مدال منطقه‌ای دارت توسط کودکان خانه ایرانی از دستاورد های برگزاری این کلاس ها در خانه ایرانی احمد آباد مستوفی است

کلاس خلاقیت خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

کلاس کاراته خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

کلاس درس خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

کلاس کتابخوانی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

در حال حاضر 80 کودک در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی مشغول تحصیل هستند.

کارآفرینی خانه ایرانی احمداباد مستوفی

کارآفرینی خانه ایرانی احمد آباد از اردیبهشت 98 فعالیت خودرا آغاز کرده است. به صورت کلی می‌توان چشم‌انداز و اهداف تیم کارآفرینی و در مفهوم عام‌تر، هدف کارآفرینی و اشتغال خانه ایرانی احمد آباد مستوفی را به صورت زیر خلاصه و بیان نمود:

  1. الگوسازی از میان مادران و دختران منطقه هدف و دادن روحیه خودباوری اقتصادی برای تولید محصول و ارزش افزوده
  2. نقش تسهیلگری در توانمندسازی اقتصادی مادران، دختران و پسران منطقه هدف و کمک به خروج آن ها از معضلات موجود احتمالی اعم از کار کودک و زباله گردی کودک و ازدواج کودک و کودک آزاری و ….
  3. آگاه سازی عمومی در منطقه هدف و بطور کلی جامعه، در رابطه با معنای صحیح کارآفرینی اجتماعی با ایجاد نمونه‌ای کوچک و موفق از آن و همچنین ارتقا و تعمیم آن به فضای کلی جامعه به عنوان یک سیستم موفق برای پیشبرد اهداف تعیین شده

خانه ایرانی احمدآباد مستوفی در حال حاضر دفترچه‌هایی چاپ می‌کند که بر روی جلد آن، نقاشی‌های کودکان که خروجی کلاس‌های درسی آنان است، نقش بسته است. تولید این محصول کمک شایانی به روحیه کودکان مشارکت‌کننده نموده و باعث شده است فرایند بهبود مشکلات روحی ناشی از معضلات موجود در منطقه، تسهیل شود.

همچنین کلاس‌هایی برای دختران نوجوان با مهارت گلدوزی و قلاب‌بافی برگزار شد. پسران نوجوان نیز با هدف خروج از چرخه کار اجباری کلاس هایی در بخش سوزن دوزی با هدف تولید بند دوربین و کیف داشته اند.

قبلیبعدی
احمدآباد مستوفی
خانه ایرانی احمدآباد مستوفی
احمدآباد مستوفی
احمد اباد مستوفی
احمداباد مستوفی
خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

خانه ایرانی احمد آباد مستوفی را دنبال کنید

می‌توانید از طریق شبکه‌های اجتماعی زیر، خانه ایرانی احمد اباد مستوفی را دنبال کنید.

اینستاگرام خانه ایرانی احمدآباد مستوفی
تلگرام خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

از هم اکنون داوطلب خانه ایرانی احمد اباد مستوفی شوید

شما هم تمایل دارید با خانه ایرانی احمدآباد مستوفی همکاری نمایید؟

برای همکاری با خانه ایرانی احمدآباد مستوفی می توانید هم اکنون فرم داوطلبی را پر کنید. همچنین در صورت تمایل می توانید با روابط عمومی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی به شماره 09357228879 تماس بگیرید.

مسیر دسترسی به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی از تهران

برای حضور در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی از تهران می‌توانید خود را به میدان آزادی برسانید. از آنجا می‌توانید سوار تاکسی‌های اسلامشهر- احمدآباد شوید و در وسط مسیر، بعد گذشتن از خیابان بسیج، در خیابان لاله‌های پنجم (تابلوی شام مهتاب) از تاکسی پیاده شوید. از آنجا بعد از حدود 10 دقیقه پیاده روی، به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی می‌رسید.

همچنین از میدان آزادی می‌توانید به ابتدای خیابان سعیدی جنوب رفته و بعد از اتوبوس‌های اسلامشهر، سوار اتوبوس‌ احمد آباد مستوفی شوید. از راننده بخواهید شما را در ابتدای خیابان شهید خورشیدی پیاده کند. از آنجا می‌توانید بعد از حدود 5 دقیقه پیاده روی، به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی برسید. برنامه حرکت اتوبوس‌های احمدآباد مستوفی از میدان آزادی به صورت زیر است.

برنامه حرکت اتوبوس های احمدآباد مستوفی

در صورتی که خودروی شخصی داشته باشید یا بخواهید از تاکسی‌های آنلاین استفاده نمایید نیز رفت و آمد به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی بسیار راحت است و می‌توانید بدون دردسر، به این محل مراجعه کنید.

مسیر دسترسی به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی از اسلامشهر

برای حضور در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی از اسلامشهر، می‌توانید به میدان نماز رفته و از ضلع شمالی میدان، سوار تاکسی‌های احمدآباد مستوفی شوید. برای برگشت نیز می‌توانید از چهارراه ولیعصر احمدآباد مستوفی، سوار تاکسی‌های اسلامشهر شده و در میدان نماز پیاده شوید. مسیر دسترسی از اسلامشهر با خودروی شخصی یا تاکسی آنلاین نیز بسیار ساده است و می‌توانید بدون هیچ دغدغه‌ای، به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی مراجعه نمایید.

The last comment and 6 other comment(s) need to be approved.
6 پاسخ
  1. علی
    علی گفته:
    2021-03-27 در 15:27

    با سلام و احترام. آیا حضوری میشه به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی سر زد و با بچه‌های مشغول در اونجا گفت و گو کرد؟
    اگر میشه لطفا بفرمایید چه ساعاتی و چه روزهایی امکان‌پذیر هست؟

    پاسخ
    • نوید
      نوید گفته:
      2021-10-27 در 12:47

      برای حضور در خانه های ایرانی، باید فرم داوطلبی پر در سایت جمعیت پر کنین. به این آدرس
      http://imamalisociety.org/%d9%81%d8%b1%d9%85-%d8%b9%d8%b6%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86/

      پاسخ
  2. سایدا
    سایدا گفته:
    2019-11-11 در 14:02

    شما اونجا فقط به بچه های ایرانی درس میدین؟ براتون فرقی داره ایرانی یا غیر ایرانی بودن؟

    پاسخ
    • یکی از اعضای احمدآباد مستوفی
      یکی از اعضای احمدآباد مستوفی گفته:
      2019-11-15 در 20:03

      برای ما کودک، کودک است. تفاوت‌های نژادی، قومیتی، مذهبی، رنگ پوست و ….. در فعالیت‌های ما هیچ تاثیری ندارد. ذات پاک کودکان، گناهی ندارد و تنها معیار ما، معضلاتی است که به کودک رنج می‌دهد.

      پاسخ
  3. نوید
    نوید گفته:
    2019-09-21 در 08:31

    همه میگن فعلا یکم سر و وضع خودمون رو بهبود ببخشیم بعد میریم سراغ کار داوطلبانه، من میگم اگه میخواین سر و وضعتون بهبود بخشیده بشه و حس کنین در زندگیتون به خواسته‌هاتون رسیدین، فعالیت داوطلبانه کنین. فعالیت تو خونه ایرانی احمدآباد سرآغاز مجموعه‌ای از حس و حال خوب تو زندگی بوده برای من

    پاسخ
  4. Mehdi
    Mehdi گفته:
    2019-09-19 در 22:18

    خانه ای پر از صفا و عشق و معرفت….❤

    پاسخ

تعقیب

    دیدگاه خود را ثبت کنید

    تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
    در گفتگو ها شرکت کنید.

    دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    سخنرانی جعفر دانشپرور در بیست و دومین همایش کوچه گردان عاشق

    2021-05-06/0 دیدگاه /در خبر /توسط تیم سایت جمعیت امام علی

    آیا مطالبه عدالت سیاه نمایی است؟

    سخنرانی جعفر دانشپرور، مسئول نمایندگی استان کرمانشاه جمعیت امام علی (ع) در بیست و دومین همایش کوچه گردان عاشق

    امشب شب شهادت مولا علی است، نمی‌شود در خانه‌ای که به نام علی هست، در جمعیت امام علی و شب شهادتش، از علی نگفت و از علی حرف نزد.

    می‌خوام صحبتم را با یک سوال شروع بکنم با توجه به اتهاماتی که این مدت به جمعیت زده شده، راجع به بحث سیاهنمایی و این سوال را یه مقدار تشریح کنم، آن هم اینکه: آیا مطالبه عدالت، سیاهنماییه؟

    خب با توجه به اینکه در یک سال گذشته، جمعیت از طرف افرادی با پوشش مذهبی مورد هجمه قرار گرفته، من دوست دارم این دوستان را مورد خطاب قرار بدم و از این دوستان سوال کنم که آیا شما می‌پذیرید و قبول دارید که هر دوی ما دوست داریم به جامعه شیعی به معنای واقعی کلمه برسیم. آیا می‌پذیرید و می‌پذیریم که معنای عدالت بدون توجه به سیره مولا علی (ع) کاملا از معنی و مفهوم می‌افتد؟ و آیا می‌پذیریم که معنای علی هم بدون وجود عدالت کاملا رنگ می‌بازه؟ آیا می‌پذیریم که ما می‌خواهیم حکومتی داشته باشیم، می‌خواهیم جامعه‌ای داشته باشیم، می‌خواهیم سیستمی داشته باشیم که در مسیر سیره آن حضرت حرکت بکند؟ آیا می‌خواهیم مفهوم عدالت به عنوان جزء جدایی ناپذیر شخصیت مولا علی(ع) را ازش حذف کنیم و باز پیرو آن حضرت باشیم؟ یا نه مفهوم عدالت هم می‌خواهیم در کنارش داشته باشیم؟ خب حضرت علی یاران بسیار زیادی داشت که  تا رسیدن به  حریم سرزمین عدالت در کنارش بودند ولی وقتیکه به مرز عدالت رسیدند راهشان را از حضرت علی جدا کردند و شدند شمرِ سپاهِ  دشمنِ فرزند علی، شدند ابن ملجم ضربه زننده بر فرق مولا علی (ع)، پس اگر مولا علی را بدون  مسئله عدالت، بدون مفهوم عدالت بخواهیم پیروی کنیم؛ میشویم مثل شمر و ابن ملجم که تا آستانه عدالت پیروش بودند و یارش بودند و سربازش بودند و در مسیرش شمشیرها زدند. پس بنابراین نمی‌توانیم ادعا کنیم که می‌خواهیم پیرو آن حضرت باشیم بدون توجه به مفهوم کلمه عدالت.

    وضعیت کشور ما الان چجور است؟

    ما 20 میلیون حاشیه‌نشین داریم، یک لحظه به این عدد توجه کنید، 20 میلیون حاشیه‌نشین. آمار رسمی و غیر رسمی نیز 3 الی 5 میلیون نفر معتاد را تخمین میزند. تورم و بیکاری نیز مدت‌هاست در بین معضلات کشور سرآمد بوده‌اند. گستردگی اعتیادی هم بسیار بیشتر از عدد 3-5 میلیون است.، هر کدام از این افراد معتاد پدر، مادر، برادر، خواهر، همسر و فرزندی دارند. بنابراین مسئله 5 میلیون معتاد، تنها 5 میلیون نیست، 5 میلیون ضربدر 3، 4، 5 میشود. ده‌ها نفر تحت تاثیر آسیب‌های آن شخص معتاد قرار می‌گیرند و خدا نکند که آن معتاد درگیر مصرف شیشه شده باشد، معتادی که شیشه مصرف می‌کند، تمام دنیاش شیشه میشود. تبدیل می‌شه به یک شیطان که چاقو  دست می‌گیرد؛ روی گردن فرزندش می‌گذارد. به فرزند خودش به خانواده خودش تجاوز می‌کند. همسرش رو وادار به تن‌فروشی می‌کند. این‌ها داستان یا سیاهنمایی نیست. هر چند من کاملا با احتیاط صحبت می‌کنم که مبادا صحبت‌هایم برچسب سیاهنمایی بگیرد و از خیلی از داستان‌ها و روایت‌هایی که می‌توانم بگویم می‌گذرم. ولی باید بدانیم که این‌ها واقعیت‌های جامعه ماست که فاصله بسیار زیادی با مفهوم کلمه عدالت پیدا کرده‌است. این روزها می‌بینیم میلیون‌ها بسته معیشتی روزانه پخش میشود، در اینترنت بزنید بسته معیشتی، بسته‌های معیشتی که با عناوین مختلف توسط ساختارهای دولتی و یا مردمی توزیع می‌شود. وقتی ما می‌گوییم توزیع 2 میلیون بسته مواد غذایی یعنی می‌پذیریم که 2 میلیون گرسنه مطلق وجود دارد و سوالی که اینجا مطرح است اینه که آیا این بسته‌ها حق آن‌ها از عدالت است؟ یا صدقه‌ای که از جیب ما خارج شده و یک حس معنوی و خوب برای ما ایجاد کرده تا بگوییم بله ما یک کار خیری کردیم. کار نیکی کردیم. نه اینجور نیست، هرگز این چنین نیست و نقش دولت و سیستم‌های دولتی این نیست که بیاید بسته توزیع بکنه. دولت باید رفاه را توسعه دهد باید اشتغال ایجاد کند. باید عدالت را بسط دهد و شرایط را برای رفاه و زندگی حداقلی که نیاز به دادن کیسه نباشد فراهم کند. در صورتیکه سیستم‌های دولتی ما نقشی را که باید خیریه‌ها ایفا کنند، خودشان انجام میدهند و جلوی کار نهادهای مدنی را می‌گیرند. شاید اگر مردم در این قضیه بیشتر ورود کنند و دولت به نقش‌ حاکمیتیش در بسط عدالت و ایجاد زیرساخت‌ها بپردازد اوضاع جامعه بهتر شود. اما امروزه این نقش‌ها جا به جا شده و همه هم با یک حس افتخاری این کیسه‌ها را توزیع می‌کنند. در صورتیکه هر کیسه‌ای که حتی جمعیت امام علی (ع) توزیع می‌کند، نشان و نماد و پرچمی از وجود مسئله‌ای به اسم بی‌عدالتی است. برگردیم به سوالی که اول مطرح کردم و اینکه ایا رفتن به سمت عدالت که بخش بزرگ و اساسی از ساختار وجودی مولا علی‌ست و مطالبه آن سیاهنمایی است؟ آیا مطالبه اینکه جامعه علی‌وار کامل و بدون نقص بخواهیم، سیاهنماییست؟ اگر می‌خوایم بگوییم سیاهنماییست خب پس میشوییم همان علی که ابن ملجم دوست داشت و خیلی راحت می‌شود از او پیروی کرد. جایی کار سخت می‌شود که به مفهوم کلمه عدالت برسیم. یک زمانی در این مملکت جنگ اتفاق افتاد؛ در اثر خیانت سران اون زمان مملکت که هیچکس خبر نداشت عراق آمده، شهرها را گرفته، تا به خودمان آمدیم، گیلان غربمان رفت، خرمشهر ما رفت، آبادان ما تحت محاصره قرار گرفت. سوسن‌گرد  ما رفت و کسی خبر نداشت که چه حادثه‌ای اتفاق می‌افتد و شهرهای ما از دست میرود. من می‌خواهم امروز هشدار بدهم که شهرهای ما محله‌های ما دارند از دست می‌روند. دروازه‌غار،خاکسفید، جعفرآباد، زورآباد کرمانشاه، شهرک‌ پدر کرمان و قلعه ساختمان دارد از دست می‌رود.وظیفه ما به عنوان مردم، به عنوان دلسوزان این آب و خاک اینست که بگوییم جنگ شده که شهرهای ما دارند به دست دیو پلیدی به اسم اعتیاد از دست می‌روند. در دست غول وحشتناک و ترسناکی به اسم اعتیاد که آرام و بی‌صدا پدر خانواده را اسیر می‌کند. بعد بچه خانواده را اسیر می‌کند. زن خانواده را اسیر می‌کند و پیش می‌رود و نابود می‌کند. حقیقت کار ما وظیفه ما به عنوان افرادی که مملکتمان را دوست داریم، عاشق این آب و خاک هستیم این است که بدانیم جنگی در صحنه معضلات اجتماعی رخ داده که نه تنها مفهوم عدالت را پاک کرده و از بین برده بلکه نقطه به نقطه کشور ما را به نابودی می‌کشد. ما نه به عنوان کسیکه شعار بدهد و دور بایستد، که بله کشور اینجوری و آنجوری شده، بلکه به عنوان کسیکه دلسوزانه میگوید من به این مسئله انتقاد دارم بیا باهم حلش کنیم ،در میدان هستیم، می‌گویم ما اولین نفر می‌رویم شما هم بیایید به ما کمک کنید. پس این مطالبه نمی‌تواند برچسب سیاهنمایی بگیرد. این بازگشت به عدالت؛ حقیقت مفهوم نام مولا علی (ع) است. اگر ما به عنوان کسانیکه می‌خواهیم پیرو مولا علی (ع) باشیم ازین مسئله بگذریم حق  مفهوم عدالت و در حق مفهوم مولا علی (ع) ظلم کردیم. من خواهش می‌کنم از دوستانی که دلسوز این مملکت هستند و نسبت به جمعیت امام علی دچار سوء تفاهم شدند. همه اینجوری نیستند که دشمن جمعیت باشند ودارند علیه جمعیت کار می‌کنند. عده‌ای دچار سوءتفاهم شدند. خواهش می‌کنم این دوستان بیایند با توجه به وجدان با توجه به اخلاق، توجه بکنند که ما دنبال مطالبه عدالت هستیم. هرگز دنبال این نبودیم که خدایی نکرده دنبال رفتاری به اسم سیاهنمایی باشیم، این کلمه باعث میشود که دست ما برای اطلاع رسانی در باره اعتیاد و نابودی مملکت توسط دیو اعتیاد بسته شود. نمیخواهیم به مانند پزشکی که به بیمارش می‌گوید در معرض آسیب است و اون بیمار برعلیه پزشکش هجمه میکند، شاهد این باشیم که سربازان و سرداران این میدان سخت مورد هجمه و آزار قرار بگیرند. امیدوارم همه ما که کشورمان را دوست داریم دست به دست هم دهیم برای بازگشت به  راه مولا علی و علی را تمام بخواهیم, علی را کامل بخواهیم با همه مفاهیمی که در وجود آن حضرت است مخصوصا کلمه عدالت.

     

     

    http://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png 0 0 تیم سایت جمعیت امام علی http://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png تیم سایت جمعیت امام علی2021-05-06 10:24:122021-05-06 10:24:12سخنرانی جعفر دانشپرور در بیست و دومین همایش کوچه گردان عاشق

    سخنرانی محیا واحدی در بیست و دومین همایش کوچه گردان عاشق

    2021-05-06/0 دیدگاه /در خبر /توسط تیم سایت جمعیت امام علی

    سخنرانی محیا واحدی، عضو هیات مدیره جمعیت امام علی (ع)

    نقش جمعیت امام علی در پرورش کنشگران اجتماعی؟

    موسسین جمعیت امام علی بذر چه تفکری را کاشته‌اند که جوان سرخورده و پر از سوال که نسبت به جهان‌بینی فردی و جامعه خود پر از تردید است، تبدیل به یک جوان کوشا، باهمت، بااراده، آگاه و مسئول می‌شود و در کف اجتماع خودش می‌ایستد؟ طبق آیه قرآن از دانه پاک است که درخت پاک می‌روید.  اینکه طبق یکسری از صحبتها به ما میگویند بدنه و فعل جمعیت امام علی خیلی خوب است خیلی کارهای خوبی انجام داده‌اند ولی، اما، اگر…

    این اما و اگر باید پاسخ داده شود. آنچه که جمعیت امام علی به دانشجویان و مردمی که با عشق و ایثار به جمعیت آمده‌اند، داده است، یک الگوی بسیار قوی و غنی است که با کمک گرفتن از راه مصلحین اجتماعی در طول تاریخ و بازخوانی این راه بدست آمده تا به آسیبها و مسائل جامعه خودشان آگاه شوند. اگر محمد رسول الله آیینی را ایجاد کرده، آیین همدلی و آیینی که کودکِ زنده به گور شده را حیات دوباره می‌بخشد؛ جوانی هم که وارد جمعیت می‌شود جوانیست که تا دیروز از کنار کودکی که سرچهارراه کار می‌کرده بی تفاوت میگذشته اینجا یاد می‌گیرد که او را ببیند و به وضعیتش آگاه شود، این کودک جزئی از معنا و معنویت و جامعه و جهان‌بینی و رستگاری اوست.  وقتی جوانی به محله خاک‌سفید و یا به محله‌های دیگر می‌رود مثل مسیح که به گهینوم رفت و مردم را در آغوش کشید، اینگونه تمام آیات کتاب آسمانی برای او ترجمه می‌شود. چگونه محمد رسول الله خدایی را در خود نمودار کرد که آیه بای ذنب قتلت شد؟ آگاهی‌ای که به دنبالش مسئولیت می‌آید.  چرا مسئولیت؟ به دلیل اینکه تمام جهان‌بینی شخصی که در بالای شهر زندگی میکند با کودکی که هر روزش در جهنم است، این تقابل معنا را تغییر داده. این کودک از خدایِ منِ دانشجو سوال کرد کجاست خدای تو؟؟ کجاست باور تو؟

    بی‌نهایت درد دارد وقتی که یک عده خاص با نهایت شرم‌آوری به جوانانی که خدایی را در این مسیر پیدا کردند برچسب اهانت خداناباوری می‌زنند! جوانی که چه بسا خودش در این مسیر که می‌آمد سوال می‌کرد و موسسین جمعیت امام علی ساعتها پاسخگوی او بودند تا بتوانند او را هدایت کنند که بتواند همراه آن کودک شود و او نیز بتواند سوال آن کودک را با عمل خودش پاسخ دهد و بتواند یک فضای عملگرا را دنبال کند. مفهوم مسئولیتی که منجر به این شد که یک دانشجوی داوطلب بتواند بدون اینکه نفع مادی برایش داشته باشد تماما با یک روحیه مسئولانه و اراده و توانایی تمام، برعکس دیروزش که وقتی این کودک را می‌دید حواله به حکمت خداوند‌ می‌کرد و خودش را از توان و اراده تغییر، تهی میدید، صاحب اراده و تغییری شود که اکنون می‌توانیم حاصلش را یک به یک بشماریم.  همین یک هفته پیش بود که فرزند جمعیت امام علی در محله خاک‌سفید قهرمان رباتیک شد. دقیقا از محله‌ای که می‌گفتند شهره به جرم و اعتیاد است و برای فرزندان آن محله هیچ کاری نمی‌شود کرد!

    جمعیت امام علی در این ۲۲ سال سعی کرده راه رستگاری در جامعه را در این تعریف کند که همه باید در فضای اراده و عمل باشند. رسولان خدا اگر آمدند و نقشی را تعریف کردند برای این است که همه انسانها هم اینگونه عمل کنند و نسبت به کودکان و رنج‌دیدگان جامعه‌شان پرسشگر باشند. لازم است به این حکمت نهج البلاغه اشاره کنم که خود مولاعلی (ع) هم این تذکر را می‌دهد که قطعا مسیر افرادی که دارند منکر جامعه خود را می‌شناسند و برای تغییر و اصلاحش قدم بر‌می‌دارند قطعا باید دست یعنی عمل، زبان یعنی گفتار و فکر یعنی اندیشه خودشان را به کار بگیرند؛ نمی‌شود فقط عمل داشت و گفتار نقادانه و پرسش‌گر نداشت نه برای تشویش و بهم زدن امنیت بلکه برای برقراری امنیت و برای چاره‌اندیشی و جمع کردن انسانها، هر سه رأس را باید پیمود و ما به تأسی از سیره مولاعلی (ع) هم در پندار هم در کلام و هم درعملِ جمعیت سعی کردیم منکر جامعه خودمان را بشناسیم برای ساختن جامعه‌ای که در آن یگانگی موج بزند و بین من و هیچ فرد دیگری تفاوت نباشد، اگرچه که در جمعیت امام علی، تکثر افکار، حتی تکثر ادیان و مذاهب را می‌بینید ولی همگی در یک وحدتِ تمام برای کودکان و برای دردمندان جامعه‌ی ‌خودشان می‌کوشند و این راه را ادامه خواهند داد.

    http://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png 0 0 تیم سایت جمعیت امام علی http://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png تیم سایت جمعیت امام علی2021-05-06 10:19:182021-05-06 10:19:18سخنرانی محیا واحدی در بیست و دومین همایش کوچه گردان عاشق

    سخنان مرتضی کی‌منش در بیست و دومین همایش کوچه گردان عاشق

    2021-05-05/0 دیدگاه /در خبر /توسط تیم سایت جمعیت امام علی

    دیگر امیدوار نیستیم… امیدسازیم!

    سخنان مرتضی کی‌منش عضو هئیت مدیره جمعیت امام علی(ع) در بیست و دومین همایش کوچه گردان عاشق

     

    ساعت 3 نیمه شب است. خانه‌ای در یک محله فقیرنشین. دو جوان منتظر و مراقبند تا اگر سه دخترک ربوده شده سر چهارراه، با احتمال بسیار اندکی بتوانند از دست ربایندگان خطرناکشان فرار کنند، به این خانه، یعنی خانه ایرانی پناه آورند؛ چرا که آنها در صورت فرار، نمی‌توانند به خانه‌های خودشان بازگردند و بازگشت، به معنای مورد ضرب‌وشتم شدید قرار گرفتن توسط خانواده‌هایشان است.

    ساعت 3 نیمه شب. این دو جوان از چه ساعتی آنجا هستند؟ از ساعت 10 شب و تا طلوع سپیده آنجا خواهند ماند تا شاید، شاید این بچّه‌ها بیایند… این یعنی مهر! یعنی عشق!

    50 بار مراجعه یک دانشجوی بیست‌وپنج ساله به آموزش‌وپرورش منطقه که این بچه هفت، ده، یا دوازده ساله مرا ثبت نام کنید، او هیچ‌کس را در این جهان ندارد! این یعنی عشق! یعنی صبر!

    دانشجویی درحال اپلای است که از ایران برود. با محلّات محروم آشنا می‌شود، درکنار یک کودک قرار می‌گیرد و با خود در محاسباتش می‌گوید: عدالت این است که من چهار یا پنج سال در کنار این کودک بمانم؛ چرا که من زندگی آسوده‌تری داشته‌ام؛ می‌خواهم کنار این کودک بمانم تا راهش را پیدا کند. هرچند که چهار یا پنج سال از هم‌دوره‌ای‌های خودم عقب بیفتم… این یعنی تعهد! یعنی درک مفهوم عدالت!

    دانشجویی در اوج جوانی، در اوج تمناهای وجود یک انسان، آرزویش این شده که کودک من – در محله‌ای محروم – یاد بگیرد بدون ترس صحبت کند. کودکی که زیر میز می‌رود و جرأت ندارد صدایش را ذره‌ای بالا ببرد و آرزوی معلمش این شده که روزی بالاخره این کودک بلند حرف بزند. وقت می‌گذارد و با او تئاتر کار می‌کند. روزی که بعد از سه سال کوشش، تئاتری اجرا می‌شود و آن دختربچه ده ساله صدایش را بالا می‌برد و با صدای رسا می‌خواند: «به نام خداوند جان و خرد    کزین برتر اندیشه برنگذرد»، سرود می‌خواند، شعر می‌خواند و خفتگیِ دیروزِ صدایش، امروز به رهایی می‌رسد، بزرگ‌ترین خواسته مربی جوانش برآورده شده! این یعنی آرزو!

    کلمات در جامعه ما مٌرده‌اند! اولین جمله‌ای که قصد داشتم صحبت‌هایم را با آن شروع کنم این بود: ما دیگر امیدوار نیستیم! بعد فکر کردم اصلا امید در ذهنیت امروز اجتماع ما به چه معناست و به دیگر کلمات هم فکر کردم. آیا باقی کلمات را درست فهمیده‌ایم؟ آیا این کلمات در زندگی روزمره ما زنده و جان دارند؟ آیا وقتی از عدالت صحبت می‌کنیم، از عشق، از مهر، از آزادی، از آرزو، از حق و از امید… آیا معنای اینها زنده است؟ آیا اصلاً وجود دارند؟

    اینجاست که با اتفاقی تلخ مواجه می‌شویم. سالها مثلاً می‌بینیم که واژه «عدالت» بازیچه می‌شود یا کلمه «‌امید» بازیچه می‌شود و از خود می‌پرسم که آیا این کلمات اصولا دیگر معنایی دارند؟ اگر از عدالت و عشق صحبت کنیم، چون ذات انسان میل به خوبی و زیبایی دارد، طبیعتا باید جذب شود و مشتاق شنیدن باشد، اما می‌بینیم وقتی از این کلمات سخن گفته می‌شود، با نگاه‌های توخالی مواجه می‌شویم. انگار در ذهنمان می‌گوییم خب احتمالاً این اسم یکی از میدان‌های شهر است، یا عنوان رخدادی در قدیم، یا نام پله‌ای است که یکی ساخت و از آن بالا رفت!

    بعضی کلمات در جامعه ما رنگ باخته‌اند، بعضی کلمات در جامعه ما بی‌حال  شده‌اند، بعضی کلمات در جامعه ما فوت شده‌اند، بعضی کلمات خسته شده‌اند، بعضی کلمات در جامعه ما تنها شده‌اند، بعضی کلمات در جامعه ما لگدمال شده‌اند، بعضی کلمات در جامعه ما بی‌حرمت شده‌اند، بعضی کلمات در جامعه ما نقاب شده‌اند، بعضی کلمات در جامعه ما پوستین شده‌اند، بعضی کلمات در جامعه ما خفّت شده‌اند، بعضی کلمات در جامعه ما رتبه بی‌جا پیدا کرده‌اند، بعضی کلمات در جامعه ما به دروغ آراسته شده‌اند، بعضی کلمات در جامعه ما به اشتباه پنهان شده‌اند، بعضی کلمات در جامعه ما به اشتباه عیان شده‌اند، بعضی کلمات در جامعه ما گُم شده‌اند!

    بعضی کلمات در قلب ما نیستند، هرچه به دنبالش می‌گردیم نیست، بعضی کلمات در جامعه ما بی‌تپش است و بعضی بی‌جا می‌تپند، بعضی کلمات گردن افراشته‌اند و می خواهند گردنت را خورد کنند، بعضی کلمات بی‌رحم  شده‌اند، بعضی کلماتِ بی‌رحم متولد شده‌اند که هرچه به آنها می‌نگری نه معنایی، نه خدایی و نه حقیقتی در وجودشان نیست. بعضی کلمات متورم و حجیم شده‌اند، بعضی کلمات سقفِ کوتاهِ بالای سرِ ما شده‌اند و اجازه نمی‌دهند سر بلند کنیم. بعضی کلمات ما را کوتوله می‌کنند، بعضی کلمات ما را خالی می‌کنند، بعضی کلمات ما را می‌بَرند، بعضی کلمات ما را تهی می‌کنند، بعضی کلمات از ما بدشان می‌آید و بعضی کلمات هست که ما از آنها بدمان می‌آید، درحالی که روزی عاشقشان بودیم. بعضی کلمات دیگر به اندازه ذره‌ای به ما حرکت نمی‌دهد و بعضی کلمات طوری به ما حرکت می‌دهد که حیرت می‌کنی و می‌خواهی زارزار گریه کنی. بعضی کلمات در وجود ما نشسته، رسوب کرده، ریشه کرده و بوی بدی می‌دهد، بعضی کلمات بو گرفته‌اند و بعضی کلمات، عطرِ دروغین گرفته‌اند.

    این وضعیت کلمات در «جامعه» است، حال به سراغ کلمات در «حاشیه» برویم. در حاشیه شهرها، در ایران و در تمام دنیا، بعضی کلمات قرن‌هاست مُرده‌اند. کلمه پدر در حاشیه، خیلی وقت‌ها معنا ندارد، کلمه مادر در حاشیه معنا ندارد. شاید تنها کلمه «والدین» تولیدکننده یک عدد کودک است که باید او را سر چهارراه بفرستند! تولیدکننده یک خانواده که باید برای هزینه مواد به بردگی گرفته شوند! بعضی کلمات تهی شده و نجات‌بخش نیست. آیا به این فکر می‌کنیم و دغدغه‌ای داریم که کودکی در حاشیه فقیرنشین، وقتی کلمه خدا را می‌شنود، چگونه باید به نجات فکر کند؟ در واقع چگونه باید به این فکر کند که خداوند نجات بخش من خواهد بود؟

    یک لکه سنگین و تلخ بر قلبم است که هیچ‌وقت برایم حل نشده و آن جوابی است که درباره اعتیاد نوزادان و کودکان از عده‌ای می‌شنویم. بزرگترین ظلم به دین، حقیقت و خدا این است که بگوییم این آزمایش الهی برای آن کودک است! چرا کلمات را قلب می‌کنیم؟ چرا دینِ حقیقت را دور می‌کنیم؟ چرا مردم را ذلّه ‌می‌کنیم با این سخنان؟ رفع مصیبت اعتیاد کودک، یک مسئولیت مشخص بر عهده تک‌تک ما و ارگان‌های مسئول در ایران و تمام جهان است. ما هستیم که باید این بار را از دوش نوزاد برداریم. چرا هر جا که مسئولیت‌پذیری نیاز است و ما غایب هستیم، انجام کار را به مفهومی به نام خداوند حواله می‌دهیم؟

    این کلمات در حاشیه، رنگ‌ورو باخته‌اند. مهر از بین رفته است و ریشه اعتماد سوزانده شده. چگونه کودکی که پدرش به او تعرض کرده، می‌تواند به این جهان اعتماد کند؟ از خود بپرسیم چرا کمتر پیش می‌آید کودکی در خیابان از ما بخواهد او را به خانه خود ببریم؟ جواب خیلی ساده است، چون با خود می‌گوید کاری که پدرم با من می‌کند، غریبه به مراتب بدتر از آن را بر سرم خواهد آورد! پس هر روز به همان خانه وحشت برمی‌گردم و همان خانه وحشت، برایم امن‌تر است!

    حال سوال اینجاست که چه باید کرد؟ ما چرا اینجاییم؟ جمعیت امام علی برای چیست؟ این حرکت به چه معناست؟ در این شب قدر به این کلماتِ سوخته و خراب و بی‌رنگ‌ورو فکر کنیم. این کلمات را پیش روی خود بگذاریم و یک‌به‌یک اسامی خداوند را بر آنها بخوانیم و پاکشان کنیم، یک‌به‌یک خاطرات الهی‌مان در کنار کودکان در جمعیت امام علی را به یا آوریم و این کلمات را پاک کنیم.

    به همان نیمه شب برگردم که درِ خانه‌ای در محله‌ای فقیر تهران باز است و چند دانشجو منتظر بچه‌هایی هستند که سر چهارراه دزدیده شده‌اند و برای انواع و اقسام سوءاستفاده‌ها به خانه‌ای برده شده‌اند. یک در هزار ممکن بود که این بچه‌ها بتوانند فرار کنند، اما برای همین یک در هزار بود که این عزیزان ایستاده‌اند و انتظار می‌کشند. این را هم بگویم که از لحظه ناپدید شدن بچه‌ها، تمام اقدامات لازم برای یافتن بچه‌ها انجام شد و بی‌نتیجه مانده بود.

    این ایستادن عاشقانه به انتظار در دل شب، با آن احتمال ناچیز، یعنی چیزی زنده شده، یعنی کلماتی در جایی به نام جمعیت امام علی زنده شده‌اند. بعد از بیست سال تلاش شبانه‌روزی جمعیت، بعد از سه دهه تلاش شبانه‌روزی شارمین میمندی‌نژاد و دو دهه تلاش زهرا رحیمی و سایر اعضا که اگر بخواهم یک‌به‌یک نام ببرم هزار شب نیاز است تا این اسامی عزیز گفته شود، با همت بلند این افراد است که معنای بعضی کلمات، ذره ذره در یک جمع کوچک از نو ساخته شده.

    در کامنت‌های همین لایو، لحظاتی پیش دیدم دوستی گفته بود که «این فقر نتیجه دولت‌های لیبرال شماست»!! و من معنای این حرف را اصلا متوجه نمی‌شوم؛ چرا که در جمعیت امام علی، از هر طیف فکری، از هر سلیقه و هر نوع نگاهی، آدم‌های عاشق حضور دارند و اینجا متعلق به یک طرز فکر یا ایسمِ خاصی نیست و می‌خواهم بگویم چرا با این برچسب‌ها، با این کلمات عاجز و بی‌توان، خود را از یک فضای انسانی که ثروت این جامعه است، محروم و دور می‌کنید؟ مجددا با افتخار می‌گوییم در این جمع از همه طیف افکار، همه طیف انسان، همه هموطنان و هم‌نوعان رفت‌وآمد و حضور داشته‌اند و عشق ورزیده‌اند. در تمام این سال‌ها، آدم‌های گوناگونی، که همگی در نقطه اشتراکِ آدمیت توافق داشتند، در این جمعیت، بودند، هستند و انشاالله در آینده هم خواهند آمد. این یک سرمایه است. مثل اینکه بگوییم حکیم ابوالقاسم فردوسی متعلق به چه گروهی است؟ این حرف چندان معنایی ندارد؛ چون فردوسی سرمایه اجتماعی مملکت است. جمعیت امام علی هم یک سرمایه 20ساله است؛ فردوسی در قد و قامت خود و جمعیت امام علی نیز در قد و قامت خود. پس با این کلمات، با این برچسب‌ها خودمان را گول نزنیم، خودمان را از هم دور نکنیم. قلب تک‌تک اعضاء جمعیت پر از عشق است، ما نفرت را نمی‌فهمیم، چراکه این‌قدر کودکان ما عظیم  و زیبا هستند که وجود آدمی را از نفرت خالی می‌کنند. ما باید فکر کنیم تا بفهمیم چگونه متنفر باشیم! نسبت به کسی که آزار می‌دهد، شایعه می‌سازد، دروغ می‌گوید، تهمت می‌زند، به حرف‌هایت گوش نمی‌دهد، اجازه دفاع برابر به تو نمی‌دهد، در تریبون میلیونی صحبت می‌کند اما طبق قانون به تو یک تریبون برای صحبت مساوی نمی‌دهد، اما با این حال، من نمی‌توانم از اینها متنفر باشم. به عکس، دل ما برایشان می‌سوزد، احساس می‌کنیم آدم‌ها با کلمات مُرده‌شان که در ابری بالای سرشان است و هر روز خسته و تکراری به سر کار می‌روند و می‌آیند، یا سر کار نمی‌روند، یا فساد می‌کنند یا نمی‌کنند، یا زندگی معمولی دارند یا زندگی کاخ‌نشینی دارند… اینها با این کلمات مَرده‌شان چه می‌کنند؟

    و این گوشه می‌بینی که آرام‌آرام یک جمعی آمده که هر کلمه را مانند آجری، یک‌به‌یک می‌سازد و تعریف می‌کند. این «عدالت» است، این «عشق» است، این «مهر» است، این «امید» است. بدان این یکی آجر که نباید هرگز در این سنگ بنا باشد، «ریا» است،! این را دور بینداز و به هزار تکه خوردش کن. این آجر ظاهرفریبی، تمسک و تظاهر به دینداری است، اجازه نده به ساختارت وارد شود. آنهایی که این آجر در بنایِ وجودشان نشسته، درحال آزارند، هم خود را آزار می‌دهند، هم خانواده‌شان را، هم محلّه و شهر‌شان و هم یک ملّت را… این آجر را نگذار! این آجر را بگذار: «صداقت»! «شفافیت» را بگذار.

    کارنامه جمعیت امام علی عین روز روشن است، می‌دانیم که روشن است و می‌دانند که روشن است. و قلب ما از این به درد می‌آید که مملکت ما و فرزندان سرزمین ما که می‌توانند با این جمعیت آینده داشته باشند، فردا داشته باشند، فرزندان خود شما که امروز به ما تهمت می‌زنید و فحاشی می‌کنید، روزی روزگاری شاید از دینداری شما زده شوند، کما اینکه آثارش را می‌بینیم، شاید فرزندان خودِ شما که این جمعیت را دشمن می‌پندارید، قبل از اینکه به مرحله انفجار برسد، شاید بگوید یک نگاه عاشقانه، عالمانه و دوست‌داشتنی و عادلانه‌ای هم به نام جمعیت امام علی هست، بگذار این را هم تجربه کنم. چرا باید اینها از چنین سرمایه‌ای محروم شوند؟

    چقدر اعضائی داشتیم که آمدند و هیچ تصوری از دین و دینداری نداشتند یا علاقه‌ای نداشتند، اما در طول زمان شیفته مرام مولا علی شدند. اگر ما این ثروت را امروز ببینیم، حفظ کنیم و پای آن بایستیم، ایران ما فردای زیبایی خواهد داشت. به راحتی نگوییم که این جمع هم منحل شد و دیگر گذشت و تمام شد! خطاب من به همه عزیزانی است که می‌شنوند و هیچ عقیده و سلیقه‌ای را مجزا نمی‌کنم، چراکه ما عین همیم و کلماتِ آلوده و بیمار، ما را از هم دور کرده‌اند و مدفون شدن کلمات زیبا و حیات‌بخش است که باعث شده یکدیگر را پیدا نکنیم.

    ما امیدوار نیستیم، الان می توانم این را قطعی بگویم! شاید پیش از اتفاقات سال 99 می‌گفتم امیدواریم، اما بعد از آن، ما دیگر امیدوار نیستیم. امید به معنی حقیقی کلمه را می‌گویم. اما حالا تلاش می‌کنیم امیدساز و امیدآفرین باشیم. امروز در صحبت‌ها، به کودکانمان که در رشته روباتیک مقام اول کشوری گرفتند، اشاره شد و می‌پرسم این کودکان به کجا نگاه کرده‌اند که امید گرفته‌اند؟ به جمعی و به کسانی که آجربه‌آجر می‌خواهند خانه امیدی بسازند! بله! این جمع دارد امید را تولید می‌کند. با تکرارِ پوچ واژه امید، دروغ نمی‌گوید، بلکه در عمل عاشقانه خود، امید را می‌سازد.

    بنابراین من سعی می‌کنم و ما سعی می‌کنیم امید را بسازیم. ادعایی هم در مورد آن نداریم، ولی به خروجی کار خود نگاه می‌کنیم: رهاشدن بیش از 50 انسان از چوبه دار، 6000 هزار کودکی که امن و امانی در خانه‌های ایرانی یافته‌اند، نمی‌گویم تمام مشکلاتشان حل شده، اما زندگی آنها تغییرات خوبی کرده، و نزدیک هزار مادر که محلی برای کار پیدا کرده‌اند و هزاران دانشجو که اینجا برایشان تکیه‌گاهی برای دین و راه حق و حقیقت شده.

    http://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png 0 0 تیم سایت جمعیت امام علی http://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png تیم سایت جمعیت امام علی2021-05-05 16:23:062021-05-06 10:07:41سخنان مرتضی کی‌منش در بیست و دومین همایش کوچه گردان عاشق
    صفحه 30 از 320«‹2829303132›»

    اطلاعات تماس

    آدرس:  تهران، میدان فردوسی، خیابان شهید سپهبد قرنی، جنب بیمارستان آپادانا، پلاک ۱۳۵، طبقه ۲، واحد ۴
    شماره تلفن: ۸۸۸۳۴۵۶۷-۰۲۱
    زمان پاسخگویی: شنبه تا چهارشنبه، ساعت ۱۰ الی ۱۶

    حمایت مالی

    شماره حساب:
    شماره کارت:
    شبا:

    درگاه پرداخت آنلاین

    نماد اعتماد الکترونیکی

    کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت برای جمعیت امام علی محفوظ است ۲۰۲۳ ©
    • Twitter
    • Instagram
    • Facebook
    • Youtube
    • درباره ما
    • طرح‌ها
    • خانه‌های ایرانی
    • تماس
    • EN
    مشاركت در خريد و ساخت خانه علم براى بيش از٢٠٠كودک درگير چرخه كار در كرج... آثار کودکان هنرمند خانه ایرانی شهرری
    رفتن به بالا