جمعیت امام علی
  • خانه
  • درباره ما
    • تاریخچه و فعالیت‌ها
    • منشور اخلاقی
    • ماموریت و اهداف
    • اساسنامه
    • ساختار سازمانی
    • شارمین میمندی‌نژاد مؤسس جمعیت امام علی
    • زهرا رحیمی مدیر عامل جمعیت امام علی
    • کمیته‌های جمعیت امام علی
    • سوالات متداول
  • خانه‌های ایرانی
    • خانه‌های علم
    • خانه‌های اشتغال
    • خانه هنر
    • باشگاه هواداران
    • خانه درمان
    • آدرس خانه‌های ایرانی
  • طرح‌ها
    • آیین کوچه گردان عاشق
    • آیین هفت‌ سین برکت
    • آیین کعبه کریمان
    • آیین طفلان مسلم
    • آیین صفای سعی
    • آیین شام عیاران
    • آیین یلدا در کوچه‌‌های فقر
    • باشگاه ورزشی پرشین
    • طرح از مهر بگو
    • جشنواره بوی عیدی
  • سمینارها
    • همایش سیل
    • سمینار تخصصی اعتیاد کودکان و نوجوانان
    • سمینار تخصصی کودکان کار
    • سمینار ازدواج کودک
    • سمینار کودک آزاری
  • رسانه
    • اخبار
    • یادداشت‌ها
    • نشریات
  • حمایت مالی
    • حمایت مالی
    • گزارش حسابرسی
    • حامیان
  • فرم عضویت داوطلبان
  • تماس با ما
  • EN
  • جستجو
  • منو
  • معرفی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی
  • معضلات منطقه و چالش ها
  • معرفی تیم های خانه ایرانی احمدآباد مستوفی
  • تماس با خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

شکل گیری خانه ایرانی احمدآباد مستوفی به حدود 6 سال قبل و به آیین کوچه گردان عاشق سال 92 باز می‌­گردد. جایی که نیازهای یک ماه خانوارهای نیازمند در قالب طرحی یکپارچه توسط عاشقان کوچه‌­گرد و به رسم مولا علی (ع) به درب منازل آن­ها، حمل می‌­شود. فقر شدید فرهنگی و مالی علی­‌الخصوص در منطقه نوروزآباد باعث شد که اعضای داوطلب جمعیت به دنبال راه ­حلی پایدار جهت حمایت بخشی از کودکان درگیر معضل باشند.

پس از کوشش­‌های فراوان و انجام تحقیقات میدانی و شناسایی خانواده­‌های درگیر معضل، سرانجام خانه ایرانی احمداباد مستوفی در پاییز 93 و با تحت حمایت قراردادن 70 کودک محروم از تحصیل و کودک کار فعالیت خود را آغاز کرد.

احمدآباد مستوفی

احمدآباد مستوفی

معضلات منطقه

همه معضلات اجتماعی موجود در منطقه احمدآباد مستوفی را می توان ناشی از فقر فرهنگی و فقر مالی دانست. با این حال، کودکان این منطقه بیشتر درگیر 4 معضل زیر هستند:

محرومیت تحصیلی

علی رغم اینکه طرح فرمان، برای تسهیل آموزش فرزندان مهاجر، در کل کشور اجرا شد، اما اجرای این طرح در منطقه احمدآباد مستوفی با چالش­ های اساسی مواجه بوده است. شاید اصلی ترین چالش پیش رو در اجرای طرح مذکور در این منطقه را بتوان کمبود فضای آموزشی عنوان کرد.

با این حال، در صورت برطرف شدن مشکل کمبود فضاهای آموزشی، باز هم شمار زیادی از کودکان از تحصیل باز خواهند ماند. چرایی این مساله را باید با حساسیت بیشتری دنبال کرد. کبر سنی کودکان و امکان پذیر نبودن تحصیل آنان در کنار سایرین، پیگیری نکردن خانواده ها برای انجام امور دفتری قبل از ثبت نام، روزهای محدود اعلام شده برای دریافت برگه حمایت تحصیلی (کارت آبی) و بسیاری از موانع دیگر، همه و همه در کنار هم باعث شده که جمعیت کودکان محروم از تحصیل با در نظر گرفتن مهاجرت های متعدد، روز به روز بیشتر شود.

کار اجباری و زباله گردی کودکان

برای پی ­بردن به وجود کودکان کار، نیازی به یافتن کارگاه­ های زیرزمینی نیست. دقایقی در خیابان های منطقه قدم زدن، برای دیدن انبوه کودکان با سوابق شغلی چند ساله کافیست. کودکانی که به جای تحصیل، به کار کردن وادار شده­ اند و از اوان کودکی عرق ریخته و هیچوقت طعم شیرین کودکی و بازی هایش را نچشیده اند.
کار کودکان در این منطقه را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد، دسته اول کودکان زباله گرد و دسته دوم، کودکانی که به سایر مشاغل همچون کارگری ساختمان و کارگاه های تولیدی روی آورده اند.

اما آنچه بیشتر مایه نگرانی است، وضعیت اسفبار کودکان زباله گرد منطقه است. اغلب این کودکان برای تامین هزینه های خانواده به اجبار از طرف سرپرستان خود، از سنین پایین به کار گماشته می شوند و ساعت های بسیاری را به تفکیک دستی و جمع کردن آن ها می پردازند. کیسه بر دوشانی کوچک که در ازای دریافتی ناچیز در معرض صدمات و آسیب های جبران ناپذیر بسیاری قرار دارند. این کودکان به واسطه تماس مستقیم و مداوم با انواع زباله ها، در معرض بیماری های بسیار خطرناک و گاه ناشناخته عفونی قرار می گیرند.

این کودکان از نظر تحصیلی عموما در وضعیت مناسبی قرار ندارند. عده ای به ناچار ترک تحصیل کرده اند تا بتوانند ساعات بیشتری به کار بپردازند، عده ای هم از همان ابتدا به دلایل متعدد مدرسه نرفته و بی­سواد مانده اند و مابقی هم علی­رغم حضور در مدرسه، به علت مشغله های کاری پیشرفتی نداشته و مورد سرزنش اطرافیان قرار می گیرند.

ناگفته نماند که در بررسی های به عمل آمده در شناسایی های طرح کعبه کریمان -با محوریت برآورده ساختن آرزوهای کودکان زباله گرد- به تفاوت های قومی در نگرش به مساله کار کودکان و نوع آن، پی برده شد. به این معنی که قومیت های مختلف مهاجرین نسبت به مساله کار اجباری کودکان و بالاخص زباله گردی، دیدگاه های متفاوت و گاه متضادی را دارند.

ازدواج اجباری کودکان

ازدواج زودهنگام کودکان، که به صورت غیر مستقیم، تبعات فراوانی که در پی دارد، از دید تمامی سازمان های بین المللی حقوق بشر اعم از سازمان ملل متحد ، یونیسف و … به عنوان یک معضل در جوامع بشری امروز شناخته می شود.

همه روانشناسان بر این عقیده هستند که دوران کودکی یک انسان به جهت ماهیت سازندگی و تکامل یافتگی بی مثالش، نباید به بهانه علل دیگری، تباه شود و یک کودک باید در دوران کودکی از اولیه ترین حقوق خود برخوردار باشد و فرصت این را داشته باشد تا با بروز خود در این دوران، زمینه برای شکل گیری شخصیت فردی و اجتماعی اش فراهم شود. ازدواج زودهنگام از جمله موانع رشد کودک تلقی شده و عاملی بازدانده برای تکامل شخصیتی او محسوب می شود.

مشکلات درمانی

شاید مهمترین عامل در گستردگی مشکلات درمانی حاد بین مردم منطقه را باید در فرهنگ زندگی و عادات نادرست آن­ها جست. علاوه بر این عدم بهره­ مندی اکثریت غالب مهاجرین از خدمات بیمه ای درمان و در دسترس نبودن پزشکان و امکانات زیرساختی درمان، به طور قابل توجهی بر حجم این مشکلات می افزاید. کودکان بسیاری از سوتغذیه رنج می برند. دختران اغلب با بیماری های زنان دست و پنجه نرم می کنند و پسران هم به واسطه کار زباله گردی گرفتار بیماری­های عفونی هستند.

1- محرومیت تحصیلی

علی رغم اینکه طرح فرمان، برای تسهیل آموزش فرزندان مهاجر، در کل کشور اجرا شد، اما اجرای این طرح در منطقه احمدآباد مستوفی با چالش­ های اساسی مواجه بوده است. شاید اصلی ترین چالش پیش رو در اجرای طرح مذکور در این منطقه را بتوان کمبود فضای آموزشی عنوان کرد.

با این حال، در صورت برطرف شدن مشکل کمبود فضاهای آموزشی، باز هم شمار زیادی از کودکان از تحصیل باز خواهند ماند. چرایی این مساله را باید با حساسیت بیشتری دنبال کرد.

کبر سنی کودکان و امکان پذیر نبودن تحصیل آنان در کنار سایرین، پیگیری نکردن خانواده ها برای انجام امور دفتری قبل از ثبت نام، روزهای محدود اعلام شده برای دریافت برگه حمایت تحصیلی (کارت آبی) و بسیاری از موانع دیگر، همه و همه در کنار هم باعث شده که جمعیت کودکان محروم از تحصیل با در نظر گرفتن مهاجرت های متعدد، روز به روز بیشتر شود.

احمدآباد مستوفی
احمدآباد مستوفی

2- کار اجباری و زباله گردی کودکان

احمدآباد مستوفی ، مامنی برای کودکان کار!

برای پی ­بردن به وجود کودکان کار، نیازی به یافتن کارگاه­ های زیرزمینی نیست. دقایقی در خیابان های منطقه قدم زدن، برای دیدن انبوه کودکان با سوابق شغلی چند ساله کافیست. کودکانی که به جای تحصیل، به کار کردن وادار شده­ اند و از اوان کودکی عرق ریخته و هیچوقت طعم شیرین کودکی و بازی هایش را نچشیده اند.
کار کودکان در این منطقه را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد، دسته اول کودکان زباله گرد و دسته دوم، کودکانی که به سایر مشاغل همچون کارگری ساختمان و کارگاه های تولیدی روی آورده اند.

اما آنچه بیشتر مایه نگرانی است، وضعیت اسفبار کودکان زباله گرد منطقه است. اغلب این کودکان برای تامین هزینه های خانواده به اجبار از طرف سرپرستان خود، از سنین پایین به کار گماشته می شوند و ساعت های بسیاری را به تفکیک دستی و جمع کردن آن ها می پردازند.

کارگاه زباله گردی کودکان!

کیسه بر دوشانی کوچک که در ازای دریافتی ناچیز در معرض صدمات و آسیب های جبران ناپذیر بسیاری قرار دارند. این کودکان به واسطه تماس مستقیم و مداوم با انواع زباله ها، در معرض بیماری های بسیار خطرناک و گاه ناشناخته عفونی قرار می گیرند.

این کودکان از نظر تحصیلی عموما در وضعیت مناسبی قرار ندارند. عده ای به ناچار ترک تحصیل کرده اند تا بتوانند ساعات بیشتری به کار بپردازند، عده ای هم از همان ابتدا به دلایل متعدد مدرسه نرفته و بی­سواد مانده اند و مابقی هم علی­رغم حضور در مدرسه، به علت مشغله های کاری پیشرفتی نداشته و مورد سرزنش اطرافیان قرار می گیرند.

ناگفته نماند که در بررسی های به عمل آمده در شناسایی های طرح کعبه کریمان -با محوریت برآورده ساختن آرزوهای کودکان زباله گرد- به تفاوت های قومی در نگرش به مساله کار کودکان و نوع آن، پی برده شد. به این معنی که قومیت های مختلف مهاجرین نسبت به مساله کار اجباری کودکان و بالاخص زباله گردی، دیدگاه های متفاوت و گاه متضادی را دارند.

3- ازدواج اجباری کودکان

ازدواج زودهنگام کودکان، که به صورت غیر مستقیم، تبعات فراوانی که در پی دارد، از دید تمامی سازمان های بین المللی حقوق بشر اعم از سازمان ملل متحد ، یونیسف و … به عنوان یک معضل در جوامع بشری امروز شناخته می شود.

همه روانشناسان بر این عقیده هستند که دوران کودکی یک انسان به جهت ماهیت سازندگی و تکامل یافتگی بی مثالش، نباید به بهانه علل دیگری، تباه شود و یک کودک باید در دوران کودکی از اولیه ترین حقوق خود برخوردار باشد و فرصت این را داشته باشد تا با بروز خود در این دوران، زمینه برای شکل گیری شخصیت فردی و اجتماعی اش فراهم شود. ازدواج زودهنگام از جمله موانع رشد کودک تلقی شده و عاملی بازدانده برای تکامل شخصیتی او محسوب می شود.

احمدآباد مستوفی

4- مشکلات درمانی

شاید مهمترین عامل در گستردگی مشکلات درمانی حاد بین مردم منطقه را باید در فرهنگ زندگی و عادات نادرست آن­ها جست. علاوه بر این عدم بهره­ مندی اکثریت غالب مهاجرین از خدمات بیمه ای درمان و در دسترس نبودن پزشکان و امکانات زیرساختی درمان، به طور قابل توجهی بر حجم این مشکلات می افزاید.

کودکان بسیاری از سوتغذیه رنج می برند. دختران اغلب با بیماری های زنان دست و پنجه نرم می کنند و پسران هم به واسطه کار زباله گردی گرفتار بیماری­های عفونی هستند.

چالش ها

مافیای زباله یکی از اصلیترین چالش‌های خانه ایرانی احمدآباد در راه مبارزه با زباله گردی کودکان است. همچنین، حضور قومیت‌های مختلف افغانستانی خود از دیگر چالش‌ها است. قومیت‌های مختلف، فرهنگ و رفتار و آداب و رسوم مختلفی دارند. این تفاوت‌ها، باعث چالش‌های زیر شده است:
• ارتباط با معتمدین خانواده‌ها
• حضور پسرها در باندهای خلافکاری
• بی‌انگیزگی نوجوانان
• زنان سرپرست خانوار

برای عضویت در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی، کلیک کنید.

همان طور که اشاره شد، این­‌ها تنها بخشی از مشکلات و معضلات اجتماعی کودکان این منطقه است. معضلات پیچیده‌ای هم‌چون کودکان بدون مدارک هویتی، بدسرپرستی والدین به جهت اعتیاد، کودک آزاری و همسر آزاری از جمله مشکلات شایع دیگری است که باید برای حل آنها، اقدام صورت گیرد.

احمدآباد مستوفی

احمدآباد مستوفی

برای حمایت مالی از خانه ایرانی احمدآباد کلیک کنید.

معرفی تیم های خانه ایرانی احمد آباد مستوفی


اعضای داوطلب خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

اعضای خانه ایرانی احمدآباد مستوفی مانند تمام مراکز دیگر جمعیت امام علی (ع) داوطلبینی هستند که اکثر آن ها را دانشجویان تشکیل داده اند. داوطلبین خانه ایرانی احمد آباد مستوفی هر یک با توجه به توان و علاقه خود در قسمت‌های مختلف همکاری می کنند. همکاری در تیم های مختلف خانه ایرانی احمد آباد مستوفی فرصت یادگیری و کسب تجربه را برای داوطلبین فراهم آورده است.

به علاوه داوطلبین می‌توانند تخصص و تجربیات خود را نیز با توجه به نیاز مددجویان، منتقل کنند یا از آن ها در موارد مورد نیاز، استفاده نمایند. بنابراین همکاری با خانه ایرانی احمد آباد مستوفی و به صورت کلی تر، انجام کارهای داوطلبانه، یک فرصت برد- برد برای مددجو و مددکاران و داوطلبین خواهد بود.

احمدآباد مستوفی

بخش های فعال خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

در حال حاضر، فعالیت های خانه ایرانی احمدآباد مستوفی در پنج بخش کلی خلاصه می شود:

  1. آموزش: فعالیت های آموزشی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی در سه بخش ورزش، هنر و آموزش های درسی خلاصه می شود. مددجویان علاوه براینکه با یادگیری این مهارت ها، فرصت های آینده خود را بهبود می بخشند، می توانند علاقه و استعداد واقعی خود را نیز در این راه پیدا نمایند.
  2. درمانی: در حال حاضر، فعالیت های درمانی خانه ایرانی احمد اباد مستوفی مربوط می شود به دو بخش پزشکی و مددکاری. با توجه به مشکلات موجود در این منطقه، وجود این دو بخش در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی الزامی است.
  3. کارآفرینی: یکی از راهکارهای مناسب برای رفع معضلات موجود در منطقه، کارآفرینی و اشتغال‌زایی است. تیم کارآفرینی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی سعی دارد با ایجاد مدلی مناسب، راهکاری مطمئن برای رفع معضلات اقتصادی خانواده‌ها پیدا کند.
  4. روابط عمومی: بخش روابط عمومی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی با هدف معرفی و امورات بیرونی خانه، تشکیل شده است. این قسمت متشکل از سه تیم روابط عمومی، تولید محتوا و تبلیغات است.
  5. امورات داخلی: آخرین بخش مربوط به قسمت‌های مدیریتی و امورات داخلی خانه از قبیل تدارکات، منابع انسانی، مالی و مستندات است.

آموزش خانه ایرانی احمداباد مستوفی

به صورت کلی می‌توان چشم‌انداز و اهداف تیم آموزش و در مفهوم عام‌تر، هدف آموزش خانه ایرانی احمدآباد مستوفی را به صورت زیر خلاصه و بیان نمود:

  1. افزایش مهارت کودکان در زمینه‌های درسی، اجتماعی. ایجاد بستر مناسب برای علایق و توانایی‌های کودکان.
  2. ایجاد اتحاد و همدلی میان کودکان
  3. تعریف کلاس‌های مناسب مرتبط با سن و شرایط هر کودک
  4. ارتباط مناسب با کودک و گزارش موارد مهم به تیم مددکاری
  5. تعریف کلاس‌های مناسب برای ارتباط با کارآفرینی
  6. پیگیری تحصیلی کودکان

در حال حاضر کلاس‌های سوادآموزی مادران، زبان انگلیسی، خلاقیت/ نقاشی، مهارت‌های زندگی، کتابخوانی، قصه‌گویی، نویسندگی، کلاس‌های تقویتی درسی، سفال‌گری، تئاتر، عکاسی و کامپیوتر در بخش آموزش در حال برگزاری است. علاوه براین، کلاس کاراته و فوتبال نیز برای پسرهای خانه ایرانی احمدآباد مستوفی در حال برگزاری است. در ادامه آلبوم تصاویر کلاس‌های درسی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی نمایش داده می‌شود.

احمدآباد مستوفی

حضور کودکان در مسابقات دارت، مسابقات کاراته، همچنین کسب مدال بین المللی و کشوری کاراته توسط دختران نوجوان خانه ایرانی، کسب مدال منطقه‌ای دارت توسط کودکان خانه ایرانی از دستاورد های برگزاری این کلاس ها در خانه ایرانی احمد آباد مستوفی است

کلاس خلاقیت خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

کلاس کاراته خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

کلاس درس خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

کلاس کتابخوانی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

در حال حاضر 80 کودک در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی مشغول تحصیل هستند.

کارآفرینی خانه ایرانی احمداباد مستوفی

کارآفرینی خانه ایرانی احمد آباد از اردیبهشت 98 فعالیت خودرا آغاز کرده است. به صورت کلی می‌توان چشم‌انداز و اهداف تیم کارآفرینی و در مفهوم عام‌تر، هدف کارآفرینی و اشتغال خانه ایرانی احمد آباد مستوفی را به صورت زیر خلاصه و بیان نمود:

  1. الگوسازی از میان مادران و دختران منطقه هدف و دادن روحیه خودباوری اقتصادی برای تولید محصول و ارزش افزوده
  2. نقش تسهیلگری در توانمندسازی اقتصادی مادران، دختران و پسران منطقه هدف و کمک به خروج آن ها از معضلات موجود احتمالی اعم از کار کودک و زباله گردی کودک و ازدواج کودک و کودک آزاری و ….
  3. آگاه سازی عمومی در منطقه هدف و بطور کلی جامعه، در رابطه با معنای صحیح کارآفرینی اجتماعی با ایجاد نمونه‌ای کوچک و موفق از آن و همچنین ارتقا و تعمیم آن به فضای کلی جامعه به عنوان یک سیستم موفق برای پیشبرد اهداف تعیین شده

خانه ایرانی احمدآباد مستوفی در حال حاضر دفترچه‌هایی چاپ می‌کند که بر روی جلد آن، نقاشی‌های کودکان که خروجی کلاس‌های درسی آنان است، نقش بسته است. تولید این محصول کمک شایانی به روحیه کودکان مشارکت‌کننده نموده و باعث شده است فرایند بهبود مشکلات روحی ناشی از معضلات موجود در منطقه، تسهیل شود.

همچنین کلاس‌هایی برای دختران نوجوان با مهارت گلدوزی و قلاب‌بافی برگزار شد. پسران نوجوان نیز با هدف خروج از چرخه کار اجباری کلاس هایی در بخش سوزن دوزی با هدف تولید بند دوربین و کیف داشته اند.

قبلیبعدی
احمدآباد مستوفی
خانه ایرانی احمدآباد مستوفی
احمدآباد مستوفی
احمد اباد مستوفی
احمداباد مستوفی
خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

خانه ایرانی احمد آباد مستوفی را دنبال کنید

می‌توانید از طریق شبکه‌های اجتماعی زیر، خانه ایرانی احمد اباد مستوفی را دنبال کنید.

اینستاگرام خانه ایرانی احمدآباد مستوفی
تلگرام خانه ایرانی احمدآباد مستوفی

از هم اکنون داوطلب خانه ایرانی احمد اباد مستوفی شوید

شما هم تمایل دارید با خانه ایرانی احمدآباد مستوفی همکاری نمایید؟

برای همکاری با خانه ایرانی احمدآباد مستوفی می توانید هم اکنون فرم داوطلبی را پر کنید. همچنین در صورت تمایل می توانید با روابط عمومی خانه ایرانی احمدآباد مستوفی به شماره 09357228879 تماس بگیرید.

مسیر دسترسی به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی از تهران

برای حضور در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی از تهران می‌توانید خود را به میدان آزادی برسانید. از آنجا می‌توانید سوار تاکسی‌های اسلامشهر- احمدآباد شوید و در وسط مسیر، بعد گذشتن از خیابان بسیج، در خیابان لاله‌های پنجم (تابلوی شام مهتاب) از تاکسی پیاده شوید. از آنجا بعد از حدود 10 دقیقه پیاده روی، به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی می‌رسید.

همچنین از میدان آزادی می‌توانید به ابتدای خیابان سعیدی جنوب رفته و بعد از اتوبوس‌های اسلامشهر، سوار اتوبوس‌ احمد آباد مستوفی شوید. از راننده بخواهید شما را در ابتدای خیابان شهید خورشیدی پیاده کند. از آنجا می‌توانید بعد از حدود 5 دقیقه پیاده روی، به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی برسید. برنامه حرکت اتوبوس‌های احمدآباد مستوفی از میدان آزادی به صورت زیر است.

برنامه حرکت اتوبوس های احمدآباد مستوفی

در صورتی که خودروی شخصی داشته باشید یا بخواهید از تاکسی‌های آنلاین استفاده نمایید نیز رفت و آمد به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی بسیار راحت است و می‌توانید بدون دردسر، به این محل مراجعه کنید.

مسیر دسترسی به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی از اسلامشهر

برای حضور در خانه ایرانی احمدآباد مستوفی از اسلامشهر، می‌توانید به میدان نماز رفته و از ضلع شمالی میدان، سوار تاکسی‌های احمدآباد مستوفی شوید. برای برگشت نیز می‌توانید از چهارراه ولیعصر احمدآباد مستوفی، سوار تاکسی‌های اسلامشهر شده و در میدان نماز پیاده شوید. مسیر دسترسی از اسلامشهر با خودروی شخصی یا تاکسی آنلاین نیز بسیار ساده است و می‌توانید بدون هیچ دغدغه‌ای، به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی مراجعه نمایید.

The last comment and 6 other comment(s) need to be approved.
6 پاسخ
  1. علی
    علی گفته:
    2021-03-27 در 15:27

    با سلام و احترام. آیا حضوری میشه به خانه ایرانی احمدآباد مستوفی سر زد و با بچه‌های مشغول در اونجا گفت و گو کرد؟
    اگر میشه لطفا بفرمایید چه ساعاتی و چه روزهایی امکان‌پذیر هست؟

    پاسخ
    • نوید
      نوید گفته:
      2021-10-27 در 12:47

      برای حضور در خانه های ایرانی، باید فرم داوطلبی پر در سایت جمعیت پر کنین. به این آدرس
      http://imamalisociety.org/%d9%81%d8%b1%d9%85-%d8%b9%d8%b6%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86/

      پاسخ
  2. سایدا
    سایدا گفته:
    2019-11-11 در 14:02

    شما اونجا فقط به بچه های ایرانی درس میدین؟ براتون فرقی داره ایرانی یا غیر ایرانی بودن؟

    پاسخ
    • یکی از اعضای احمدآباد مستوفی
      یکی از اعضای احمدآباد مستوفی گفته:
      2019-11-15 در 20:03

      برای ما کودک، کودک است. تفاوت‌های نژادی، قومیتی، مذهبی، رنگ پوست و ….. در فعالیت‌های ما هیچ تاثیری ندارد. ذات پاک کودکان، گناهی ندارد و تنها معیار ما، معضلاتی است که به کودک رنج می‌دهد.

      پاسخ
  3. نوید
    نوید گفته:
    2019-09-21 در 08:31

    همه میگن فعلا یکم سر و وضع خودمون رو بهبود ببخشیم بعد میریم سراغ کار داوطلبانه، من میگم اگه میخواین سر و وضعتون بهبود بخشیده بشه و حس کنین در زندگیتون به خواسته‌هاتون رسیدین، فعالیت داوطلبانه کنین. فعالیت تو خونه ایرانی احمدآباد سرآغاز مجموعه‌ای از حس و حال خوب تو زندگی بوده برای من

    پاسخ
  4. Mehdi
    Mehdi گفته:
    2019-09-19 در 22:18

    خانه ای پر از صفا و عشق و معرفت….❤

    پاسخ

تعقیب

    دیدگاه خود را ثبت کنید

    تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
    در گفتگو ها شرکت کنید.

    دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    کارآفرینی جمعیت امام علی برای زنان سرپرست خانوار در آمل

    2018-04-18/0 دیدگاه /در خبر /توسط نیما مختاریان

    چند ماهی از شروع کلاس هنر دخترانمان می‌گذشت که قرار شد دست سازه‌های دخترانمان در نمایشگاه بوی عیدی و نمایشگاه‌های شهرمان عرضه شود. در تکاپوی آماده شدن برای بوی عیدی بودیم که اندیشه‌ی کارآفرینی مادران نیز شکل گرفت.

    با تعداد کمی از مادران شروع به کار کردیم و نتایج خیلی خوبی به‌دست آوردیم. کارهای بیشتر و متنوع‌تری برای نمایشگاه‌ها آماده شد. سپس در جشن هفت‌سین برکت، حدود ۱۵۰ هدیه برای کودکان، توسط مادران آماده شد.

     

    حس رضایتی که در چشمان مادران موج می‌زد ما را بر آن داشت تا کارآفرینی مادران را جدی‌تر دنبال کرده و با تحقیق در مورد پتانسیل‌های بازار شهرمان، دوخت سرویس آشپزخانه را انتخاب کردیم.

    اکنون در ابتدای راهیم و تا ارائه‌ی محصولات به بازار زمان کمی باقی است. امیدواریم که بتوانیم با پیدا کردن بازار فروش بهتر، کارهای بیشتر و متنوع‌تری را ارائه نموده و مادران بیشتری را جذب بازار کار کنیم.

    https://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2018/05/twt2_img_20180419_082202_378.jpg 1280 1280 نیما مختاریان http://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png نیما مختاریان2018-04-18 13:11:432022-01-10 22:20:23کارآفرینی جمعیت امام علی برای زنان سرپرست خانوار در آمل

    دو روايت از قربانيان كودک‌آزاری و قتل در پاكدشت بررسی شد

    2018-04-18/0 دیدگاه /در یادداشت‌‌‌‌‌‌‌ /توسط نیما مختاریان

    صدای حسين نخراشیده است و کلمه‌ها به سختی از دهانش بیرون می‌آید. می گوید: «من اینجا می‌خوابم همش می‌ترسم سقف بریزه رو سرم، بمیرم»

    هنوز بعد از ماه‌ها از شکایت جمعیت امام علی(ع)، حکمی برای این پرونده صادر نشده است و پدر ياسمن نيز همچنان در انتظار صدور حکم پرونده کودک آزاری دخترش است. مدارک پزشکی قانونی ياسمن روی میز دادگاه است و خودش همراه با مددکارش هر چند وقت یک‌ بار که نوبت دادگاهش می‌شود، در جایگاه حاضر می‌شود تا ماجرا را شرح دهد.

    بیجه در اطراف کوره‌های آجرپزی پاکدشت آرام و بی‌خیال پسربچه‌ها را به بهانه‌های مختلف به سمت بیابان‌های اطراف کوره‌های آجرپزی می کشید، به آن‌ها تجاوز می‌کرد و آن‌ها را می‌کشت.


    می‌گویند و می‌خندند و بازی می‌کنند. آن‌ها یاد گرفته‌اند رنج‌های‌شان را با سکوت پنهان کنند. حسين و ياسمن، دو قربانی کودک‌آزاری هستند. بیجه، احمدرضا برادر حسين را 13 سال پیش بعد از تجاوز به او کشت و ياسمن دختر هفت ساله‌ای است که بارها به دست صاحبخانه مورد تجاوز قرار گرفت. این روایت‌ها رنجی است که هر ساعت بر جان‌شان می‌رود تا فقط زنده بمانند.

    از آدم‌ها می ترسم

    حسين از همان روزی که به دنیا آمد، دیابت داشت. پدر و مادر جوان بعد از مدت‌ها متوجه بیماری پسرشان ‌شدند اما پدر اعتیاد داشت و مادر نيز آن‌قدر پیگیر نبود تا بچه اش را برای بیماری به دکتر ببرد. اما در همان روزهای کودکی معلوم شد که حسين بیماری قند دارد. پدر، نه کاری داشت و نه می‌توانست آن‌گونه که باید خرج خانواده‌اش را بدهد.حسين از همان روزهای کودکی به جای این که برای درمان بیماری‌اش انسولین مصرف کند، هر روز تکه‌ای کوچک تریاک از خاله یا پدر و مادرش می‌گرفت و می‌خورد. حالا حسين جوانی 19 ساله است اما صورت و قد و قواره‌اش به پسربچه‌های 13 ساله می‌ماند. تاثیرات سال‌های زیاد خوردن مواد باعث شده تا او رشدی راکه باید نداشته باشد. صدایش دورگه و کلفت است؛ در حالی که صورت و قدش هنوز کودک است. پدر و مادر حسين چند سال بعد از ازدواج‌شان یعنی چیزی نزدیک به 30 سال پیش از گرگان به پاکدشت ورامین مهاجرت کردند.

    صغری مادر حسين، سه پسر داشت. زنی همیشه افسرده که چند سال بعد از زندگی‌اش دچار بیماری افسردگی سختی شد که سال‌های آخر عمرش با اعتیاد و پریشان احوالی همراه بود. او حتی رغبت نمی‌کرد خانه‌اش را تمیز کند یا اینکه کسی را به خانه‌اش راه بدهد چون همیشه اوضاع خانه آن‌قدر بد بود که نمی‌شد کسی را به آن راه داد. اما سخت ترین اتفاق زندگی حسين و خانواده اش در عاشورای سال 82 رخ داد. روزی که حسين همراه با برادر بزرگ‌ترش احمدرضا برای زنجیرزنی به مراسم عزاداری امام حسین(ع) در میدان اصلی شهر پاکدشت رفته بودند، ناگهان احمد رضا گم شد. شب وقتی همه مطمئن شدند که دیگر احمدرضا گم شده، همه جای شهر را زیر و رو کردند اما وي نبود. روزها به ماه کشید و صغری، مادر حسين و احمدرضا هر روز پریشان‌تر شد. پدر غرق در اعتیاد و مادر نيز برای رهایی از اضطراب‌هایی که لحظه به لحظه به‌سراغش می‌آمدند، معتاد شد. روزها گذشت و بر تعداد پسربچه‌هایی که در پاکدشت گم می‌شدند، اضافه می‌شد. درحالی که بیجه همچنان در اطراف کوره های آجرپزی پاکدشت آرام و بی‌خیال پسربچه‌ها را به بهانه‌های مختلف به سمت بیابان‌های اطراف کوره‌های آجرپزی می‌کشید، به آن‌ها تجاوز می‌کرد و آن‌ها را می‌کشت. احمدرضا برادر حسين، دومین قربانی بیجه بود. بیجه را یک‌سال بعد اعدام کردند اما مادرحسين از اعتیاد شدید دچار بیماری روحی و روانی شد تا آنجا که حتی اجازه نمی‌داد حسين از خانه بیرون بیاید. پدر ماه‌ها به خانه نمی‌آمد و غرق در اعتیاد شب و روزش درخیابان‌ها می‌گذراند. پوریا برادر بزرگ‌ترحسين و احمدرضا از همان روزهای کودکی کار می‌کرد تا بتواند خرج مادر و برادرش را بدهد.

    در روزهای آخر اسفند 96 وقتی به خانه حسين در فرون آباد سر زدیم، او تک و تنها نشسته بود و تلویزیون تماشا می‌کرد. فضایی که در اطراف‌مان وجود داشت، چیزی شبیه به خانه نبود. اگر سقف خانه را برمی‌داشتی به خرابه‌ای می مانست که زباله‌دانی شده است. در بزرگ و آهنی خانه به حیاط کوچکي می‌رسید و هوای سرد و بارانی، بویی همراه با تعفن و ماندگی را از داخل خانه به بیرون می‌آورد. حسين در حالی که کلاه بافتنی یشمی رنگ به سرش گذاشته بود و یک پلیور کهنه زرشکی با شلوار ورزشی مشکی به تن داشت، ما را به داخل خانه دعوت کرد. چراغ های راهرو را خاموش کرده بودند و تنها گچ‌های ریخته دیوارها و بوی نمور آن‌ها می‌آمد. در دو اتاق منتهی به هم، انگار که از آسمان زباله باریده بود. از بطری‌های آب معدنی و دلستر گرفته تا پوست پفک و چیپس و بشقاب‌ها و قاشق‌های نشسته و نان‌هایی که کپک زده و روی زمین بودند. جای جای سقف خانه چکه می کرد و زیر چکه‌های باران را سطل گذاشته بودند. آب آرام آرام از سطل، شره می‌کرد و روی فرش‌ها می‌ریخت. تنها چیزی که آن مخروبه را به خانه تبدیل می‌کرد، کمدی بود که روی طاقچه اتاق گذاشته بودند و روی آن پوستری از تام و جری چسبانده بودند که تام در آن با چشم‌های خندان نگاه می‌کرد؛درحالي‌كه جری زیر پاهایش له شده بود. درهای بخشی از کمد کنده شده بود و روی بالاترین طبقه آن چند مجسمه گچی لب پر از خرسی که در حال رقصیدن بود، گذاشته بودند و کنارش گلدانی از گل های مصنوعی چرکتاب. قسمت زیرین کمد نيز پر از پلاستیک و کاغذ و تکه‌های زباله بود که زیر لایه‌هایی از خاک به سختی تشخیص داده می‌شدند. حسين یک تشک چرکتاب را در گوشه انتهایی اتاق به طور عمودی گذاشته بود تا فضایی را که در آن می‌خوابد از بقیه جدا کند. بوی برنج دم کشیده هم در فضا می‌آید. بالای سرش یک اجاق کوچک گذاشته و کیسه برنج و روغن و نمک نيز همان‌جاست.

    حسين از روزی که احمدرضا گم شد، بسيار کم از خانه بیرون رفت. اعتیاد و بیماری روحی مادر از یک طرف و هراس حسين از سویی دیگر اجازه نداد تا او پایش را از خانه بیرون بگذارد. حسين گوشه خانه ایستاده و همراه بقیه زباله‌ها را تماشا می کند. موهای چرب و مشکی‌اش از زیر کلاه بیرون آمده و جلوی چشم‌هایش را گرفته است. می‌گوید:« دلم می‌خواهد بروم بیرون کار کنم اما کجا؟ من این همه وقت از خانه بیرون. از وقتی بیجه احمدرضا را کشت، من بیرون نرفتم». صدایش نخراشیده است و کلمه‌ها به سختی از دهانش بیرون می‌آید. می‌گوید:« من اینجا می‌خوابم همش می‌ترسم سقف بریزد روي سرم بمیرم» سکوت می‌کند.

    حسين هنوز مصرف ماهانه تریاکش را برای کنترل بیماری قندش هر هفته از یکی از خاله‌هایش می گیرد و اگر مواد پیدا نکند تا بخورد، استرس و خماری به جانش می‌افتد. اومی‌گوید:« من نمی‌توانم کاری کنم. فقط می‌توانم بروم ظرف‌ها را بشورم و بیایم اینجا برای خودم غذا بپزم که از گرسنگی نمیرم». پدر حسين ماه‌هاست برای یک خرده سرقت در زندان است. می‌گویند قرار است عید آزاد شود. حسين در آن دیدار قول داد تا در سال آینده زندگی‌اش را عوض کند. قول داد تا هراسش را كنار بگذارد و از خانه بیرون برود اما حسين هنوز بیمار است و درمان بیماری قند، اعتیاد نیست. عکس کودکی حسين، احمدرضا و پوریا، میان قاب عکس قهوه ای قدیمی در گوشه‌ای از اتاق افتاده است. سه‌تایی در عکس لبخند می‌زنند و چشم‌های‌شان از شادی برق می زند. انگار که مادر آن طرف دوربین ایستاده باشد و بگوید:«جان مادر!».

    سیاهی نيز یک جور نقاشی است

    مدادرنگی‌های نصفه و نیمه و رنگ و وارنگ را در اتاق نقاشي روی زمین ریخته‌اند و مهتاب، درنا، مهدیه و سارا تند تند رنگ‌های آبی و صورتی را از میان رنگ‌ها انتخاب می‌کنند و برای خودشان برمی‌دارند تا شکل‌های هندسی و حیواناتی را که درکتابچه نقاشی‌شان است، رنگ‌آمیزی کنند. ياسمن گوشه اتاق نشسته و با چشم‌های درشت و مشکی، بقیه را تماشا می‌کند. در دستش خمیر بازی را گرفته و مدام آن را فشار می‌دهد. ناگهان خمیر را گوشه‌ای پرتاب می کند و می‌آید می‌نشیند کنار درنا که مشغول رنگ کردن خرس توی کتابچه‌اش است. ياسمن با چشم‌های از حدقه درآمده، می‌گوید:«مگه خرس آبی هم داریم؟!» این را معلم نقاشی تایید می‌کند و می‌گوید:« تو نقاشی همه حیوونا به هر رنگی درمی‌آيند». ياسمن سکوت می‌کند و به سمت در خروجی می‌رود. معلم از او می‌خواهد تا نقاشی اش را کامل کند. میان اضطراب و تردید کنار دفترچه نقاشی‌اش می نشیند و با بی میلی مداد سیاه را از میان رنگ‌ها جدا می‌کند و دایره‌ها و مربع‌های سیاه را یکی بعد از دیگری رنگ می‌زند. مقنعه سفیدرنگ مدرسه‌اش پر از لکه‌های سیاه رنگ است و روپوش صورتی‌اش به چرکتاب می‌زند. سعی می‌کند مربع‌هاي کوچک را با دقت رنگ بزند و به قول معلم از خط بیرون نزند. اما دست‌هایش انگار به اختیار خودش نیست؛ از این طرف به آن طرف می‌روند و مربع سیاه رنگ روی کاغذ سفید تبدیل به توده‌ای سیاه رنگ می‌شود. درنا حواسش هست و با انگشت روی توده سیاه دفترچه ياسمن دست می‌گذارد و می‌گوید:« چرا این‌قدر سیاه کردی؟» جواب می دهد:« چه فرقی داره همش یه رنگه. سیاه که بهتره مثل همدیگه میشه» بعد حواسش می‌رود به انگشت های لاک زده درنا که هر کدام یک رنگ است. می گوید:«اینا چیه؟ از مامانت اجازه گرفتی لاک زدی؟» درنا دستش را می‌کشد و می‌رود سمت نقاشی‌اش. ياسمن می گوید:« خانوم من برم بیرون؟ حوصله ندارم. میخوام برم». معلم که از کلاس بیرون می‌رود، ياسمن مقنعه‌اش را بیرون می‌آورد و گوشه کلاس پرت می‌کند و روی زمین می‌خوابد. می‌گوید:« خاله سیاه و سفید بهترین رنگ‌هاي خداست». ياسمن هفت سالش است. همراه با پدر و برادر و خواهر کوچک‌ترش در خانه‌ای کوچک در پاکدشت زندگی می‌کنند. مادر ياسمن سال‌هاست به علت اعتیاد کارتن خواب است و به خانه نمی‌آید. یک سال پیش ياسمن و خواهر و برادرش همراه با پدرشان در اتاقک سرایداری باغی در نزدیکی پاکدشت زندگی می‌کردند. صاحب باغ مردی میانسال بود که روزها پدر ياسمن را برای خرید به تهران می فرستاد و ياسمن را به اتاق خودش می آورد و با تهدید به او تعرض می‌کرد. ياسمن بارها زبان باز کرد تا ماجرا را به پدرش بگوید اما از عواقب آن ترسید. تا اینکه روزی در یکی از کلاس‌های تئاتر جمعیت امام علی(ع) در یکی از نقش‌هایی که بازی می‌کرد، در حالی که اشک امانش را بریده بود، ماجرا را برای خانم مربی تعریف کرد. مددکارهای جمعیت امام علی(ع) ماجرا را به پدر ياسمن اطلاع دادند و پدر پذیرفت که دخترش را از آن خانه نجات بدهد. در اولین زمان خانه را عوض کردند و جمعیت امام‌علی(ع) از مرد صاحبخانه شکایت کرد. مدارک پزشکی قانونی ياسمن روی میز دادگاه است و خودش همراه با مددکارش هر چند وقت یک‌بار که نوبت دادگاهش می شود، در جایگاه حاضر می‌شود تا ماجرا را شرح دهد. هنوز بعد از ماه‌ها از شکایت جمعیت امام علی(ع) حکمی برای این پرونده صادر نشده است و پدر ياسمن نيز همچنان در انتظار صدور حکم پرونده کودک آزاری دخترش است. «حوصله‌ندارم» این دوکلمه را ياسمن زیاد در حرف‌هایش تکرار می‌کند و همیشه بی‌قراری و خشمی پنهان در صورتش موج می‌زند. کیف صورتی رنگ مدرسه‌اش را درست جایی که چشم‌های آبی عروسک چاپ شده روی آن قرار دارد، پاره کرده است. می گوید:« به خدا من نفهمیدم کی پاره شد!» مدام از این طرف سالن به آن طرف می‌رود و دختران کوچک‌تر یا همسن خودش را که می بیند، نصیحت‌شان می کند که تنها از خانه بیرون نروند و برای‌شان خط و نشان می کشد. دوتایی همراه با مهتاب در سالن غذاخوری خالی روی کفپوش‌ها نشسته‌اند و با سرو صدا مشغول خوردن ناهارشان که خورشت کرفس است، هستند. یکی در میان قاشقش را به هوا پرتاب می کند و دانه‌های برنج به هوا پرتاب می‌شوند. رو به یکی از بچه‌ها که عروسکش را روی پایش گذاشته و مشغول خواب کردن آن است، می‌گوید:« من شب‌ها تا صبح بیدارم، خوابم نمیبره» مهتاب مقنعه سفید مدرسه اش را روی سرش مرتب می‌کند و می‌گوید:«من شبا با دختر همسایمون میرم دوچرخه سواری، این‌قدر کیف میده». ياسمن همین که این جمله را می‌شنود، دست از غذا خوردن می‌کشد و انگشت اشاره‌اش را بالا می‌برد و می‌گوید:« کی به تو گفت شبا بری بیرون؟ به خاک بابابزرگم اگه من تو رو بیرون ببینم، میام تیکه تیکه‌ات می‌کنم». مهتاب با چشم‌های گرد کرده ياسمن را تماشا می‌کند و ساکت است. درسا می‌گوید:« چقدر غذاش خوشمزه است». ياسمن به فکر فرو می‌رود و بعد از مکثی بلند مدت می‌گوید:« خاله مامان من بلد نبود غذا درست کنه. هیچی». درسا می‌پرسد:« مامانت چی شده؟» ياسمن در حالی که لقمه غذا را به سختی قورت می‌دهد، می‌گوید:« فضولی؟» بعد درسا را تماشا می‌کند که از خاطرات بیرون رفتن با مادرش آن وقت‌هایی که جوان بود، حرف می‌زند؛ از پارک رفتن‌ و ساندویچ خوردن‌های‌شان. ياسمن ساکت است. در سکوت اطراف را تماشا می‌کند و از خیر آخرین لقمه‌های غذایش می‌گذرد و بشقاب غذایش را بالای میز غذاخوری می‌گذارد و می‌رود. حالا که ماه‌ها از روزهای تلخ زندگی‌اش می‌گذرد، هنوز قرص‌های اعصاب و روان مصرف می‌کند. قرص‌هایی که در روزهای اول درمان تعدادشان خیلی بیشتر بود. همه آرزویش این است که بعدازظهرها یکی از مددکارها همگی‌شان را با هم سوار ماشین کند و در شهر بگرداند، با يكديگر به کافی‌شاپ بروند، بستنی بخورند و بگویند و بخندند.

    ياسمن یک خواهر کوچک‌تر دارد که جانش برای او در می‌رود. وقتی از ریحانه تعریف می‌کند، لپ‌هایش گل می‌اندازد و لبخندی به پهنای صورت به لبانش می‌آید. می‌گوید:« ریحانه عشق منه، زندگی منه، دختر منه». ياسمن از مادرش هیچي نمی‌گوید. وقتی بچه‌ها از مادرهای‌شان می‌گویند، او در سکوت با چشم‌های حسرت زده و متعجب به دهان بچه‌ها خیره می‌شود و فقط گوش می‌دهد. عصرها، پدر ياسمن جلوی در خانه علم پاکدشت در انتظار دخترش می‌ایستد. ياسمن از دستپخت پدرش تعریف می‌کند و باخنده می‌گوید:«بابام عدس پلو خیلی خوشمزه درست میکنه». بعد به آغوش پدر می‌پرد. پدری که تا مدت‌ها پیش درگیر اعتیاد بود و بعد از بارها ترک کردن تصمیم گرفت برای همیشه تریاک را کنار بگذارد تا بچه‌هایش را حفظ کند. در یک مغازه صافکاری کار می‌کند و زندگی‌شان به سختی می‌گذرد. از پرخاشگری‌های گاه و بی گاه ياسمن می‌نالد و از وقت‌هایی که بی امان می‌نشیند و فقط گریه می‌کند، بی آنکه کلمه‌ای حرف بزند.

    https://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2018/05/d74240cf11d5dccaa8d48.jpg 167 303 نیما مختاریان http://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png نیما مختاریان2018-04-18 12:51:142020-02-24 13:59:25دو روايت از قربانيان كودک‌آزاری و قتل در پاكدشت بررسی شد

    اشتغال زایی در سرپل ذهاب

    2018-04-16/0 دیدگاه /در خبر, کرمانشاه /توسط نیما مختاریان

    اگر صاحب شرکت یاموسسه‌ای هستید می‌توانید با سفارش کیسه‌های پارچه‌ای،حامی محیط زیست و بانوان سرپرست خانوار کرمانشاهی باشید

    لینک ثبت سفارش

    https://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2018/05/photo_2018-05-16_17-17-24.jpg 1276 1280 نیما مختاریان http://imamalisociety.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png نیما مختاریان2018-04-16 12:51:072018-05-16 13:22:45اشتغال زایی در سرپل ذهاب
    صفحه 283 از 320«‹281282283284285›»

    اطلاعات تماس

    آدرس:  تهران، میدان فردوسی، خیابان شهید سپهبد قرنی، جنب بیمارستان آپادانا، پلاک ۱۳۵، طبقه ۲، واحد ۴
    شماره تلفن: ۸۸۸۳۴۵۶۷-۰۲۱
    زمان پاسخگویی: شنبه تا چهارشنبه، ساعت ۱۰ الی ۱۶

    حمایت مالی

    شماره حساب:
    شماره کارت:
    شبا:

    درگاه پرداخت آنلاین

    نماد اعتماد الکترونیکی

    کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت برای جمعیت امام علی محفوظ است ۲۰۲۳ ©
    • Twitter
    • Instagram
    • Facebook
    • Youtube
    • درباره ما
    • طرح‌ها
    • خانه‌های ایرانی
    • تماس
    • EN
    مشاركت در خريد و ساخت خانه علم براى بيش از٢٠٠كودک درگير چرخه كار در كرج... آثار کودکان هنرمند خانه ایرانی شهرری
    رفتن به بالا