هنرهای باورنشده زنان حاشيهنشين
شب يله شده بر روستاي كوچك جموكان، سكوت به باد مجال ميدهد تا لاي ديوارهاي حصيري كپرها زوزه بكشد. لامپهاي كمجان نور قرمز رنگش را تابيده به كپر كوچك ناز بيبي، مرد بلوچ زير نور كمجان لامپها مشغول به هم بافتن حصير است. انگشتهايش با حصير غريبگي نميكنند. انگار ليفهاي داز (نخل وحشي) بخشي از […]
